X
تبلیغات
زیست شناسی

زیست شناسی
این وبلاگ جهت آشنائی شما با برخی مکانیسم های بدن انسان وسایر جانداران طراحی شده
قالب وبلاگ
پانکراس :
پانکراس یا لوزالمعده یکی از غدد بزرگ گوارشی است که شبیه پیپ تنباکو بوده وهمچنین غده ای است مختلط یا mined با ترشحات اگزوکرین و اندوکرین.
قسمت اگزوکرین پانکراس از حباب ها و مجاری تشکیل شده است.

قسمت اندوکرین پانکراس همان جزایر لانگرهانس هستند که تعداد این جزایر به طور متوسط در انسان یک میلیون است که تجمع آن در قسمت دم لوزالمعده بیشتر از سر آن است.
پانکراس یک غده ی لبوله شده است که بر روی جدار خلفی شکم به صورت عرضی در موازات مهره های L1 وL2 واقع می شود. پانکراس در سمت راست تا دومین قسمت دئودنوم و در سمت چپ تا ناف طحال کشیده می شود.
ابعاد پانکراس :
cm20 _ 15 طول ، cm5 عرض و cm 3 ضخامت
پانکراس خلف صفاق واقع می شود به جز دم آن که در داخل لیگامان طحالی _ کلیوی و داخل صفاقی است.
پانکراس شامل head ، neck ، body و tail است.
انتهای چپ پانکراس که باریک می شود دم پانکراس نام دارد.


Head :
انتهای راست پانکراس که متسع بوده و داخل تقعر دئودنوم واقع می شود سر انکراس نامیده می شود و توسط یک قسمت نسبتا فشرده به نام گردن ، به تنه متصل می شود.
سر پانکراس دارای کنار های فوقانی ، راست ، تحتانی و سطوح قدامی و خلفی و نیز یک زائده است.
از بخش تحتانی و چپ سر پانکراس زائده ای به سمت چپ کشیده می شود که به آن زائده ی قلابی یا oncinate process گفته می شود.
مجاورات :
کنار فوقانی با اولین قسمت دئودنوم ، کنار راست با دومین قسمت دئودنوم ، بخش انتهایی با مجرای صفراوی و کنار تحتانی با سومین قسمت دئودنوم مجاور است.
در حقیقت دومین و سومین قسمت دئودنوم داخل شیاری قرار می گیرند که به وسیله ی کناره های راست و تحتانی سر پانکراس تشکیل می شود. سطح قدامی سر پانکراس از بالا به پایین با شریان گاسترودئودنال ، کولون عرضی وپایین تر از آن با خم های ژژنال مجاورت دارد.
سر پانکراس در عقب با I.V.C ، بخش های انتهای ورید کلیوی و ستون دیافراگم مجاورت دارد. همچنین بر روی بخش فوقانی خارجی سر پانکراس ، شیار یا تونلی در اثر عبور مجرای صفراوی اصلی ایجاد می شود.

Neck :
cm2 طول دارد و بین سر و تنه است. حد قدامی گردن شیاری است که به وسیله ی شریان گاسترودئودنال و پانکراتیکودئودنال ایجاد می شود.
حد خلفی آن شیاری است که به وسیله ی بخش انتهایی ورید مزانتریک فوقانی و بخش ابتدایی ورید پورتال تشکیل می شود. ( محل اتصال ورید مزانتریک فوقانی با ورید پورت )
مجاورات :
زائده ی قلابی در جلو با عروق مزانتریک فوقانی و در عقب با شریان آئورت جاورت دارد. در حقیقت زائده ی قلابی همراه سومین قسمت دئودنوم داخل یک پنس شریانی قرار می گیرند که به وسیله ی شریان مزانتریک فوقانی و خود آئورت ایجاد می شود. گاهی این حالت باعث انسداد سومین قسمت دئودنوم نیزمی شود.
گردن در جلو با بخش پیلوریک معده و در عقب با وریدهای پورتال و مزانتریک فوقانی مجاور است.
Body :
دارای مقطع عرضی مثلثی با کنارهای فوقانی ، تحتانی و قدامی است. تنه ی پانکراس همچنین دارای سطوح قدامی ( که به سمت بالا وجلو نگاه می کند) ، تحتانی ( که به پایین و جلو نگاه می کند ) و خلفی می باشد.
کنار فوقانی در سمت راست ، در مجاورت سمت راست گردن بر روی آن یک برجستگی دیده می شود که به آن omental tuberosity گفته می شود. این برجستگی در تقعر کوچک معده واقع می شود و با lesser omentumمجاورت دارد. بر روی این برجستگی تنه ی سیلیاک قرار دارد و بر روی بخشی در کنار فوقانی تنه ی پانکراس در جلو به واسطه ی lesser sac با سطح خلفی معده مجاورت دارد . در واقع این سطح بخشی از بستر معده را تشکیل می دهد و به وسیله ی صفاق پوشیده می شود.

خونرسانی پانکراس :
1_ شاخه های پانکراتیک شریان طحالی ( حدود 10 شاخه ی کوچک )
2_ پانکراتیکودئودنال فوقانی
3_ پانکراتیکو دئودنال تحتانی
اعصاب پانکراس :
در ضخامت بافت همبند پانکراس جسمک های پایینی و عقده های عصبی خودکار کوچکی وجود دارد. آکسون های اعصاب سمپاتیک ( وازوموتور ) و اعصاب پاراسمپاتیک ( سکرتوموتور ) در بین سلول های جزایر لانگرهانس پراکنده می شوند.
0شیره ی پانکراس که در حقیقت ترشحات اگزوکرین آن است علاوه بر عصب واگ ، به وسیله ی دو هورمون سکرتین و کوله سیستوکینین تحریک می شود که این دو هورمون از مخاط دئودنوم تراوش می گردند و از طریق خون بر پانکراس اثر می گذارند و ترشح شیره ی آن را تحریک می کنند.

نکات باليني پانکراس
عدم تخلیه ی ترشحات پانکراس و برگشت صفرا به پانکراس در هر دو حالت منجر به پانکراتیک می شود. تورم سر پانکراس می تواند منجر به انسداد مجرای اصلی شود.
سرطان سر پانکراس شایع است و با فشار بر روی مجرای صفراوی منجر به یرقان انسدادی می شود یا ممکن است با فشار بر روی ورید پورت باعث آسیت ( ascite ) شود ویا ممکن است باعث انسداد پیلور معده شود.
هنگامی که فشار به پانکراس وارد می آید ستون مهره ها مثل یک anvil ( سندان) عمل کرده و ممکن است منجر به پارگی پانکراس شود که این حالت معمولا باعث پارگی مجرا و خروج ترشحات به خود بافت و بافت های اطراف شده و منجر به هضم بافت پانکراس و بافت های دیگر شده و خیلی وخیم و دردناک است.
سطح تحتانی تنه ی پانکراس از سمت راست به چپ با خم های ژژنال ، دئودنوژژنال و خم کولیک چپ مجاور است . سطح خلفی تنه ی پانکراس بر روی دیواره ی خلفی شکم واقع می شود و با عروق کلیوی چپ و بخشی از کلیه ی چپ و غده ی فوق کلیوی چپ ، ستون چپ دیافراگم و همچنین شریان آئورت و شریان مزانتریک فوقانی مجاورت دارد.
Tail:
دم به همراه عروق طحالی داخل لیگامان طحالی _ کلیوی واقع می شود. در انتهای خود با خم کولیک چپ ، در عقب و راست با طحال مجاورت دارد. ترشحات پانکراس به وسیله دو مجرای اصلی و فرعی به دومین بخش دئودنوم تخلیه می شوند . به این ترتیب که مجرای اصلی که به سطح خلفی پانکراس نزدیک تر است ترشحات ناحیه دم، گردن و بخش اعظم سر پانکراس را جمع آوری می کند.
این مجرا از دم پانکراس شروع شده، به سمت راست کشیده می شود. وقتی به ناحیه گردن می رسد به پائین عقب و راست کشیده می شود و مجرای صفراوی اصلی در سمت راست آن قرار می گیرد. این مجرا با مجرای صفراوی اصلی تشکیل آمپول واتر را می دهد. به مجرای اصلی، مجرای لوبولی پانکراس در زوایای قائمه با یک الگوی شانه ای شکل تخلیه می شوند. این مجرا، مجرای ویرسونگ نام دارد.

مجرای دیگر پانکراس که پانکراتیک فرعی نام دارد از سطح تحتانی سر پانکراس شروع شده، به بالا و راست کشیده می شود و از جلوی مجرای اصلی عبور می کند و ترشحات بخش تحتانی سر پانکراس را تخلیه می کند و در 15 تا 20 درصد موارد موجود است و به پاپیلای مینور دئودنوم وارد می شود . این مجرا دارای یک ارتباط با مجرای پانکراتیک اصلی است. گاهی اوقات انتهای این مجرا بسته شده و ترشحات آن به مجرای اصلی می ریزد. به این مجرا، مجرای ساتورینی گفته می شود.
ممکن است مجرای صفراوی کلدوک و مجرای اصلی پانکراس به صورت مستقل به دئودنوم باز شوند
__________________

 

موضوعات مرتبط: پانکراس
[ پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 ] [ 17:35 ] [ امین ] [ ]

ديابت چيست؟

ديابت ، يا به طور دقيق‌تر ديابت قندي (شيرين) به حالت يا وضعيت افزايش قند اضافي در خون اطلاق مي‌گردد. اين قند به شكل گلوكز است كه از غذاي مصرف شده حاصل مي گردد. به هنگام مصرف غذاهاي حاوي كربوهيدارت (مواد قندي) ، نظير قند و شكر يا مواد نشاسته‌اي ، بدن انسان آنها را به گلوكز تبديل مي كند. ديابت هنگامي رخ مي‌دهد كه سيستم خودكاري كه مسئوليت كنترل يا تنظيم مقدار گلوكز در خون را بعهده دارد ، بطور موثر قادر به انجام وظيفه خود نباشد.

گلوكز توسط بافتهاي بدن نظير ريه‌ها ، قلب ، كبد و عضلات براي توليد انرژي مصرف مي گردد. تنها راه انتقال گلوكز از خون بداخل سلولهاي بدن بواسطه عمل هورموني بنام انسولين انجام مي‌گيرد. انسولين توسط غده كوچكي بنام پانكراس توليد مي‌شود كه در حاشيه معده قرار گرفته است.

در حالت عادي ، مصرف غذاي حاوي شكر يا مواد نشاسته‌اي نظير نان و سيب زميني علامتي است براي پانكراس كه انسولين را به داخل جريان خون رها سازد.در ادامه انسولين به گلوكز كمك مي كند كه وارد بافتهاي بدن گردد و بدين صورت نقش كليد بازگشت قند خون به سطح طبيعي را ايفا مي‌كند.

اگر سطح گلوكز خون بطور غيرطبيعي بالا باشد ، ديابت با علائم يا نشانگان زير ظاهر مي‌شود:

•  پر ادراري (پلي اوري (1) ) و يا ادرار فراوان شبانه (نوكتوري (2) ).

•  نوشيدن زياد مايعات به خاطر رفع تشنگي (پلي ديپسي (3) ).

•  خستگي مفرط بواسطه عدم تأمين گلوكز كافي به عضلات (1).

سطح طبيعي گلوكز خون

دامنه سطح طبيعي گلوكز خون در يك فرد سالم غير ديابتي بين110-80 ميلي‌گرم در دسي‌ليتر است. سطح گلوكز خون به راحتي در مركز بهداشتي – درماني و يا توسط خود شخص قابل اندازه گيري است (2).

انواع ديابت

دو نوع اصلي ديابت عبارتند از (3).

ديابت نوع 1 يا ديابت قندي وابسته به انسولين (4)

اين نوع از ديابت 15% افراد ديابتي را تشكيل مي‌دهد و معمولاً در سنين زير 30 سالگي بروز مي كند اما ممكن است در هر سني ديده شود. ديابت نوع 1 هنگامي رخ مي‌دهد كه پانكراس قادر به توليد انسولين نبوده و يا به ميزان ناچيز توليد مي‌كند. بنابراين تزريق روزانه انسولين براي افراد مبتلا ضروري است.

علت دقيق اين نوع از ديابت ناشناخته بوده ، اما قسمتي از غده پانكراس ، سلولهاي جزاير لانگرهانس ، قادر به توليد انسولين نيستند. شواهد قوي مبتني بر نقش عوامل ژنتيكي در پيدايش آن وجود دارد. ديابت يك بيماري چند علتي است كه در اثر بر هم كنش عوامل ژنتيكي و شيوه زندگي ايجاد مي شود.

ديابت نوع 2 يا ديابت قندي غير وابسته به انسولين (5)

85% افراد ديابتي دچار ديابت نوع 2 هستند و چون معمولاً در بالغين در سنين 40 سالگي به بعد ديده مي شود آن را ديابت بالغين نيز مي نامند. اين نوع از ديابت هنگامي رخ مي دهد كه غده پانكراس ، به مقدار كافي انسولين توليد نكرده و يا انسولين بطور موثر عمل نمي كند. اين وضعيت ممكن است در اشخاص پر وزن بروز كند و چربي مازاد مانع از انتقال گلوكز از جريان خون توسط انسولين به داخل بافتهاي بدن گردد. در صورتيكه وزن اضافي علت ايجاد اين نوع ديابت باشد ، كاهش وزن مي‌تواند وضعيت را بهبود بخشد.

علاوه بر پروزني ، ديگر عوامل مرتبط با ايجاد ديابت نوع 2 شامل دريافت رژيم سرشار از چربي و داراي فيبر رژيمي كم ، كاهش فعاليت جسماني ، تنش ، مصرف بعضي از داروها و دريافت اضافي الكل است.

خطر بروز يا پيدايش ديابت نوع 2 در صورت وجود پيشينه يا سابقه خانوادگي ، شدت يافته اما فقدان يك سابقه با پيشينه خانوادگي بدين معني نيست كه شخص در مقابل ديابت مصون باشد.

ديابت دوران بارداري (1)

اين نوع ديابت به ميزان 3% در تمام بارداريها ديده مي شود. اكثر زنان داراي ديابت بارداري ، نوزادان سالم بدنيا مي‌آورند و كودك دچار ديابت نخواهد بود. اين عارضه غالباً پس از هفته 24 بارداري پديدار شده و انجام آزمايش ويژه براي ديابت بارداري ، آزمايش تحمل گلوكز ، معمولاً بين هفته‌هاي 28-24 بارداري توصيه مي شود.

ديابت بارداري در طي اين دوران در پاسخ به نياز براي انرژي افزايش يافته براي رشد و نمو جنين بوجود آيد.

انسولين اضافي به منظور هدايت گلوكز از جريان خون به داخل بافتها براي تأمين انرژي افزايش يافته مورد نياز است.

اگر پانكراس قادر به توليد مقادير مازاد انسولين نباشد ، در اين صورت سطح گلوكز خون افزايش يافته و ديابت دوران بارداري بوجود مي آيد.

در 98% از زنان مبتلا به اين ديابت ، بيماري پس از تولد نوزاد از بين مي رود ، با اين وجود ، شانس بروز مجدد ديابت در بارداري‌هاي بعدي افزايش مي يابد. به علاوه ، زنان مبتلا به اين ديابت تا 50% از شانس و احتمال بروز ديابت نوع 2 در ظرف 15 سال پس از بارداري برخوردار هستند. براي كسب اطلاعات بيشتر مي توانيد با پزشك ، ماما يا آموزش دهندگان ديابت مشاوره فرماييد.

كنترل ديابت

بسياري از افراد عليرغم دارا بودن سطح گلوكز خون بالا احساس سلامت مي كنند. با اين وجود ، حفظ كنترل مناسب سطح گلوكز خون به منظور پيشگيري يا كاهش خطر مشكلات حاصله از ديابت از اهميت خاصي برخوردار است.

مشكلات عبارتند از:

•  ناراحتي هاي سيستم قلب و جريان خون،

•  عفونت‌ها،

•  بيماري كليوي،

•  ناراحتي هاي چشمي،

•  آسيب عصبي در اندام تحتاني،

•  ناتواني جنسي.

درمان

در حال حاضر ديابت قابل درمان نيست ، اما قابل كنترل بوده و هدف از درمان حفظ سطح گلوكز خون در دامنه طبيعي است (4).

كنترل ديابت نوع 1 :

•  كاهش سطح گلوكز خون با تزريق روزانه انسولين،

•  پيروي از يك الگوي خوراكي رژيم متعادل،

•  فعاليت منظم،

•  پرهيز از سيگار،

كنترل ديابت نوع 2 :

•  پيروي از يك الگوي رژيمي متعادل،

•  فعاليت منظم.

•  در صورتي كه گلوكز خون در سطح بالا قرار دارد، مي‌توان از داروهاي خوراكي محرك پانكراس براي توليد انسولين بيشتر و يا كمك به فعاليت موثر انسولين استفاده كرد،

•  بعضي مواقع اگر داروهاي خوراكي مفيد واقع نشود، استفاده از انسولين ضروري است.

كنترل ديابت دوران بارداري:

•  پيروي از يك الگوي رژيمي متعادل،

•  فعاليت منظم،

•  در صورتيكه گلوكز خون در سطح بالا قرار دارد ، ممكن است استفاده از انسولين ضروري باشد،

•  و پرهيز از سيگار.

 


موضوعات مرتبط: دیابت
[ پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 ] [ 17:25 ] [ امین ] [ ]

وظیفه ی این غدد پاسخ آنی  یا طولانی مدت به فشار روحی و جسمی است.

 

مقدمه

غده‌ها بافتهایی هستند که سلولهای آنها ، برای ترشح کردن موادی ویژه تخصص یافته اند. بعضی از غده‌ها ، مانند غدد گوارشی ، ترشحات خود را از راه مجراهای موجود ، به داخل لوله گوارشی می‌ریزند. به چنین غده‌هایی برون‌ریز گفته می‌شود. غده‌هایی هم وجود دارند که ترشحات خود را در خون می‌ریزند. این غده‌ها درون‌ریز هستند. ترشحات غده‌های درون‌‌ریز هورمون نام دارد.


تصویر



هورمونها (Hormones) در راه اندازی و تنظیم سوخت و ساز بدن ، نگهداری حالت تعادل بدن ، تنظیم رشد ، تنظیم تولید مثل نقش دارند. از لحاظ ساختمانی ، هورمونها به دو گروه عمده پروتئینی (متشکل از رشته‌های اسید آمینه) و استروئیدی (چربی مانند) تقسیم می‌شوند. در بدن ما چندین غده وجود دارد که ترشحات هر کدام ، عمل یا اعمال فوق کلیوی را در نقاط معین بدن بر عهده دارند غدد فوق کلیوی از جمله غدد داخلی بدن بوده و عمل آن در بالای هر کلیه و چسبیده به آن است. غدد فوق کلیوی از دو بخش قشری و مرکزی تشکیل شده است که هر یک غده‌ای کاملا مستقلند.

بخش قشری غدد فوق کلیوی

این بخش از سه لایه تشکیل شده است در هر لایه یک دسته هورمون ترشح می کند، اما از نظر شیمیایی تمام هورمونهای بخش قشری جز گروهی از چربیها هستند ، که به نام استروئید معروفند. از جمله هورمونهای این بخش آلدسترون و کورتیزول می باشد.

آلدوسترون

از جمله هورمونهای بخش قشری آلدوسترون (Aldestrone) است که در تنظیم میزان سدیم خون دخالت می‌کند از زمان قدیم می‌دانستند که اگر غده فوق کلیوی جانوری را بردارند، جانور پس از چند روز می‌میرد. اکنون روشن شده است که علت این مرگ دفع بیش از حد سدیم از کلیه است. که در نتیجه فقدان آلدسترون صورت می‌گیرد. اگر به جانور فاقد غده آدرنال ، مقدار زیادتری نمک خورانده شود از مرگ آن جلوگیری می‌شود.



تصویر

کورتیزول

هورمون دیگر بخش قشری ، کورتیزول است که بویژه از نظر کثرت فعالیتهایی که انجام می‌دهد از هورمون‌های بسیار مهم بدن است. کورتیزول در موارد ترمیم زخمها ، رفع التهاب در بافتها ، تجزیه پروتئین ها و تبدیل آنها به قند ، مقابله با شرایط ناگوار بدنی و محیطی مانند بیماری ، عفونت میکروبی ، شوکهای عصبی و عاطفی ، گرما و سرما دخالت دارند و به کمک بدن می‌آیند.

بخش مرکزی غدد فوق کلیوی

این بخش هیچ ارتباطی به بخش قشری ندارد. در واقع بخش مرکزی غده فوق کلیوی را می‌توان جزئی از دستگاه عصبی سمپاتیک دانست، زیرا این اعصاب به سلولهای بخش مرکزی وارد شده اند و هر بار که تحریک دستگاه سمپاتیک رخ می‌دهد، این سلولها تحریک می‌شوند و هورمون آدرنالین آزاد می‌کنند این هورمون به همراه گردش خون به رگها ، ماهیچه‌ها ، قلب و مغز می‌رسد و موجب تقویت و تشدید آثار اعصاب سمپاتیک می‌شود.

آدرنالین

بطور کلی آدرنالین همگام با تحریک اعصاب سمپاتیک ترشح می‌شود و موجب فراهم آوردن نوعی حالت آماده باش برای بدن است، تا شخص بتواند در مقابل پیشامد نابهنگام یا فوق العاده ، آمادگی قبلی داشته باشد (مانند موارد ستیز ، فرار یا ...). در چنین حالاتی ترشح آدرنالین موجب می‌شود که فعالیت قلب و فشار خون زیادتر شود و خون رسانی افزایش یابد. آدرنالبین بخصوص موجب باز شدن رگهای عضلات شده و خون رسانی را به این اعضا که تحریک بدن را موجب می‌شود، افزایش می‌دهد. از سوی دیگر عمل آدرنالین بر جگر باعث می‌شود که گلوکز خون بالا رود و انر‍ژی مورد نیاز برای ماهیچه‌ها و اعصاب تامین شود.



تصویر

چگونگی عمل هورمونها

چون هورمونها همراه خون منتقل می‌شود باید انتظار داشت که به همه جای بدن برسند. هورمونها به دو روش عمل می‌کنند.

روش اول

هورمونهای استروئیدی به علت حل شدن در چربی غشای سلول می‌توانند از آن بگذرند پس امکان ورود آنها در بیشتر سلولهای بدن وجود دارد. اما تاثیر خود را فقط بر سلولهای هدف می‌گذارند. در این سلولها پروتئینهای ویژه‌ای به نام گیرنده وجود دارند که با هورمون ترکیب می‌شوند. مجموعه هورمون - گیرنده نوعی عامل فعال برای راه اندازی واکنشهای شیمیایی درون سلول خواهد بود. این مجموعه پروتئی‍نی را داخل هسته وارد می‌سازد تا آنزیم معینی بسازد و به کمک آن واکنش شیمیایی خاصی را در سلول انجام دهد.

روش دوم

هورمونهای پروتئینی معمولا به علت درشتی از غشای سلول نمی‌گذرند. اما در سطح بیرونی غشا پروتئینهای گیرنده وجود دارند که این هورمونها را شناسایی می‌کنند و با آنها ترکیب می‌شوند و مجموعه هورمون - گیرنده را تشکیل می‌دهند. وجود این مجموعه آنزیمی را در غشا فعال می‌کند. این آنزیم سبب بوجود آمدن ترکیبی به نام AMP حلقوی در داخل سلول می‌شود. AMP حلقوی آنزیم ویژه‌ای را در سلول فعال می‌سازد تا واکنش شیمیایی معینی را انجام دهد.


موضوعات مرتبط: غدد فوق کلیه
[ سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ] [ 16:39 ] [ امین ] [ ]
عقب افتادگی ذهنی

در دنباله بررسي بيماري هاي انگلي به بررسي يك گونه ديگر از انگل ها مي پردازيم .اين انگل هم به شكل كرم نبوده بلكه به صورت تك ياخته است و در رودة كوچك زندگي مي كند .اندازه اين تك ياخته بين يك صدم تا دو صدم ميلي متر بوده و به شكل گلابي است. ژيارديا كه به آن انگل خونخوار هم مي گويند داراي يك صفحه مكنده می باشد که با کمک آن مي تواند به ديوارة روده بچسبد. هنگامي كه شرايط زندگي براي انگل نامساعد بشود تاژك هاي مو مانند خود را از دست داده ، به شكل گرد در مي آيد.
انتقال بيماري :
ژيارديا انتشار جهاني دارد و باعث آلودگي انسان ،سگ و موش مي شود. به دليل حساسيت ويژه بچه ها انگل بيشتر در بچه هاي مدرسه رو ديده مي شود . با اين حال در بزرگسالان و افراد با تغذيه خوب و حتي ورزشكاران هم ديده شده است.
انتقال به وسيله آب يا خوراك آلوده به انگل انجام مي شود. آلودگي منابع آب آشاميدني شهر با فاضلاب و خوراكي هاي دستمالي شده با دست آلوده از مهمترين راههاي انتقال هستند.
نشانه هاي بيماري :
افراد گوناگون از نظر پاسخ به آلودگي با انگل با يكديگر تفاوت دارند. عده اي بدون علامت هستند، در ژیاردیابرخي ديگر بيماري حاد و با آغازي ناگهاني است.اسهال با فشار ، مدفوع آبكي بسيار بدبو و گازدار ، تهوع و استفراغ ، بي اشتهايي ، نفخ و دل درد از نشانه هاي بيماري است. در پاره اي ديگر بيماري به صورت مزمن در مي آيد اين اسهال دير پا ماهها به درازا كشيده ، خود را به صورت سوء جذب ويتامين ها و چربي ها نشان مي دهد .كاهش وزن ،نفخ و بزرگي شكم ، دل درد ، اسهال نامنظم و چرب ، گاهي ورم و زخم روده از ديگر نشانه هاي آن است.
تشخيص :
به دليل دفع متناوب انگل ، آزمايش مدفوع بايد سه بار انجام بپذيرد تا انگل در زير ميكروسكوپ ديده بشود.
درمان :
داروهاي گوناگوني مانند فورازوليدن ، مترونيدازول ، كيناكربن و تينی دازول در درمان انگل خو نخوار به كار رفته است. مدت درمان و ميزان داروي دريافتي (دوز دارو) به وسيله پزشك درمانگر تعيين مي

 


موضوعات مرتبط: هیپو تیروئیدیسم
[ سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ] [ 16:28 ] [ امین ] [ ]

تاثیر کمبود نمک ید‌دار در سلامتی

شیر یک عنصر حیاتی برای زندگی انسان است که در ساختمان هورمون‌های تیروئیدی (3T ، 5T) وجود دارد. این هورمون‌ها در متابولیسم پایه و متابولیسم انرژی و نیز در تکامل جسمی و ذهنی فرد تأثیر بسزایی دارند. بدن یک انسان بالغ و سالم  15تا20 میلیگرم ید دارد که حدود 70تا80 درصد آن در غده تیروئید است. ید به خصوص در اوایل دوران کودکی، بلوغ، بارداری و شیردهی به دلیل افزایش نیاز فیزیولوژیک بدن بیشتر مورد نیاز است و دریافت مقدار کافی آن اهمیت حیاتی دارد.

ید موجود در غذا، به سرعت در روده جذب شده و به غده تیروئید می‌رود. تعداد مورد نیاز حدود 150 کیلوگرم در روز است. غده تیروئید توانایی ذخیره سازی ید را دارد و در نتیجه میزان ید موجود در این غده ارتباط مستقیمی با مقدار جذب و مصرف ید دارد. زمانی که مقدار دریافت ید کم‌تر از حداقل نیاز (75-50 میکروگرم در روز) باشد، ترشح هورمون‌های غده هیپوفیز مانند تیروتروپین افزایش یافته، به دنبال آن غده تیروئید فعالیت بیشتری پیدا می‌کند تا حداکثر ید برداشت شود که این فعالیت شدید تیروئید باعث بزرگ شدن غده تیروئید شده و در اصطلاح به آن بیماری گواتر ساده می‌گویند. در چنین وضعی حتی ممکن است موجودی ید در غده تیروئید به یک میلیگرم یا کم‌تر برسد در حالی که در حالت طبیعی‌اش این مقدار حدود 10 تا 12میلیگرم است. گواتر معمولاً در سن بلوغ آشکار می‌شود و زنان بیش از مردان به آن مبتلا می‌شوند. لازم به ذکر است که اگر به هر علتی غیراز کمبود ید، غده تیروئید بزرگ شود، به این بیماری گواترسمی می‌گویند. سازمان بهداشت جهانی

 (who) تقسیم‌بندی زیر را برای شدت گواتر ساده اعلام کرده است:

1. اگر هیچ نوع گواتر حس کردنی و قابل مشاهده وجود نداشته باشد به آن گواتر درجه صفر گفته می‌شود.

2. اگر توده‌ای در گردن مشاهده شود که قابل حس کردن است به آن گواتر درجه یک می‌گویند. این توده هنگامی که گردن در حالت عادی قرار می‌گیرد به سمت بالا حرکت می‌کند به گونه‌ای که گویا بلعیده می‌شود و تغییر و تورم حتی هنگامی که تیروئید بزرگ شده باشد نیز ممکن است ایجاد شود.

3. در گواتر درجه دو تورمی در گردن به هنگامی که گردن در حالت نرمال است دیده می‌شود و شامل یک تیروئید ورم کرده به هنگام حس کردن گردن است.

گواتر حداقل اختلالی است که در اثر کمبود ید به وجود می‌آید. فرد مبتلا به گواتر زود خسته می‌شود و فعالیت کم‌تری نسبت به افراد طبیعی دارد. در دوران بارداری در صورتی که جنین به مقدار کافی ید دریافت نکند مغز در حال رشد اوقادر نخواهد بود شبکه تراکمی از ارتباطات سلول‌های مغزی ایجاد کند و توانایی ذهنی او کاهش می‌یابد. در مناطقی که با کمبود شدید یُد مواجه هستند، کودکان از عقب‌ماندگی شدید ذهنی رنج می‌برند و حتی در مناطقی که کمبود ید، شدت زیادی نداشته باشد کودکان نیز دچار کاهش قدرت یادگیری تا حدود 10 تا 15درصد می‌شوند؛ گرچه این افت کاملاً نامشهود است. قابل توجه اینکه اکثر اختلالات ناشی از کمبود ید، دایمی و غیرقابل برگشت است و حتی کمبود ید در حیوانات اهلی ودام‌ها نیز باعث سقط جنین و نازایی شده و صدمات اقتصادی زیادی به بار می‌آورد.

 افراد طبیعی نیز در مناطق گواتر خیز در مقایسه با افراد مناطق غیر گواترخیز دارای میزان بروز بالاتر: کری، کندی رفلکس‌هانشانه‌های کم‌کاری غده تیروئید توانایی کم‌تر در یادگیری و تعداد بیشتر بچه‌های مرده به دنیا آمده و بچه‌های ناقص‌الخلقه هستند. نتایج تحقیقات و بررسی‌های فراوان نشان می‌دهد اختلالات ناشی از کمبود یُد، اصلی‌ترین عامل پیشگیری معلولیت‌های ذهنی در جهان است.

یُد به طور عمده در خاک یافت می‌شود ولی خاک بسیاری از مناطق جهان دارای مقادیر کافی از این ماده مغذی و ضروری نیست. بنابراین محصولات کشاورزی و فرآورده‌های دامی این مناطق دچار کمبود ید هستند و در نتیجه رژیم غذایی انسان‌هایی که به این منابع وابسته‌اند نیز به مقدار کافی ید نخواهند داشت. ید در ابتدای پیدایش زمین در خاک به مقدار فراوان وجودداشته است، لیکن مقادیر زیادی از ید خاک تحت تأثیر یخ‌زدن، باران و برف شسته شده و توسط باد، رودخانه‌ها و سیلاب‌ها وارد دریا شده است.

ید در لایه‌های عمیق زمین و در نفت و گاز طبیعی نیز وجود دارد. بنابراین آبی که از لایه‌های درونی زمین به سطح آورده می‌شود منبع خوبی از ید است و هر چه خاک سطح زمین عمر بیشتری داشته باشد یُد آن کم‌تر است زیرا احتمال شسته‌شدن آن توسط برف و باران بیشتر می‌شود. در نتیجه در مناطق کوهستانی زمین، مانند: هیمالیا، آلپ، آند و کوه‌های چین احتمال کمبود ید بیشتر است. البته کمبود ید در دره‌هایی که سیل دیده‌اند نیز مشاهده می‌شود. بنابراین کاملاً روشن است که غذاهای دریایی منبع اصلی ید هستند و آب‌های شیرین مقدار  کمی یُد دارند و در نتیجه ماهی‌های آب شیرین مانند قزل‌آلا و کپور رودخانه‌ای ید چندانی به بدن نمی‌رسانند.

 به منظور مبارزه با اختلالات ناشی از کمبود یُد بایستی مقادیر ناچیزی از این عنصر را به رژیم غذایی روزانه اضافه کرد.

یک روش کم‌هزینه که به بهترین شکل هم انجام می‌شود یُددار کردن نمک مصرفی انسان و دام است که این روش به عنوان بهترین روش یُدرسانی در بسیاری از کشورهای جهان به کار می‌رود. بنابراین لازم است به مصرف نمک یددار تصفیه شده  در برنامه غذایی روزانه تأکید شده و توجه شود که هر چند برای پیشگیری از بیماری‌های قلب وعروق و افزایش فشار خون، مصرف کم نمک توصیه می‌شود، اما همان مقدار کم باید از نمک یددار باشد تا ید مورد نیاز بدن را تأمین کند و از اختلالات ناشی از کمبود ید پیشگیری شود. گفتنی است: نمک تصفیه شده، نمکی است کاملاً بهداشتی که ناخالصی‌های آن در مراحل فرآیند کریستالیزاسیون دوباره حذف شده است. ناخالصی‌های نمک به طور معمول به دو صورت محلول و نامحلول وجوددارد. شن ماسه یا خاک که هنگام استخراج وارد نمک می‌شوند از ناخالصی‌های نامحلول و املاحی مانند: کلسیم، منیزیم، سولفات و فلزات سنگینی مانند: سرب وجیوه از ناخالصی‌های محلول در نمک محسوب می‌شوند. وجود این ناخالصی‌ها می‌تواند منجربه بروز ناراحتی‌های گوارشی کلیوی، کبدی و حتی ممانعت در جذب آهن شود. به همین دلیل به مصرف نمک تصفیه شده و از نوع یُددار توصیه می‌شود. نمک‌های تصفیه شده یُددار، به دلیل خلوص بالا، میزان ید را بهتر و به مدت بیشتری حفظ می‌کنند.

باید توجه داشت که نمک‌های یُددار نباید به مدت طولانی در معرض نور خورشید و یا رطوبت قرار گیرند زیرا ید خود را از دست می دهند. بهتر است نمک یددار را در ظرف بدون منفذ پلاستیکی، چوبی، سفالی یا شیشه‌ای رنگی با سرپوش محکم نگه‌داری کرد. توجه به تاریخ مصرف، پروانه ساخت از وزارت بهداشت و قید عبارت تصفیه شده، بر روی بسته‌بندی آن ضروری است.


موضوعات مرتبط: گواتر
ادامه مطلب
[ سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ] [ 16:25 ] [ امین ] [ ]
هورمون های تیروئیدی میزان سوخت و ساز را در بدن تنظیم می کنند

موقعیت غده تیروئید در زیر حنجره

تیروئید سرطانی

 

محل سرطان تیروئید

محل غده تیروئید که بخشی از آن سرطانی شده

بیماری های شایع غده تیروئید

 

غده تيروئيد با وزن تقريبى ۱۵ گرم به عنوان يكى از مهم ترين غدد درون ريز بدن است كه جلو گردن قرار دارد. اين غده با ساخت دو هورمون عمده (تيروكسين و تيرونين) در سال هاى نخست پس از تولد در تكامل مغز و پس از تولد در سوخت و ساز، رشد سلول هاى انسانى نقش دارد به نحوى كه در كشور هاى پيشرفته به دليل اهميت فعاليت اين غده نوزادان پس از تولد از لحاظ كاركرد طبيعى غده تيروئيد مورد ارزيابى و غربالگرى واقع مى شوند.
• گواتر
دكتر عليرضا استقامتى فوق تخصص غدد درون ريز و عضو هيات علمى دانشگاه علوم پزشكى تهران در رابطه با شايع ترين بيمارى غده تيروئيد يعنى گواتر مى گويد: «اغلب اوقات با اين سئوال مواجه هستيم كه بين گواتر و تيروئيد چه فرقى است؟تيروئيد يكى از غدد درون ريز بدن است و از اعضاى مهم بدن همه انسان ها است در حالى كه گواتر به معناى بزرگى غده تيروئيد است. اين بزرگى از خفيف تا شديد طبقه بندى مى شود كه مى تواند به صورت قرينه يا غير قرينه رخ دهد.بنابر اظهارات وى در يك تقسيم بندى ساده با سه نوع گواتر روبه رو هستيم. ۱- گواتر ساده ۲- گواتر كم كار ۳- گواتر پركار. شايع ترين گواتر در جوامع مختلف گواتر ساده است. در اين بيمارى در اكثريت موارد فرد بدون علامت است. فرد در معاينه فيزيكى داراى تيروئيد غير نرمال بوده ولى آزمايشات تيروئيدى طبيعى هستند كه گاهى بيماران با مشاهده آزمايشات طبيعى از درمان غافل مى شوند. اما همين بيمارى در صورت علامت دار شدن يعنى بزرگ شدن بيش از اندازه تيروئيد علائم فشارى بر اعضاى مجاور ايجاد مى كند. (نظير احساس گرفتگى در گلو، اشكال در بلع و تنفس)بنابر اظهارات وى علت ايجاد گواتر كاملاً مشخص نيست اما كمبود يد به عنوان يكى از شايع ترين علل گواتر آندميك در سطح دنيا مطرح است.همچنين مشخص شده است برخى از ايمونوگلوبولين ها سبب تحريك سلول هاى تيروئيد و تسريع رشد آن مى شوند.
• كم كارى تيروئيد
كم كارى تيروئيد ممكن است با يا بدون گواتر (بزرگ شدن غده تيروئيد) رخ دهد. در اين حالت فعاليت تيروئيد تحت تاثير اختلالات هورمون هاى تيروئيد مختل است.
۱- جراحى هاى تيروئيد ۲- كمبود شديد يد ۳- عدم تبديل يد به هورمون پس از ورود به تيروئيد (به هر دليلى) ۴- عدم، ناقص يا نابجا تشكيل شدن غده تيروئيد در جنين۵- مصرف يد راديواكتيو در جهت درمان پركارى تيروئيد۶- بيمارى هاشى موتو (التهاب مزمن تيروئيد)۷- بيمارى هاى غده هيپوفيز و هيپوتالاموس
علايم بالينى در كم كارى تيروئيد در افراد مختلف متفاوت است:
۱- هورمون هاى تيروئيد پيش نياز تكامل عقلانى هستند. عدم تشخيص به موقع اين بيمارى در دوران نوزادى منجر به اختلال در تكامل مغز، اختلالات تكامل روانى- حركتى مى شود.
۲- در صورت كم كار شدن تيروئيد در سنين مدرسه امكان كاهش توانايى هاى تحصيلى، توقف رشد و... است.
۳- در صورت بروز اين بيمارى در سنين بالا علائم غير اختصاصى رخ مى دهد. نظير ضعف، بى حالى، خستگى و... كه در صورت عدم تشخيص و پيشرفت بيمارى كليه اندام هاى بدن دچار علائم شده و طيف وسيعى از علائم بروز مى كند شامل:
پوست (خشكى، رنگ پريدگى)، مو (زبر و شكننده، ريزش)، دستگاه گوارش (كندى حركات روده، اشتهاى كم، يبوست)، در خانم ها (اختلالات عادت ماهيانه)، تجمع مايع در بدن، اشكال در شنيدن، كم خونى، افزايش چربى خون و... .(قابل ذكر است گاهى كم كارى تيروئيد با چاقى همراه است. عكس اين مسئله صادق نيست در واقع هر فرد چاقى مشكل كم كارى تيروئيد ندارد بنابراين دارو هاى كم كارى تيروئيد در رفع چاقى غير مرتبط با اين بيمارى موثر نبوده و در صورت استفاده از مقادير زياد اين دارو ها در جهت لاغر شدن عوارض جدى رخ مى دهد.)وى در ادامه افزود: اگر بيمارى با وجود تمام علائم بالا تشخيص داده نشود در نهايت با اغماى كم كارى تيروئيد روبه رو هستيم كه امروزه نادر است.
• درمان
دكتر استقامتى در رابطه با درمان تاكيد كرد درمان كم كارى تيروئيد مادام العمر است حتى زنان در دوران باردارى نبايد اقدام به قطع دارو كنند چرا كه در اين زمان نياز به افزايش مقدار دارو است. وى در ادامه متذكر شد علائم و عوارض ناشى از اين بيمارى با درمان برگشت پذير هستند.
• پركارى تيروئيد
در پركارى تيروئيد ميزان بالاى تيروكسين آزاد سرم و كاهش تيروتروپين كمتر از حد طبيعى رخ مى دهد. بنابر گفته هاى فوق تخصص غدد درون ريز پركارى تيروئيد يا گواتر سمى تحت تاثير عوامل مختلفى ايجاد مى شود نظير: ۱- بيمارى گريو (نوعى روند خود ايمنى كه مختص غده تيروئيد است.) ۲- وجود يك يا چند گره فعال درون تيروئيد. ۳- استرس هاى محيطى (به ويژه زمان توقف بيمارى استرس مى تواند منجر به فعال شدن مجدد بيمارى شود.)پركارى برعكس كم كارى تيروئيد در قسمت هاى مختلف بدن فعاليت بيش از حد را نشان مى دهد.پوست (مرطوب)، مو (نرم، حالت ابريشمى، ريزش)، سيستم عصبى (تحريك پذيرى، اضطراب هاى شديد)، دستگاه گوارش (افزايش دفعات اجابت مزاج)، دستگاه تنفس (تنگى نفس)، چشم (خيرگى)، در خانم ها (اختلالات عادت ماهيانه)، آقايان (ناتوانى هاى جنسى)، ضعف، خستگى، لرزش، افزايش فشار خون و...قابل ذكر است. جوانان بيشتر با علائم عصبى، تغيير خلق و خو، تحريك پذيرى، تغيير رفتار و افراد مسن تر با مشكلات قلبى، ضعف و بى حالى مفرط مراجعه مى كنند.
• كمبود يد
دكتر استقامتى پس از اشاره به اين مسئله كه مصرف زياد يد درست نيست افزود: «كشور هايى نظير ژاپن به دليل مصرف زياد غذا هاى دريايى با كمبود يد روبه رو نيستند اما با مشكلات تيروئيدى مواجه هستند. بنابراين مصرف يد بايد در حد مجاز صورت گيرد. گاهى افراد برخى از مواد غذايى را به دليل خاصيت ضد تيروئيدى از رژيم غذايى خود حذف مى كنند در حالى كه اين مواد در غذاى روزانه به اندازه اى مصرف نمى شوند كه منجر به بيمارى شوند نظير كلم، شلغم و يا گاهى افراد براى پيشگيرى از گواتر به رژيم غذايى خود ماهى اضافه مى كنند، ما توصيه به مصرف آن مى كنيم ولى افراد با استفاده از ماهى نمى توانند از بروز گواتر پيشگيرى كنند.در تعدادى از خانواده ها گواتر بيشتر مشاهده مى شود. بنابر اظهارات دكتر استقامتى نقش فاكتور ارث در بروز اين بيمارى دقيقاً مشخص نيست. اما در بيمارى هاى خود ايمنى تيروئيد امكان انتقال وجود دارد.بيمارى هاى تيروئيد در خانم ها بيشتر از آقايان مشاهده مى شود. (گاهى تا ده برابر) اما نقش دقيق فاكتور جنس در بروز اين مسئله مشخص نشده است.مشخص شده است بعضى از ريز مغذى ها نظير سلنيوم، فاكتور هايى در خاك و برخى عوامل ميكروبى در آب مى توانند منجر به بروز گواتر شوند.ميزان مورد نياز يد ۱۵۰ تا ۳۰۰ ميكرو گرم در رژيم غذايى است. معمولاً از طريق مصرف نمك هاى يد دار تامين مى شود.

 


موضوعات مرتبط: غده تیروئید
[ سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ] [ 16:21 ] [ امین ] [ ]

مقدمه

غده‌ها بافتهایی هستند که سلولهای آنها ، برای ترشح کردن موادی ویژه تخصص یافته‌اند. غده‌هایی که ترشحات خود را از راه مجراهای موجود ، به داخل لوله گوارشی می‌ریزند غده‌های برون ریز و غده‌هایی که ترشحات خود را در خون می‌ریزند غده‌های درون ریز نام دارند. ترشحات غده‌های درون ریز هورمون نام دارد. هورمونها در یک جای بدن به خون ترشح می‌شوند و در جای دیگر کار خود را انجام می‌دهند. به همین سبب هورمونها را گاه پیام رسانهای شیمیایی نیز می‌نامند.

مقدار هورمونها در خون بسیار اندک است. وجود هورمون را در بافتی که بر آن تاثیر می‌گذارد (بافت هدف) نیز تشخیص می‌دهند هورمونها کارهای مختلف را مانند راه اندازی و تنظیم سوخت و ساز بدن ، نگهداری حالت تعادل بدن ، تنظیم رشد و تنظیم تولید مثل را انجام می‌دهند. در بدن ما چندین غده وجود دارد که ترشحات هر کدام ، عمل یا اعمال ویژه‌ای را در نقاط معین بدن بر عهده دارند از جمله غده‌های درون ریز بدن هیپوفیز است که از مهمترین غده‌های درون ریز بدن بوده و از سه بخش پیشین ، پسین و میانی تشکیل شده است.



تصویر

هیپوفیز پیشین

هیپوفیز پیشین شش نوع هورمون ترشح می‌کند که هر کدام بوسیله یک گروه سلول ویژه ترشح می‌شود و چون هر یک از این هورمونها وظیفه‌ای مشخص و مستقل دارد. می‌توان گفت که هیپوفیز پیشین غده‌ای است که عملا از شش غده مجزا تشکیل شده است.

هورمونهای هیپوفیز پیشین

  • هورمون رشد یا سوماتروتروپ

  • لاکتوژن

  • هورمون محرک تیروئید یا تیروتروپ

  • هورمون محرک بخش قشری غده فوق کلیوی یا کورتیکوتروپ

  • هورمونهای محرک غده‌های تناسلی یا گنادوتروپها

تمام این هورمونها از جنس پروتئین هستند از این هورمونها ، هورمون رشد در رشد و نمو استخوانها و بطور کلی در رشد بدن موثر است و هورمون لاکتوژن در شیر سازی بوسیله غده‌های شیری پستان دخالت دارد. و بقیه تنظیم کار غده‌های تیروئید ، فوق کلیوی ، و غده‌های تناسلی را به عهده دارند.

هورمون رشد

اگر هیپوفیز جانوری را در دوران رشد خراب کنند، رشد آن متوقف می‌شود و اگر به چنین جانوری عصاره هیپوفیز تزریق شود کمبود رشدش جبران می‌شود در صورتی که تزریق عصاره هیپوفیز مرتب ادامه یابد جانور از حد معمولی نیز بزرگتر می‌شود. مطالعات بعدی روشن کرد که اثر هیپوفیز از طریق تاثیر عصاره آن در رشد استخوانها است. اهمیت این تاثیر در دوران رشد بسیار زیاد است زیرا در این زمان استخوان سازی ادامه دارد.


تصویر



بعدها نشان داده شد که ماده‌ای پروتئینی در عصاره هیپوفیز موجود است که در استخوان سازی تاثیر دارد و موجب رشد می‌شود و به همین علت این ماده را هورمون رشد نامیدند. ورزش و استراحت باعث کاهش گلوکز خون و کاهش گلوکز احتمالا سبب افزایش مقدار ترشح هورمون رشد می‌شود. همچنین مقدار هورمون رشد در هنگامی که شخص به خواب فرو رفته است افزایش می‌یابد و کم خوابی عامل عمده‌ای می‌تواند برای کاهش مقدار هورمون رشد باشد.

رشد غیر طبیعی

کاهش شدید و یا افزایش شدید هورمون رشد سبب رشد غیر عادی می‌شود کاهش شدید مقدار هورمون رشد در کودکی (قبل از بلوغ) سبب کوتاه قدی شدید یا نانیسم می‌شود افراد مبتلا به نانیسم دارای هوش طبیعی هستند. هر گاه قبل از آنکه رشد استخوانهای دراز یایان یابد به این نقص پی بیریم می‌توانیم آن را با تزریق هورمون رشد درمان کنیم.

افزایش بیش از حد هورمون رشد در دوران کودکی باعث بلند قدی فوق‌العاده یا ژیگانتیسم می‌شود. هر گاه افزایش غیر عادی این هورمون در دوارن بلوغ یا بعد از آن اتفاق افتد شخص مبتلا بلند قدتر نمی‌شود اما قطر استخوانهای دست ، پا و صورت افزایش می‌یابد. اولین نشانه این بیماری نیاز به کفش بزرگتر و تنگ شدن انگشتر در دست است این عارضه را آکرومگالی می‌نامند.

لاکتوژن

این هورمون بر روی سلولهای غدد شیری اثر می‌گذارد و سبب ساخته شدن شیر ترشح آن به درون کیسه‌های شیری می‌شود. با تولد نوزاد بلافاصله ترشح لاکتوژن در خون افزایش می‌یابد و شیر سازی آغاز می‌شود. خروج شیر از پستان مادر یکی دو روز بعد از تولد بچه شروع می‌شود و این تاخیر در اثر افزایش تدریجی لاکتوژن در خون و زمان لازم برای تاثیر آن بر سلولهای شیرساز پستان است ترشح لاکتوژن تا زمانی که طفل از پستان شیر بخورد ادامه خواهد داشت.

هیپوفیز میانی

بخش میانی هیپوفیز همانند بخش پیشین ، ساختمان غده‌ای دارد که در انسان نقش عمده‌ای را ایفا نمی‌کند اما در مهره داران ساده‌تر مانند دوزیستان و خزندگان ، این بخش هورمونی ترشح می‌کند که بر روی رنگ پوست موثر است



تصویر

هیپوفیز پسین

بخش پسین هیپوفیز اساسا ساختمان غده‌ای ندارد، بلکه بخشی از دستگاه عصبی است و از اجتماع یکسری اکسون تشکیل شده است. اجسام جسم سلولی این اکسونها در هیپوتالاموس مغز قرار دارند. دو هورمون هیپوفیز پسین یعنی آنتی دیورتیک (به معنای ضد ادراری یا کم کننده ادرار که در اثر افزایش تراوایی نفرونهای کلیه نسبت به آب و افزایش بازجذب آب صورت می‌گیرد.)

اکسی توسین (به معنای تسهیل کننده زایمان که بوسیله تحریک ترشح شیر از غده‌های شیری و تحریک انقباض ماهیچه‌های رحم صورت می‌گیرد) در جسم سلولی نورونهای هیپوتالاموسی ساخته می‌شوند سپس از راه اکسونها به هیپوفیز پسین می‌آیند و از آنجا به خون می‌ریزند. پس در عمل هیپوفیز پسین عمل ذخیره و ترشح این هورمونها است و ساختن آنها در نورونهای هیپوتالاموس صورت می‌گیرد.


موضوعات مرتبط: هورمون های غده هیپوفیز
[ سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ] [ 16:15 ] [ امین ] [ ]

ماهي


تقريبا همه ي مردم درباره خواص ماهي در جلوگيري از بيماريهاي قلبي سرطان ورم مفاصل و ديگر بيماريها اطلاع دارند. تحقيقات علمي نيز اين قضيه را كاملا اثبات كرده است.

تقويت كننده ي قلب
ماهي به خاطر داشتن عنصر امگا 3 اسيد چرب Epa و Dpa كه فاكتورهاي قوي ضد لخته شدن خون هستند سبب كاهش تشكيل لخته و در نتيجه جلوگيري از سكته ي مغزي مي شود. عنصر امگا 3 روغن ماهي باعث كاهش تشكيل پلاكهاي چسبنده اي مي شود كه راه هاي شرياني را باريك كرده و باعث كاهش سرعت گردش خون مي گردند. علاوه بر آن اين عناصر انقباض ظرياني و عروق خوني را كه سبب حمله هاي قلبي مي شود بر طرف مي نمايند. مطالعات فراواني اين مطلب را كه مصرف روغن ماهي خطر حملات فلبي را كاهش مي ده،‌تاييد مي كند. ماهي همچنين با كاهش چربيهاي خون كه تري گليسيريد ناميده مي شوند و باعث تشكيل پلاك و كلسترول بد مي شوند سطح چربي خوب خون را بالا مي برد. با پتاسيم فراوان و سديم كمي كه دارد باعث كاهش فشار خون مي شود.

ضد سرطان
اسيدهاي چرب امگا3 از ايجاد بيش از حد مواد شبه هورموني مانند پروستاگلاندين كه دانشمندان معتقدند به نوعي با سرطان ارتباط دارد جلوگيري مي كنند.
ازمايشات روي جانوران نشان داده است كه با متوقف كردن توليد بيش از اندازه اين شبه هورمون ميزان ابتلا به سرطان سينه روده ي بزرگ لوزالمعده و ريه و پروستات در آنها كاهش يافته است. بررسي ها روي جمعيتهاي انساني نيز حاكي از آن است كه زنان ژاپني و اسكيمو به خاطر استفاده زياد از غذاهاي دريايي كمتر به سرطان سينه مبتلا مي شوند.

كاهش دردهاي مفصلي
بررسي ها نشان داده است كه مصرف اسيدهاي چرب امگا 3 به شكل كپسول روغن ماهي ميزان درد مفاصل افراد مبتلا را تا حد قابل توجهي كاهش مي دهد. دانشمندان معتقدند كه بيماريهاي التهابي مشابه التهاب مفاصل و بيماري لوپوس احتمال مي رود با پروستاگلاندين در ارتباط باشند. روغن جگر ماهي سرشار از امگا3 است. در صورت مصرف يك قاشق چايخوري روزانه از آن ميزان مناسبي از اين روغنها را به بدن مي رسانيد. روغن ماهي سرشاز از ويتامين آ نيز مي باشد.

آْسم و انواع سردرد را بهبود مي بخشد
خوردن روغن ماهي سبب بهبود مشخص برخي افراد مبتلا به اسم مي گردد. بر اساس يك سري از تحقيقات مصرف روغن ماهي مانع از حملات ميگرني و باعث تسكين آنها مي شود. همچنين ممكن است در درمان بيماريهاي كليوي موثر باشد.

چه بخوريم؟
تا مي توانيد ماهي كه حاوي بيشترين ميزان امگا3 است بخوريد. ممكن است در شرايطي به جاي خوردن ماهي تصميم به استفاده از مكملهايي چون روغن ماهي بگيريد اما يادتان باشد اين مكمل ها كلسترول زيادي نيز دارند.

 

ماهی


ماهي ماده غذايي مفيدي است كه در مناطق شمالي و جنوبي كشورمان يعني مناطقي كه در كنار دريا واقع شده‌اند، جزو مواد اصلي و اساسي برنامه غذايي مردم اين مناطق محسوب مي‌شود.
ماهي داراي ارزش تغذيه اي بسيار بالايي است و اكثر مواد مغذي مفيد و ضروري براي انسان را به تنهايي داراست. ولي ويژگي مخصوص ماهي كه آن را بين ساير مواد غذايي حائز اهميت خاص ساخته است، نوع چربي موجود در آن است.
ماهي و محصولات دريايي با وجود آن كه جزو مواد غذايي حيواني هستند، ولي از نظر تركيب چربي با ساير مواد حيواني متفاوت‌اند. چربي موجود در مواد غذايي حيواني به طور عمده حاوي تركيباتي به نام اسيدهاي چرب اشباع شده هستند كه اين تركيبات موجب بالا بردن كلسترول و ساير چربي‌هاي نامطلوب خون مي‌شوند.
بنابراين افراط در مصرف چربي‌هاي حيواني، سلامت قلب و عروق را به خطر انداخته و در نهايت منجر به سكته‌هاي قلبي و مغزي مي‌شود. ولي ماهي و آبزيان با وجود آن كه از دسته مواد غذايي حيواني هستند با اين حال نوع چربي موجود در آنها مشابه مواد گياهي است و از اسيدهاي چرب اشباع نشده به نام امگا 3 در آبزيان وجود دارد كه اثرات بسيار مهمي‌در سلامت انسان به عهده دارد و در پيش‌گيري از بسياري از بيماريها و كنترل و كمك به بهبود اختلالات و عوارض مختلف نقش مهم و سازنده‌اي به عهده دارد.
جالب است بدانيم كه چربي موجود در بافت‌هاي ماهي و آبزيان تنها موجب افزايش كلسترول و ساير چربي‌هاي نامطلوب خون و عوارض قلبي و عروق كمك مؤثري نيز مي‌كند. ماهي از منابع بسيار خوب پروتئين محسوب مي‌شود. پروتئين موجود در ماهي از نظر كميت و كيفيت قابل توجه است، بدين معني كه پروتئين موجود در ماهي به شكلي است كه به آساني در دستگاه گوارش هضم و جذب مي‌شود و به طور تقريبا كامل در بدن به مصرف مي‌رسد.
ماهي يكي از منابع خوب آهن است و آهن در خونسازي و همچنين در حفظ مقاومت بدن در برابر ميكروب‌ها نقش مهمي‌به عهده دارد. آهن موجود در ماهي به گونه‌اي است كه جذب آن در دستگاه گوارش آسان بوده و به خوبي در بدن به مصرف مي‌رسد. علاوه بر آن آهن موجود در ماهي، جذب آهن منابع گياهي را هم افزايش مي‌دهد بنابراين نقش مهمي‌در پيشگيري از كم خوني ناشي (لينك)از فقر آهن به عهده دارد.
ماهي حاوي مقدار قابل توجهي ويتامين‌هاي گروه "B" در تنظيم فعاليت سلول هاي عصبي و در نتيجه در سلامت سيستم عصبي و نيز در سلامت پوست تاثير دارند. همچنين بعضي از انواع ويتامين‌هاي گروه "B"در خون سازي نيز مؤثرند. بنابراين با مصرف ماهي مي‌توانيم به سلامت اعصاب، شادابي، طراوت پوست و پيشگيري از كم خوني كمك كنيم .
ماده مغذي ديگري كه در ماهي به مقدار كافي وجود دارد روي(لينك) مي‌باشد. روي يك ماده مغذي است كه در رشد كودكان و نوجوانان و نيز در بلوغ جنسي نوجوانان تاثير مهمي‌دارد. كمبود اين ماده مغذي در دوران رشد موجب كوتاهي قد و در صورت كمبود شديد باعث كوتولگي مي‌شود. همچنين در دوران بلوغ منجر به تاخير در بلوغ جنسي مي‌شود. ماهي اين ماده غذايي مفيد با دارا بودن روي به ميزان كافي مي‌تواند به رشد و تنظيم بلوغ جنسي كمك كند.
ماهي از منابع غني فلوئور در سلامت و استحكام دندان‌ها و در پيشگيري و پوسيدگي دندان تاثير مهمي‌دارد. پس با مصرف ماهي مي‌توانيم به سلامت و استحكام دندان‌هاي خود كمك كنيم فلوئور همچنين در پيشگيري از استئوپروز يا پوكي استخوان(لينك) مؤثر است.
ماهي دريا از بهترين منابع يد به حساب مي‌آيد. يد يكي از مواد مغذي است كه تاثير مهمي‌در سلامت انسان دارد. يد در رشد اثرات قابل توجهي دارد و كمبود آن موجب اختلال در رشد و كوتاهي قد مي‌شود. بنابراين مصرف ماهي به مقدار كافي در دوران رشد ضروري است. يد همچنين در تكامل سيستم عصبي نقش مهمي‌دارد و چنانچه خانم‌ها در دوران بارداري مبتلا به كمبود شديد يد باشند، كودكانشان علاوه بر اختلال در رشد جسمي‌دچار عقب افتادگي ذهني نيز مي‌شوند و اين مشكل تا آخر عمر گريبان‌گير آنان خواهد شد. همچنين كمبود يد در شير مادر مي‌تواند منجر به اختلال در رشد جسمي‌ و ذهني كودك شيرخوار بشود.
مصرف ماهي "2" تا"3" بار در هفته در برنامه غذايي مادران باردار و شيرده مي‌تواند اثرات مثبتي در رشد جسمي‌و ذهني جنين و نوزاد داشته باشد. نقش ديگري كه يد در سلامت انسان به عهده دارد تاثير آن در متابوليسم مواد انرژي‌زا است. كمبود يد موجب كاهش متابوليسم مواد انرژي‌زا در بدن
شده و در نتيجه منجر به افزايش وزن و چاقي مي‌شود. يد در توليد مثل نيز مؤثر است و افراد مبتلا به گواتر ناشي از كمبود يد دچار اختلال در توليد مثل خواهند شد. مصرف ماهي و آبزيان مي‌تواند نياز انسان را به يد تامين كرده و از بروز عوارض ناشي از كمبود يد پيش‌گيري كند.
ماهي از منابع خوب فسفر محسوب مي‌شود. فسفر ماده اي است كه همراه كلسيم در سلامت و استحكام استخوان ها تاثير مهمي‌دارد. ماهي‌هايي كه با استخوان مصرف مي‌شوند مانند ماهي كيلكا و ساردين علاوه بر خواصي كه براي انواع ماهي‌ها ذكر شد حاوي مقدار قابل توجهي كلسيم نيز مي‌باشند. بنابراين در رشد، استحكام و سلامت استخوان‌ها و دندان‌ها مؤثرند.
ماهي و آبزيان با داشتن خواص تغذيه‌اي بسيار خوب مي‌توانند قسمت اعظم نيازمندي‌هاي تغذيه‌اي ما را تامين كنند. علاوه بر آن به علت داشتن تركيبات خاصي كه در چربي بدن آنها وجود دارد در پيشگيري از بسياري امراض و كنترل و درمان بيماري‌هاي مختلف نقش مهمي‌به عهده دارند.
ساردين ، ماهي هاي چرب آبهاي عميق:
فوايد آن شامل تامين اسيدهاي چرب ضروري است که براي تکامل سيستم عصبي و سلامت مغز و اعصاب لازم است و براي زنان حامله و شيرده بسيار توصيه مي شود و تاثير آن در درمان افسردگي به اثبات رسيده و همچنين حاوي اسيدهاي چرب امگا 3 است.
آيا ماهي منبع خوبي براي چربي هاي امگا-3 است؟
ماهي ها، بخصوص ماهي هاي آبهاي سرد، ماهي هاي چربي دار (با چربي زياد) نظير سالمون، ساردين، ماهي تن و ماهي قزل آلا بدن انسان را در مقابل بيماري هاي قلبي محافظت مي نمايد. اسيدهاي چرب ضروري موجب جلوگيري از لخته شدن و چسبيدن پلاكتهاي خوني (بفرم پلاكهاي غني از كلسترول) به سطح داخلي عروق ميگردند.
اكثر حملات قلبي به علت ايجاد لخته هاي خوني در سرخرگها و سياهرگها - و جلوگيري از جريان مناسب خون در رگها- صورت مي پذيرد. اسيدهاي چرب امگا-3 همچنين مي توانند در كاهش التهاب در بيماريهايي نظير آرتريت روماتوئيد نقش داشته باشند.
بدن تمام ماهي هاي آبهاي عميق حاوي چربي هاي امگا-3 ميباشد. بدن ميگو، خرچنگ دريايي و صدف خوراكي نيزبه اندازه ماهي آبهاي آزاد حاوي اسيدهاي چرب امگا-3 ميباشد. ماهي هاي غير پرورشي اسيد چرب امگا-3 خود را بواسطه خوردن جلبكها و پلانكتونها و ماهي هاي
ديگر بدست مي‌آورند. اگر رژيم غذايي ماهي هاي پرورشي حاوي اسيدهاي چرب امگا-3 نباشد رشد اين ماهي ها متوقف ميشود به همين علت پرورش دهندگان ماهي اين ماده مغذي را به غذاهاي ماهي مي افزايند. از اين رو ميتوان گفت كه ماهي هاي پرورشي و دريايي از لحاظ مقدار اسيد هاي چرب امگا-3 تفاوتي با هم ندارند.
بجز گربه ماهي هاي پرورشي براي بدست آوردن چربي هاي امگا-3 حتما مجبور نيستيد ماهي بخوريد. شما ميتواند اين ماده مغذي را با خوردن مواد غذايي نظير غلات و حبوبات كامل مانند دانه هاي سويا(روغن گيري نشده) و دانه ها و مغزها بدست آوريد. دانه هاي بذر كتان غني ترين منبع غذايي اين ماده هاي مغذي هستند. جيوه حاصل از آلودگي هوا ، بواسطه باران وارد رودخانه ها و اقيانوس ها شده و بوسيله باكتريها به متيل جيوه تبديل ميشود و ماهي ها بواسطه خوردن جلبكها و پلانكتونها اين ماده غذايي را دريافت مي نمايند. تقريبا بدن تمام ماهي ها حاوي متيل جيوه يا Methyl Mercury ميباشد كه اين ماده شيميايي ميتواند منجر به بروز آسيب هاي عصبي بخصوص در كودكان گردد. ماهي هاي بزرگتر حاوي مقادير بيشتري از اين ماده شيميايي مي باشند.

 

 

تاثير ماهي در پيش گيري و كنترل بيماري ها


به طور مسلم مهم ترين و اساسي ترين آروزي هر انساني اين است كه سالم و راحت زندگي كند و از گزند بيماري ها در امان باشد.

نوع تغذيه تاثير مهمي در سلامت يا بيماري انسان دارد. همان گونه كه تغذيه ي صحيح مي تواند انسان را از گزند بيماري ها مصون نگه دارد و سلامت انسان را تامين كند، تغذيه ي نامناسب نيز مي تواند موجب ابتلاي انسان به بسياري از اختلالات ناگوار و مهلك بشود.

گروهي از مواد غذايي كه تاثير مهمي در سلامت انسان و پيش گيري از بيماري ها دارند، ماهي و آبزيان هستند. اين مواد غذايي مفيد، كه داراي ارزش تغذيه اي بسيار بالايي هستند چنانچه به مقدار كافي يعني هفته اي 2 تا 3 بار در برنامه ي غذايي افراد گنجانده شوند در پيشگيري از بسياري از بيماري ها و حتي كنترل و كمك به بهبود عوارض و اختلالات مختلف، اثرات مهمي خواهند داشت.

امروزه ثابت شده است كه مصرف ماهي و آبزيان به علت داشتن اسيدهاي چرب اشياع نشده ي خاصي به نام امگا 3، در پايين آوردن چربي هاي نامطلوب خون مانند كلسترول تام ـ Vldl – Ldl و تري گليسريد تاثير مهمي دارد، هم چنين در حفظ تعادل فشار خون و نگهداري آن در حد مناسب موثر است.

چاقي يكي از اختلالاتي است كه بسياري از افراد به آن مبتلا بوده و به علت عوارض ناگواري كه در پي دارد سلامت جامعه را دچار مخاطره مي كند.

ماهي به علت داشتن تركيبات خاصي، موجب تحريك اكسيداسيون چربي در بدن و در نتيجه كاهش توده ي چربي بدن مي شود، بنابراين مصرف مداوم آن در برنامه غذايي هفتگي به كاهش و نگه داري وزن در حد متعادل كمك مي كند. البته به خاطر داشته باشيم كه افراد چاق نبايد در مصرف مواد پركالري مانند انواع شيريني ها، شكلات ها، دسرهاي چرب و شيرين، غذاهاي سرخ كرده، مواد نشاسته ايي و مواد چرب افراط كنند و بايد از رژيم لاغري مناسب و متعادلي تحت نظر كارشناس تغذيه پيروي كنند. در ضمن ماهي را به طور منظم هفته اي 3 ـ 2 بار در برنامه ي غذايي خود جانشين گوشت قرمز و مرغ كنيد. ماهي در بينايي موثر است و موجب شدت بينايي مي شود و اين موضوع به خصوص براي بهبود اصلاح بينايي افراد سالمند كه دچار ضعف بينايي هستند اهميت بسزايي دارد.

تاثير ديگري كه مصرف ماهي در سلامت انسان دارد اين است كه در پيشگيري از عفونت موثر است؛ به اين ترتيب كه با افزايش قدرت ايمني بدن، انسان را در مقابل عفونت ها مصون نگاه مي دارد.


                                                ارتباط مصرف ماهي و سکته مغزي
روش آماده كردن ماهي فاكتور مهمي در جلوگيري از ابتلا به سكته مغزي است.

تحقيقات نشان داده اند كه ماهي در برابر انسداد عروق مغز اثر حفاظت بخش دارد اما يك گروه تحقيقاتي از دانشگاه هاروارد اظهار مي دارند روش طبخ ماهي نيز در اين امر دخالت دارد.

اين گروه با بررسي رژيم غذايي تقريبا 5000 فرد 65 سال به بالا دريافتند كساني كه ماهي پخته يا كباب شده شامل تن ، مصرف مي كردند احتمال ابتلاءشان به سكته مغزي كمتر بود.

خوردن اينگونه غذاها 5 بار يا بيشتر در هفته احتمال سكته ايسكميك (كه توسط لخته خون ايجاد مي شود) را تا 32 درصد كاهش مي دهد حتي يك تا سه وعده ماهي كباب شده يا پخته در ماه اين احتمال را تا 15 درصد كاهش مي دهد.

اما ماهي سرخ كرده و ساندويچ ماهي احتمال سكته را افزايش مي دهد. هر وعده اضافي به ميزان 13 درصد بر اين احتمال مي افزايد.

پيام اين تحقيق روشن است: ماهي بخوريد; اما اگر مي خواهيد مصرف آن در جلوگيري از سكته مغزي به شما كمك كند ، با سرخ كردن به آن چربي و روغن اضافه نكنيد.


موضوعات مرتبط: بیشتر بدانید(ماهی)
[ سه شنبه پنجم آذر 1387 ] [ 19:52 ] [ امین ] [ ]

فصل چهارم هورمون ها و دستگاه درون ریز

1-     هورمون ها توسط سلول های خاصی و فقط در خون ترشح می شوند و در واقع نوعی پیک شیمایی چرا که عملکرد سلول های مقصد را تغییر می دهد.

2-     دستور هورمون هم به نوع هورمون بستگی دارد و هم به سلول هدف و یکی از کار کرد های آن ایجاد هماهنگی بین تولید، مصرف و ذخیره ی انرژی است.

3-      موادی وجود دارند که بدون ورود به جریان خون بر روی سلول ها ی مجاور خود اثر می گذارند...این مواد هم به عنوان پیک شیمیایی عمل می کنند و بر عملکرد سلول هدف تاثیر می گذارند، اما معمولا به آنها هورمون گفته نمی شود..مانند انتقال دهنده های عصبی

4-      تفاوت انتقال دهنده های عصبی با هورمون ها در این است که عملکرد سریع و عمری کوتاه دارند در حالی که هورمون ها معمولا اثری کند تر و طولانی تر دارند. و انتقال دهند های عصبی از نورون ها (سلول های عصبی) تولید میشوند و بعد از عبور از سلول پیش سیناپسی و گذر از فضای سیناپسی به سلول پس سیناپسی می رسند و این در حالی است که هورمون ها از سلول های درون ریز و به درون مایع میان بافتی و سپس وارد جریان خون می شوند.

5-      هورمون سلول هدف را از روی گیرنده ی آن شناسایی می کند که گیرنده مولکولی است که بر روی غشا سلول و یا درون سلول(درون هسته یا سیتو پلاسم) قرار دارند و گیرنده از نظر شکل سه بعدی مکمل هورمون است. گیرنده پروتئینی است ولی هورمون می توان آمینو اسیدی و یا استروئیدی باشد.

       6-  اندامهای ترشح کننده هورمون : کار اصلی غدد درون ریز ترشح هورمون است. علاوه بر غدد درون ریز بعضی از اندام های بدن علاوه بر کار تخصصی خود ترشح هورمون را نیز بر به عنوان وظیفه ای فرعی انجام می دهند.نمونه ی این اندام ها: معده(علاوه بر گوارش غذا گاسترین هم ترشح می کند که وارد خون می شود) – روده باریک( در کنار گوارش غذا هورمون سکرتین هم ترشح می کند که وارد مویرگ های خونی می شود) -  کلیه (علاوه بر وظیفه دفع مواد هورمون های اپی نفرین و نورا اپی نفرین و همچنین آلدوسترون و کورتیزول را هم ترشح می کند) -  کبد و مغز و قلب نیز هورمون هایی را ترشح می کنند که در این اندام ها ترشح هورمون ها توسط گروهی از سلول های خاص به نام سلول های درون ریز انجام می شود.

 

 

 7- غده های برون ریز غده هایی هستند که مواد ترشحی خود را درون ساختار های لوله مانند به نام مجرا می ریزند و این مجرا ها به درون و یا بیرون از بدن راه دارند. مثال هایی از این غدد برون ریز: غده های عرقی ، غده های بزاقی ، غدد ترشح کننده ی آنزیم های گوارشی ، پروستات و سمینال ویزیکول و...در این بین اندام هایی هستند که هم بخش درون ریز دارند و هم بخش برون ریز برای مثال: پانکراس اندامی است که هم قسمت درون ریز و هم برون ریز دارد. قسمت درون ریز آن هورمون های انسولین و گلوکاگون که وارد خون می شوند و مقدار قند خون را به ترتیب کاهش و افزایش می دهند و قسمت برون ریز آن آنزیم های گوارشی را وارد مجرایی مشترک بین پانکراس  و کبد (بعد از کیسه صفرا) می کند.  

8- هورمون های آمینو اسیدی  از یک آمینو اسید تغییر شکل یافته یا تعدادی آمینو اسید که با هم پیوند پپتیدی تشکیل داده اند و به شکل پروتئین در آمده اند.هورمون های آمینو اسیدی: تحریک کنند ها مانند تحریک کننده ی رشد و تحریک کننده غده ی فوق کلیه – تحریک کننده ی تیروئیدی – هورمون های اکسی توسین – هورمون های LH و FSH – ضد ادراری ADH – لاکتوژن -  انسولین - گلوکاگون

9- هورمون های استروئیدی دارای ساختار لیپیدی هستند و از کلسترول ساخته می شوند. هورمون های استروئیدی عبارتند از: استروژن – پروژسترون – تستوسترون که هورمون های جنسی هستند و همچنین آلدوسترون و کورتیزول.

بخش قشری فوق کلیه هورمون های آلدوسترون و کورتیزول را ترشح می کند که استروئیدی هستند

10- هورمون آلدوسترون باعث باز جذب یون های سدیم از کلیه ها می شود، در نتیجه افزایش فشار خون را سبب می شود و همچنین آلدوسترون دفع سدیم به درون ادرار  را نیز کاهش می دهد تا فشار خون افزایش یابد. در مقابل باز جذب سدیم آلدوسترون باعث می شود کلیه دفع یون پتاسیم را به درون ادرار افزایش دهد در نتیجه مقدار پتاسیم خون کاهش می یابد. در مواقعی که مقدار آلدوسترون کم باشد پتاسیم خون زیاد می شود که این افزایش بر روی عصب و ماهیچه تاثیر گذاشته و برون ده قلب نیز کاهش می یابد و حتی ممکن است شخص با خطر مرگ مواجه شود...

11- هورمون کورتیزول: مقدار قند خون را افزایش می دهد و باعث می شود پروتئین ها برای مصرف شکسته شوند و همچنین باعث کاهش التهاب و ترمیم زخمها و التیام روحی هنگام مصیبت ها می شود. هر عاملی که به بدن آسیب بزند مانند ضربه ، جراحت ، عفونت ، سوختگی و ... باعث ترشح کورتیزول می شود. 

 12- هنگامی که هورمون پروتئینی به گیرنده ی خود در سطح غشا متصل می شود یک آنزیم غشایی به نام سیکلاز فعال می شود و در سمت داخل سلول باعث تبدیل ATP به AMP حلقوی می شود که در واقع پیک دومین است و AMP باعث فعال یا غیر فعال شدن یک آنزیم یا زنجیره ای از آنزیم ها می شود، یعنی ممکن است پیک دومین آنزیم نخست را فعال و آن آنزیم به نوبه ی خود آنزیم دوم را فعال کندو ...سرانجام فعالیت سلول هدف در اثر تغییر عملکرد آنزیم یا آنزیم هایی که ذکر شد تغییر می کند – کورتیزول هورمونی استروئیدی است که از قشر فوق کلیه ترشح می شود و در پاسخ به موقعیت های تنش زا و روبرو شدن با خطر آزاد می شود.

13- اگر مقدار هورمونی در بدن زیاد باشد بدن با مکانیسم خود تنظیمی منفی مقدار آنرا کم می کند و اگر میزان آن کم باشد مقدار آنرا افزایش می دهد. (در خود تنظیمی منفی مقدار زیاد هورمون باعث کاهش آن می شود و بر عکس) ولی در خود تنظیمی مثبت زیاد بودن مقدار هورمون باعث افزایش ترشح آن می شود.

 


موضوعات مرتبط: نکات مهم فصل چهارم زیست 2
[ سه شنبه پنجم آذر 1387 ] [ 19:51 ] [ امین ] [ ]

ديد دقيق و تخصصي تر به آمينو اسيد ها


آمينو اسيد ها به دو نوع ضروري و غيرضروري تقسيم مي شوند از نظر تئوري 8 آمينو اسيد ضروري وجود دارد كه اگر رژيم غذائي شما شامل والين – لوسين – ايزو لوسين – ليزين –ميتونين – فنيل آلانين –ترئونين و تريپتوفان باشد بدن قادربه ساختن تمامي ديگر امينو اسيدها را به منظور رشد ماهيچه اي ترشح هورمونها و آنزيم و غيره (حتي رشد ناخن انگشتان) مي باشد اما دست كم 4 آمينو اسيد ديگر وجود دارد كه براي بدنسازان ضروري به شمار مي روند ( هرچند كه غير ضروري ناميده مي شوند ) :گلوتامين – تورين – آلانين – آرژنين . در حقيقت حتي پروتئين هائي كه متخصصين تغذيه كامل به شمار مي آورند (مرغ – ماهي – شير و ...) براي بدنسازان در واقع پروتئين هاي ناكاملي هستند و مقدار كافي آمينو اسيد براي بدني تحت فشار شديد وزنه و احيا مجدد فراهم نمي كنند به همين دليل بايد از مكمل هاي پروتئيني استفاده كنند .
قبل از آنكه تك تك آمينو اسيد ها را توضيح دهم ابتدا ببينيم بدنمان باپروتئيني كه مي خوريم چه مي كند . پروتئين ها ابتدا در معده توسط آنزيم پپسين به زنجيره هاي كوچكتر آمينو اسيد تجزيه مي شود و در روده كوچك به آمينو اسيدهاي منفرد يا دي پپتيد و تري پپتيد (زنجيره هاي با طول دو يا سه آمينو اسيد ) تجزيه جذب خون و سپس به كبد مي رود سه اتفاق براي اين آمينو اسيد ها در كبد مي افتد 1- دوباره وارد جريان خون شود 2- در تشكيل يك يا انواع ديگر امينواسيدها تركيب شود 3- مجددا تجزيه و متابوليت شود مثلا ساخت HMB ( هيدروكسي بتا متيل بوتيرات- كه در مورد آن جداگانه توضيح خواهم داد )
پروتئين اضافه تجزيه مي شود بخش نيتروژني به اوره و از ادرار دفع مي شود و ساختار كربني آن به صورت چربي ذخيره مي شود . همچنين مي تواند به عنوان سوخت براي انرژي مصرف شود بويژه آمينو اسيد هاي شاخه اي – لوسين – ايزو لوسين و والين – كه به عقيده من براي بدنسازان از نان شب واجب تر هستند .
ضمنا تمام آمينو اسيد ها داراي دو شكل L و D هستند ( حتما در مورد چربي سوز ال – كارنتين شنيده ايد) اين دو نوع از لحاظ شيميائي يكسان ولي از نظر ساختماني تصوير آئينه اي يكديگر هستند و تقريبا تمام ملكولهاي پروتئيني بدن ما از شكل L تشكيل شده است .

آمينو اسيدهاي ضروري

متونين : در تمامي پروتئين هاي كامل يافت مي شود يك انتي اكسيدان قوي و يكي از سه آمينو اسيدي است كه براي تشكيل كراتين در بدن استفاده مي شود . اما نقش چنداني در عضله سازي يا از دست دادن جربي ندارد .
فنيل آلانين : در تمامي پروتئين هاي كامل و ميوه جات و عدس يافت مي شود موجب تحريك و ترشح ماده اي مي شود كه باعث كاهش اشتها و احساس سيري ميشود همينطور از طريق ممانعت از تجزيه اندورفين ( كه هنگام ورزش ترشح آن زياد مي شود ) موجب كاهش احساس درد مي شود.
تريپتوفان : بيشتر غذاهاي پروتئيني محتوي مقدار كافي تريپتوفان نمي باشند اما در بسياري از غذاهاي كربو هيدرات دار (بويژه موز ) وشير مي توانيد بيابيد اين آمينو يك ماده خواب آور طبيعي بسيار موثر است و دليل اينكه مردم در اواخر شب براي القا خواب يك ليوان شير مي نوشند به خاطر همين اثر تريپتوفان مي باشد .
والين – ايزو لوسينلوسين : اين سه آمينو اسيد را به دليل اينكه به عنوان زنجيره اي شاخه دار نام برده مي شوند يكجا آوردم احتمالا كسي در مورد اينكه چرا زنجيره اي شاخه دار و در مورد جزئيات گروهاي متيل كه در هم قفل مي شوند اهميت نمي دهد پس من هم در اين مورد شما را خسته نمي كنم . چيزي كه مهم است تمرين با وزنه مقدار زيادي از اين آمينو اسيد ها ( بويژه والين و ايزو لوسين) را مي خورد ضمنا ميتوانند به عنوان سوخت براي عضلات استفاده شوند بنابراين از كاتابوليسم (تحليل) عضلات ممانعت مي كنند – خصوصا در تمرينهاي هوازي طولاني در زمان كات و نزديك مسابقه – و ماده اوليه براي دو آمينو اسيد ديگر گلو تامين و آلانين هستند و بدون مقدار كافي از آمينو هاي زنجيري بدن شما با سرعت مناسب ريكاوري و رشد نخواهد كرد و با مصرف مقدار كافي از مكمل آب پنير ( WHEY) مقدار كافي از اين آمينو ها را مي توانيد در اختيار بدن قرار دهيد . هر چند كه اين آمينو ها به صورت مجزا به شكل مكمل وجود دارد.
ليزين : براي تشكيل كارنيتين توسط بدن نياز مي باشد كارنيتين آمينو اسيد ديگري است كه نقش مهمي در انتقال اسيد هاي چرب به سلولهاي ماهيچه اي ايفا مي كند و كمبود اين آمينوميتواند تلاشهاي شما براي كاهش چربي بدن را كم اثر كند.

آمينو اسيدهاي ضروري براي بدنسازان

گلوتامين : در مورد اين امينو قبلا يك مبحث را جداگانه اختصاص دادم . در بسياري از فرايند هاي متابوليكي و توازن بين آنابوليسم و كاتابوليسم و به عنوان سوخت براي احشاء كبد و كليه و سيستم ايمني مورد نياز است . عموما مصرف 10 گرم گلوتامين ( 5 گرم بلافاصله بعد از تمرين ) در روز نيازهاي بدن شما را رفع مي كند و گرنه بدن در صورت كمبود به سراغ ذخائر خودش كه عمده آن در عضلات است مي رود و در اين صورت انتظار نداشته باشيد كه عضلاتتان حجيم و پر به نظر برسد.
آلانين : تا اندازه اي شبيه گلوتامين است و در افزايش حجم سلولي نقش مهمي ايفا مي كند . هنگامي در باشگاه با وزنه عضله خود را تخريب مي كنيد تا مجدد رشد كند بدن در يك حالت كاتابوليك قرار گرفته و همين محيط است كه تفاوت تغذيه اي زيادي بين بدنسازان و ساير ورزشكاران ايجاد مي كند الانين امينو اسيدي است كه به مقدار زياد حين تمرين شديد با وزنه و تجزيه بافت عضلاني آزاد مي شود.
تورين : بعد از گلوتامين فراوان ترين آمينو اسيد موجود در عضلات است و تا حدودي تقليد كننده عمل انسولين و جذب گلوكز و متابوليسم پروتئين ها در عضلات را ارتقا مي دهد تمرين شديد و ديگر انواع استرس سطح تورين را در بدن به سرعت كاهش مي دهد.
آرژنين : بعضي از مطالعات علمي نشان داده كه مصرف آرژنين ترشح هورمون رشد را افزايش مي دهد ضمن اينكه توليد ماده شيميائي نيتريك اكسيد كه نقش مهمي در انبساط عروق خوني و دم عضلاني دارد را افزايش مي دهد .

آمينو اسيدهاي غير ضروري

كارنيتين : مهمترين آمينو اسيد غير ضروري براي بدنسازان كارنيتين است كه داراي اثر فوق العاده اي بر متابوليسم چربي دارد و مي تواند از ليزين توليد شود . همچنين در كاهش چربي خون ( تري گليسيريد ها ) موثر است .
تيروسين : اثري مخالف تريپتوفان دارد و اثر تحريك كنندگي ( تا حدودي مشابه كافئين و افدرين ) و افزايش انتقال عصبي از مغز به عضله است موجب ايجاد نيروي بيشتر حين تمرين هم مي شود در يك كلام افزايش قدرت و هوشياري در طول روز
گليسن : يكي ديگر از سه آمينو اسيدي است كه منجر به تشكيل كراتين مي شود ( متونين را در بالا ذكر كردم و سومين آن آرژنين است ) بر روي افزايش حجم سلول ( عمدتا از طريق هيدراته ( آبدار) شدن ) تاثيرخوبي دارد .
يكسري آمينوهاي غير ضروري ديگر وجود دارد كه اهميت زيادي به نسبت موارد بالا ندارد و جهت خلاصه شدن بحث از ذكر آنها اجتناب مي كنم

جمع بندي

بازاي هر كيلو وزن از 2 تا 3 گرم پروتئين با كيفيت در 5 تا 6 وعده غذائي روزانه استفاده كنيد و از مصرف پودر هاي پروتئين كامل – كه به اعتقاد من Whey انتخاب خوبي است – و يك مكمل گلوتامين با شكل آزاد در كنار آن مصرف كنيد و بعد از مدتي هم باشگاهيهاي خود را ازميزان پيشرفت خود متعجب كنيد . فكر مي كنم كساني كه پودر وي را قبلا خريده و مصرف مي كنند الان به ليست آمينو هاي موجود در آن روي قوطي با ديد بهتري مي توانند نگاه كنند . ....

 


موضوعات مرتبط: هورمون های آمینواسیدی
[ سه شنبه پنجم آذر 1387 ] [ 19:50 ] [ امین ] [ ]
غده هاي درون ريز، هورمون ها را توليد مي كنند. هورمون ها موادي شيميايي هستند كه در جريان خون وجود دارند و فرآيندهاي قسمت هاي ديگر بدن را كنترل مي كنند. اين فرآيندها عبارتند از متابوليسم (واكنش هايي شيميايي كه به طور مداوم در بدن رخ مي دهند). پاسخ به استرس، رشد و تكامل جنسي. اين مجموعه شامل غده ها و ساير سلول هاي توليد كننده هورمون هستند. غده هايي مثل هيپوفيز، فوق كليه و تيروييد اعضايي هستند كه تنها كاركرد آنها توليد هورمون هاي اختصاصي است. ساير اعضا و بافت ها مثل تخمدان ها، بيضه ها، قلب و كليه ها نيز حاوي سلول هاي توليد كننده هورمون هستند.
غده هيپوفيز و هيپوتالاموس
غده هيپوفيز در قاعده مغز قرار دارد. اين غده به عنوان »غده رئيس« شناخته مي شود، چون هورمون هايي را توليد مي كند كه بافت درون ريز واقـع در سـاير غده ها و اعضا را تحريك و كنترل مي كند. همچنين هورمون هايي را ترشح مي كند كه رشد بدن، حجم ادرار و انقباض رحم را در طول زايمان كنترل مي كنند. هيپوتالاموس بخشي از مغز است كه با غده هيپوفيز ارتباط دارد. هيپوتالاموس، هورمون هايي به نام عوامل آزاد كننده را ترشح مي كند كه كاركرد هيپوفيز را كنتـرل مي كنند و به عنوان رابط بين دستگاه هاي عـصبي و غـدد درون ريز عمـل مي كنند.
غده پينه آل
غده پينه آل در عمق مغز قرار دارد. كاركرد دقيق آن هنوز مشخيص نيست. البته معلوم شده است كه اين غده هورموني به نام ملاتونين را ترشح مي كند كه گمان مي رود با چرخه روزانه خواب و بيداري مرتبط باشد.
غده هاي تيروييد و پاراتيروييد
غده تيروييد كه در گردن واقع است، هورمون هايي را توليد مي كند كه متابوليسم را تنظيم مي كنند. همچنين برخي از سلول هاي تيروييد، هورمون كلسي تونين را ترشح مي كنند كه غلظت خوني كلسيم را كاهش مي دهد. چهار غده پاراتيروييد واقع در پشت تيروييد هورموني را توليد مي كنند كه غلظت خوني كلسيم و فسفات را تنظيم مي كند. كلسيم براي سلامت استخوان ها حياتي است و به همراه فسفات، نقش مهمي را در كاركرد عصب و عضله ايفا مي كند.
غده هاي فوق كليه
غده هاي فوق كليه در بالاي كليه قرار دارند. هر غده يك قشر لايه خارجي و يك مدولا (مركز) دارد. قشر، هورمون هاي كورتيكواستروييدي يا كورتوني (كه در كـمك بـه تنظيم غلظت خوني نمك و قند نقـش دارند) و مقادير كم هـورمـون هـاي جنسي مردانه (كه ايجاد برخي از مشخصات جنسي مردانه را تحريك مي كنند) را توليد مي كند. مدولا، اپي نفرين (آدرنالين) و نوراپي نفرين (نورآدرنالين)، را ترشح مي كند كه در پاسخ به استرس (واكنشي كه »پاسخ جنگ و گريز« نام دارد)، ضربان قلب و خونرساني به عضلات را افزايش مي دهند.
لوزالمعده
لوزالمعده پشت معده قرار دارد. لوزالمعده مايعات گوارش كننده اي توليد مي كند كه به تجزيه غذا كمك مي كنند. همچنين هورمون هاي انسولين و گلوكاگون را ترشح مي كند كه نقش مهمي را در تنظيم سطح گلوكز خون (قندي كه منبع اصلي انرژي بدن به شمار مي رود) ايفا مي كنند.
تخمدان ها
تخمدان ها در دو طرف رحم قرار گـرفته اند. آنها تخمـك ها را آزاد مي كنند و هـورمون هاي جنسي زنانه يعني پروژسترون و استروژن را مي سازند كه چرخه قاعدگي را تنظيم مي كنند. استروژن همچنين باعث ايجاد برخي از مشخصات جنسي زنانه از جمله بزرگ شدن پستان ها مي شود.
بيضه ها
بيضه ها در كيسه اي از پوست و عضلات به نام كيسه بيضه (اسكروتوم) قرار دارند. آنها توليد اسپرم و ترشح هورمون جنسي مردانه يعني تستوسترون را برعهده دارند. اين هورمون مسؤول شروع بلوغ و ايجاد مشخصات جنسي ثانويه مردانه از جمله موي صورت است.


موضوعات مرتبط: غده های درون ریز
[ سه شنبه پنجم آذر 1387 ] [ 19:49 ] [ امین ] [ ]

انواع هورمون‌ها

هورمونها از نظر ترکیب شیمیایی به سه دسته تقسیم می‌شوند :

·         هورمونهای پپتیدی : که می‌توانند پپتید ساده باشند یا گلیکوپپتید. یک هورمون پپتیدی ساده در بدن انسان مثل انسولین و هورمون گلیکوپپتیدی مثل FSH و LH

·         هورمون‌های استروئیدی : که از کلسترول منشا می‌گیرند مثل هورمون‌های جنسی (استروژن ، تستسترون)

·         هورمونهای آمینی : که فقط از یک اسیدآمینه یکروزین تشکیل یافته‌اند که شامل هورمونهای تیروییدی و هورمونهایی می‌باشند که از قسمت مرکزی غده فوق کلیوی ترشح می‌شوند و عبارتند از دوپامین ، آدرنالین و نورآدرنالین

نحوه حمل و انتقال هورمون در خون

آن دسته از هورمونهایی که در آب محلولند در خون حل شده و آزادانه در خون می‌گردند. مثلا هورمون انسولین که آزادانه در خون حل شده و انتقال می‌یابد. ولی هورمونهایی که در آب محلول نیستند، مثل هورمونهای تیروئیدی و استروئیدی به یکی از پروتئینهای خون باند شده و به کمک آن حمل می‌گردد. در کبد ، پروتئینی ساخته می‌شود به نام SBG (پروتئین باند شونده به هورمونهای جنسی) که این پروتئین به هورمونهای جنسی چسبیده و آنها را حمل می‌کند.

این عمل باعث می‌شود که این هورمونها از طریق
کلیه دفع نگردند. زیرا جنس این هورمونهای استروئیدی بوده و فسفولیپیدهای غشای سلولهای کلیه حل شده و به نفرون ریخته شده و به نفرون ریخته شده و از طریق ادرار دفع می‌گردند. ولی وقتی که یک پروتئین به این هورمونها باند شود، دیگر قادر به عبور از غشای سلولهای کلیه نبوده و دفع نمی‌گردند. همچنین در اثر باند شدن پروتئین به این هورمونها ، هورمون اثر دراز مدتی می‌تواند دربدن داشته باشد. البته چسبندگی هورمون به پروتئین کریر خود یک ترکیب ناپایدار است و در مواقع لازم هورمون از پروتئین کریر جدا می‌شود.

نحوه تاثیر هورمونها

لازمه تاثیر هورمون به سلول هدف وجود گیرنده یا رسپتور در سلول هدف است. این گیرنده‌ها در سلول هدف می‌توانند غشایی باشند یا داخل سلولی. هورمونهایی که می‌توانند از غشا عبور کنند (هورمونهای تیروییدی و استروییدی) گیرنده‌شان در داخل سلول است ولی هورمونهای پپتیدی و هورمونهایی که از قسمت مرکزی غده فوق کلیوی ترشح می‌شوند، قادر به عبور از غشای سلول نیستند. در نتیجه گیرنده آنها در غشای سلول قرار دارد.

زمینه‌های قابل بحث در ترشح هورمون

 

ریتم‌های تنظیمی بیولوژیک

ریتم Ultradian

مثل ریتم تنظیمی هورمون GnRH ، که تنظیم ترشح این هورمون در فواصل زمانی کوتاه (چند دقیقه تا چند ساعت) انجام می‌گیرد و در حقیقت نبضهای ترشحی وجود دارد. یعنی تنظیم به نحوی است که هورمون دقایقی ترشح می‌گردد و چند ساعت ترشح نمی‌شد و ... .

ریتم Circadian

یعنی تنظیم ترشح به صورت شبانه‌روزی است مثل هورمون رشد که نحوه تنظیم به این ترتیب است که 70% هورمون رشد موقع شب و هنگام استراحت و 30% آن موقع روز ترشح می‌گردد.

ریتم Infradian

مثل هورمونهای جنسی پرندگان که ریتم ترشحی به صورت سالانه است. در پرندگان با طولانی شدن طول روز مقدار هورمونهای جنسی بالا می‌رود و حیوان جفت‌یابی می‌کند و یا هورمون تیروکسین در انسان که میزان ترشحش در زمستان زیاد و در تابستان کم است.

عوامل موثر در تنظیم ترشح هورمون

سیستم کنترل فیدبکی (Feed back)

در این نوع تنظیم مخصوص کار هورمون بر روی ترشح هورمون اثر می‌گذارد. مثل هورمون انسولین و اثرش روی قند خون. انسولین قند خون را کم می‌کند. با کم شدن قند خون ترشح هورمون انسولین کاهش می‌یابد.

سیستم کنترلی فیدفوروارد (Feed for ward)

عاملی که روی ترشح هورمون اثر می‌کنند اثرش را به صورت یک طرفه دیکته می‌کند مثل هورمون تیروکسین و اثر سرما روی آن. با سرد شدن هوا میزان ترشح هورمون تیروکسین افزایش می‌یابد. ولی سرمای هوا و هورمون تیروکسین با هم حلقه فیزیکی تشکیل نمی‌دهند.

تنظیم گیرنده‌های هورمون

اهمیت تنظیم گیرنده‌های هورمون به همان اندازه تنظیم خود هورمون می‌باشد. مثلا نوعی بیماری دیابت وجود دارد به نام دیابت غیر وابسته به انسولین که در آن کمبود هورمون انسولین وجود ندارد بلکه کمبود گیرنده‌های انسولین مطرح است. جنس گیرنده‌ها هم از پروتئین است و گیرنده‌ها هم نیاز به تنظیم دارند. بطوری که اگر در بدن قسمتی وجود داشته باشد که نیاز به هورمون خاص بیشتری دراد آن قسمت گیرنده‌های هورمونش افزایش می‌یابد.

 

عنوان: هورمون ها


1. هورمون های استروئیدی: از کلسترول مشتق می شوند.و در سلول های ترشح کننده هورمون هیچ گرانول ( دانه ) ذخیره ای موجود نیست و لذا هورمون پس از ساخته شدن به داخل خون ترشح می شود. باین ترتیب برای آنکه غلظت هورمون و اثر آن ثابت باشد میبایست بطور دائمی ساخته شود.هورمون های غدد جنسی حیوانات و هورمون های قسمت قشری غده آدرنال از این گروه هستند.
2. هورمون های پلی پپتیدی: از جنس پروتئین هستند و شکل اولیه هورمون معمولا غیر فعال است و پیشهورمون pro_hormone نام دارد که تا حدودی بصورت گرانول های ذخیره ای در سلول های ترشحی ذخیره می شوند. که در زمان ترشح بداخل خون فعال می شوند. مانند انسولین و یا هورمون های هیپوفیزی.
3. مشتقات اسید امینه: این هورمون ها از یک اسید امینه مشتق می شوند.و همراه یک پروتئین داخل سلول های ترشحی ذخیره می شوند و به میزان نیاز بدن در خون ترشح می شوند. بعنوان مثال هورمون های تیروئیدی و هورمون های قسمت مرکزی غده آدرنال از اسید امینه تیروزین مشتق می شوند. سروتونین و ملاتونین نیز از اسید امینه ال- تریپتوفان مشتق می شوند.
هورمون تیروترپین(TSH )
-این هورمون که هورمون محرک تیروئید نام دارد سنتز و ترشح هورمون های تیروئیدی را افزایش می دهد.
- میزان ترشح هورمون تیروترپین به تراکم هورمون تیروکسین (هورمون غده تیروئید) در خون بستگی دارد.
بطوریکه افزایش تیروکسین در خون از طریق تاثیر بر هیپوفیز و هیپوتالاموس سبب کاهش ترشح تیروتروپین شده و در نتیجه مقدار تیروکسین خون در حد ثابتی حفظ می گردد.به این نوع تنظیم ، تنظیم فیدبک منفی( بازخورد منفی) گویند.
هورمون آدرنوکورتیکوتروپین یا کورتیکوتروپین(ACTH )
-این هورمون ترشح گلوکوکورتیکوئید ها را که دسته ای از هورمون های بخش قشری غده آدرنال( فوق کلیه) هستند، تنظیم می نماید.
- افزایش غیر طبیعی هورمون کورتیکوتروپین باعث بیماری کوشینگ(Cushing disease ) می شود که در آن سیستم ایمنی بدن بشدت ضعیف می شود.
-صبح به حداکثر و در پایان روز به حداقل می رسد.
-مقدار ترشح هورمون کورتیکوتروپین به غلظت گلوکوکورتیکوئید ها در خون بستگی دارد.
(اگر این تراکم از مقدار طبیعی بیشتر شود بصورت فیدبک منفی موجب کاهش ترشح کورتیکوتروپین شده و در نتیجه میزان هورمون های گلوکوکورتیکوئیدی در خون در حد طبیعی حفظ می شود.)
گنادوتروپین ها(FSH , LH )
-در حیوانات نر و ماده هورمون محرک گامتوژنز( تولید اسپرم در بیضه ها و تخمک در تخمدان ها ) می باشد.
- در حالیکه LH در حیوانات نر محرک ترشح هورمون تستوسترون و در زنان محرک ترشح استروژن و پروژسترون و آندروژن های تخمدانی و تکامل فولیکول و تخمک گذاری می باشد. اگرچه ترشح استروژن در تخمدان ها بیشتر تحت تاثیر FSH قرار دارد.
(در واقع ترشح هورمون های گنادوتروپین در دامهای ماده در ایجاد بلوغ جنسی و دوره های فحلی نقش اساسی دارند بطوریکه کاهش ترشح آنها سبب ایجاد اختلال در دوره های فحلی می گردد.)
هورمون محرک ملانوسیت(MSH )
-ترشح این هورمون در انسان چندان زیاد نیست ولی اگر روی سلول های رنگدانه دار پوست (ملانوسیت) اثر بگذارد، پوست را تیره میکند.
-محل ترشح آن در انسان بخوبی مشخص نیست و احتمالا از بخشی از هیپوفیز قدامی که در مجاورت هیپوفیز میانی قرار دارد ترشح می شود
آندورفین ها و انکفالین ها (Enkephalins )
-این مواد که در هیپوتالاموس و هیپوفیز و سیستم عصبی مرکزی موجود می باشند دارای انواع آلفا و بتا و گاما آندورفین و انکفالین ها هستند.
-گیرنده های اختصاصی این مواد در برخی مناطق مغز مانند هیپوتالاموس ، تالاموس و سیستم لیمبیک( نواحی درک درد) وجود دارند.
برای اینکه دوره ماهانه همراه با تخمک گذاری بطور مرتب انجام شود وجود تخمدان سالم و ترشحات طبیعی گنادوتروپین ها ضروری است. برداشتن هیپوفیز در انسان و یا عدم ترشح مادرزادی گنادوتروپین ها عادت ماهانه را متوقف می کند و اگر قبل از بلوغ انجام باشد علایم بلوغ و اولین عادت ماهانه بروز نمی کند. مدت هر دوره ماهانه بطور متوسط 28 روز است ولی در افراد طبیعی ممکنست از 20 روز تا 45 روز متغیر باشد.
هیپوتالاموس با تغییر ترشح GnRH سبب بروز تغییرات در ترشح گنادوتروپین ها می شود. تغییر ترشح GnRH بستگی به غلظت استروزن و هیجانات روحی دارد.
غلظت FSH در خون در نیمه اول دوره ماهانه ( قبل از تخمک گذاری ) ابتدا افزایش می یابد و سبب رشد فولیکول های تخمدان و نیز افزایش ترشح استروژن از آنها می گردد. افزایش استروژن سبب تغییرات پرولیفراتیو در آندومتر می شود. غلضت استروژن در روز 12 تا 13 پس از شروع قاعدگی به حداکثر می رسد و سبب ایجاد فیدبک مثبت بر هیپوتالاموس و افزایش ترشح GnRH شده منجر به افزایش سریع LH در روز 14 می شود.غلظت FSH نیز بطور ناگهانی ولی به مقدار کمتر از LH افزایش می یابد. اثر پروژسترون بر آندمتر سبب ایجاد مرحله ترشحی شده و رحم را آماده پذیرش جنین اولیه( بلاستوسیست) می کند در صورتیکه حاملگی رخ ندهد ترشح استروژن و پروژسترون سریعا کاهش می یابد و خونریزی ماهانه رخ می دهد.
بلوغ و تغییرات هورمونی
بلوغ شروع زندگی جنسی همراه با تغییرات هورمونی و فیزیکی است. در ماههای اول پس از تولد غلظت گنادوتروپین های خون افزایش می یابد و با افزایش موقت استروژن همراه است. این افزایش بعلت نارس بودن مکانیسم فیدبک منفی در نوزاد است. بتدریج حساسیت هیپوتالاموس به اثر فیدبک استروژن افزایش می یابد و در حدود 2 تا 4 سالگی به حداکثر می رسد و پس از آن مقادیر بسیار اندک استروژن که از تخمدان ها ترشح می شود سبب توقف ترشح GnRH و در نتیجه گنادوتروپین های هیپوفیزی می شود بطوریکه غلظت گنادوتروپین های خون در سنین 4 تا 10 سالگی به حداقل می رسد.
در مرحله قبل از بلوغ ، کمی قبل از هرگونه تغییر فیزیکی ثانویه جنسی ، حساسیت هیپوتالاموس به استروئید های تخمدان کاهش می یابد. اولین تغییر افزایش گنادوتروپین ها پس از خواب است، سپس افزایش ترشح هنگام روز نیز مشاهده می شود. در طول دوران مختلف بلوغ حساسیت هیپوتالاموس به اثر فیدبک استروژن ها کمتر شده و ترشحات گنادوتروپین ها و هورمون های تخمدانی افزایش می یابد. ترشح گنادوتروپین ها در طول روز و شب بصورت نوسانی است که این حالت به ویژه پس از بلوغ آشکار می شود. در اواسط دوران بلوغ اثر فیدبک مثبت استروژن بر هیپوتالاموس ظاهر شده سبب افزایش سریع گنادوتروپین ها بخصوص LH بصورت دوره ای می شود. این پدیده شروع و ادامه قاعدگی و دوره ماهانه را بر عهده دارد.
سن شروع بلوغ به عوامل داخلی و خارجی متعددی بستگی دارد که می توان به موارد زیر اشاره کرد:
عامل ارثی، خانوادگی و نژادی
عامل اقتصادی و اجتماعی: سن شروع بلوغ در غرب بین سالهای 1850تا1950 هر ده سال چهار ماه کاسته شده است.
چاقی: چاقی مختصر سبب تسریع و چاقی مفرط سبب تاخیر بلوغ می شود.
بیماریهای مزمن و سوء تغذیه سبب تاخیر بلوغ می شود.
کوری سبب تسریع ظهور بلوغ می شود.
اولین قاعدگی با شروع بلوغ همراه نیست بلکه اولین تغییر فیزیکی مشهود در دختران رشد جوانه پستان است که بین سنین 8 تا 13 سالگی آغاز می شود.بندرت در بعضی از دختران اولین علامت ظهور موهای زهار است. رشد پستان ها از پنج مرحله و رشد موهای زهار نیز از پنج مرحله می گذرد تا به وضعیت کامل زن بالغ برسد. تغییرات کامل صفات ثانویه جنسی در زنان بین یک و نیم تا شش سال طول می کشد. اولین قاعدگی حدود دو سال پس از رشد جوانه پستان ظاهر می شود. که در سال های اول بسیار نامنظم بوده و پس از آن بصورت طبیعی در خواهد آمد.
یائیسگی
حدود سن 40 تا 55 سالگی تعداد فولیکول های تخمدان بسیار کم و ترشح استروژن کاهش می یابد. دوره ماهانه در ابتدا نامنظم می شود و پس از چند ماه متوقف می گردد. که به این حالت یائیسگی گویند.در اثر کاهش استروژن ترشح گنادوتروپین ها افزایش می یابد. علائم گر گرفتگی و احساس داغ شدن متناوب که با برافروختگی پوست و تعرق همراه است ناشی از ترشح زیادی گنادوتروپین ها است. بعلاوه کاهش ترشح استروژن ها ممکن است با اختلالات روانی نظیر خستگی و افسردگی، اضطراب و هیجان و پسیکوز همراه باشد. ترشحات واژن کم و مقاربت دردناک می شود.


موضوعات مرتبط: هرمون ها
[ سه شنبه پنجم آذر 1387 ] [ 19:46 ] [ امین ] [ ]

فصل سوم

1-جاي خالي را كامل كنيد. (0.25- خرداد83)

     ((بسياري از پاسخ هاي………از بدن مثل انعكاسها پس از تحريك گيرنده هاي درد شروع به كار ميكنند.))

 2-ساختار و عمل گيرنده هاي حسي پوست را بنويسيد.(1- دي ماه 82)

3-گيرنده هاي درد در چه شرايطي تحريك مي شوند و اهميت احساس درد چيست؟(0.75 –دي ماه 83)

4-چگونه مار زنگي در تاريكي مطلق با نهايت دقت مي تواند طعمه را شكار كند؟(0.75- دي ماه 83)

5-توضيح دهيد چه عاملي باعث مي شود كه خفاش هنگام پژواك سازي كر نشود؟(0.75 – شهريور 83)

6-گيرنده هاي كششي ماهيچه هاي اسكلتي جزكدام گيرنده ها هستند وبه چه محركي حساسند؟(0.75 – شهريور 83)

7- شكل زير يك جوانه چشايي را نشان ميدهد،

نام اجزاي شماره گذاري شده را با ذكر شماره در پاسخنامه بنويسيد؟(0.5 – خرداد 83)

8- لايه هاي كره چشم انسان را به ترتيب از خارج به داخل بنويسيد؟(0.75 – خرداد 83)

9- هر يك از بخشهاي چشم پلاناريا را نامگذاري كنيد؟(1- دي ماه 82)

10- انواع گيرنده هاي نوري شبكيه چشم را نام ببريدو تفاوت عمل آنها را بنويسيد؟(1-دي 81،خرداد 82،دي 80)

11-پير چشمي چگونه ايجاد مي شود؟(0.75- خرداد 81و مرداد 82)

12- چشم جامي شكل چيست و در كدام جانور ديده مي شود؟(0.75- خرداد 81)

13- ساده ترين گيرنده نوري چه نام دارد ودر كدام جانور ديده مي شود؟(0.5 – دي ماه 81)

14- نقاشي در حال ترسيم يك منظره است،(0.5 خرداد 82)     

 الف- وقتي به موضوع نقاشي خود نگاه مي كند چه تغييري در قطر عدسي چشم او ايجاد مي شود؟ 

   ب- در هنگام كشيدن طرح و نگاه كردن به صفحه نقاشي  ، عدسي چشم او چه تغييري مي يابد؟

  15- در شكل زير هر يك از حروف «الف» و «ب» كدام بخش از چشم انسان را نشان مي دهد؟(0.5- شهريور 82)

16- هر يك از گيرنده هاي حسي زير توسط توسط چه عاملي تحريك مي شوند؟(1- شهريور 82)

   الف- گيرنده هاي درد 

  ب- گيرنده هاي كششي ماهيچه اي اسكلتي 

 ج- گيرنده هاي مكانيكي ديواره رگهاي خوني

17- به پرسشهاي زير پاسخ دهيد؟(0.75- مرداد82)

     الف- نوع گيرنده هاي فشار خون كدامند؟    

      ب- كدام بخش زبان بيشترين حساسيت را به تلخي نشان مي دهد؟

     ج- خط جانبي در كدام گروه از مهره داران وجود دارد؟

18-زجاجيه كدام بخش چشم را پر كرده است  و چه نقشي دارد؟(0.5 – شهريور 81)

19-استخوان هاي گوش مياني را نام ببريد و نقش آنها را بنويسيد؟(1- شهريور 81)

20- پس از ارتعاشات پرده صماخ توسط امواج صوتي چه اعمالي صورت مي گيرد تا پيام عصبي به مغز برسد؟( 1 – مرداد 81)

22-    شكل زير مناطق چشايي زبان را نشان مي دهد.هر يك از مناطق شماره گذاري شده به كدام مزه بيشترين حساسيت را نشان مي دهد؟(0.5- مرداد81)

23- هنگامي كه سر حركت مي كند، مجراي نيمدايره و سلول هاي مژكدار آن چگونه موقعيت سر را تعيين مي كنند؟(0.75- دي ماه 80)

 


موضوعات مرتبط: نمونه سولات فصل سوم
[ چهارشنبه هشتم آبان 1387 ] [ 22:1 ] [ امین ] [ ]
نگاره‌ای از ابن هیثم.اِبْنِ هِیْثَم، ابوعلی حسن (محمد؟) بن حسن (حسین؟) بن هیثم بصری، مهندس بصری نزیل مصر[۱]، معروف به ابن هیثم (۴۳۰-۳۵۴) که در غرب در آثار لاتینی سده‌های میانه به آونتان یا آوناتهان و بیشتر به آلهازن شناخته می‌شود، از دانشمندان سرشناس ایرانی[۲][۳][۴][۵][۶] و یا عرب[۷][۸][۹][۱۰][۱۱] است که در زمینه شناخت نور و قوانین شکست و بازتاب آن نقش مهمی ایفا کرده‌است. شرح اصول تاریک‌خانه و اختراع ذره‌بین از کارهای برجستهٔ این دانشمند مسلمان است.[۱۲]به دید برخی پژوهشگران او نخستین دانشمند جهان است که سرعت صوت را محاسبه کرده‌است. او با معیارهای متعارف اندازه‌گیری در زمان خود، که واحد زرع بود، سرعت نور را محاسبه کرد و دور کره زمین را اندازه گرفت. وی نخستین کسی است که به بررسی خواص نور پرداخت.[۱۳]


 

 زندگی

ابن هیثم اصلاً از بصره[۱۴] (که در آن زمان تحت فرمانروایی دودمان آل‌بویه ایرانی عراق بوده و جزئی از ایران[۱۵] به شمار می‌رفت) برخاست. وی اهل خوزستان بود و در شهر وهیشت‌اردشیر (اهواز) اقامت داشت، او درعلوم ریاضی، حساب و هندسه، مثلثات، جبر، الابصار و غیره، استادی ماهر و صاحب ابتکار بود.

چون مردی آزاد اندیش و در نژاد ایرانی خویش متعصب بود، با فرقه ملیون همدست شد. زیر فشار عمال خلیفه، زادگاه خود را ترک کرد و به مصر رفت و به دربار فاطمیان که یکی از ایرانیان زرتشتی تأسیس کرده بود، پیوست.[نیازمند منبع]

ابن هیثم از راه استنساخ کتابهای ریاضی روزگار می‌گذرانید. کتابهای او در هندسه، حساب، به ویژه کتاب علم البصار در پرتوشناسی، شهرت جهانی دارند. این کتاب در سده‌های میانه اروپا، به لاتین برگردانده شد.

 کارها

ابن هیثم رساله‌ای در نور نوشت و ذره بین را کشف کرد. به نسبت زاویه تابش و زاویه انکسار پی برد و اصول تاریکخانه را شرح داد و در مورد قسمت‌های مختلف چشم بحث کرد. رسالهٔ نور ابن هیثم نفوذ زیادی در اروپا گذاشت. کارهای وی توسط کمال الدین فارسی پیگیری شد.

بالغ بر بیست اثر بازمانده ابن هیثم ویژه مسائل نجومی است. شهرت ابن هیثم در نجوم بیشتر به سبب تالیف رساله‌ای است به نام مقاله فی هیئته العالم. ظاهراً این رساله از آثار جوانی او است، زیرا در آن از «پرتوی که از چشم خارج می‌شود» سخن گفته‌است و ماه را جسمی صیقلی توصیف کرده که نور خورشید را «باز می‌تاباند» این دو نظر را وی در المناظر و مقاله فی ضوء القمر رد کرده‌است این رساله تنها نوشته نجومی ابن هیثم است که در قرون وسطی به غرب راه یافته‌است. آبراهام هبرایوس آن را به سفارش آلفونسوی دهم، شاه کاستیل (وفات: ۱۲۸۴ میلادی) به اسپانیایی ترجمه کرد و این ترجمه را مترجم ناشناسی (تحت عنوان کتاب جهان و آسمان) به لاتینی در آورد. در این رساله ابن هیثم ثابت می‌کند که اگر ماه مانند آینه‌ای رفتار کند لازم می‌آید که سطحی از ماه که نور خورشید را به زمین باز می‌تابد کوچک‌تر از سطحی باشد که ما مشاهده می‌کنیم، پس نتیجه می‌گیرد که ماه نور عرضی خود را در دریت مانند اجسام منیر، یعنی از همه سطح خود و در همه جهات، گسیل می‌دارد، این نظر با استفاده از یک ذات‌الثقبتین نجومی ثابت می‌شود.

از این رو وی آسمان را متشکل از مجموعه‌ای از پوسته‌های کروی (با افلاک) هم مرکز فرض کرده‌است که بر هم مماسند و درون یکدیگر می‌چرخند، در داخل ضخامت هر پوسته، که نماینده فلک یکی از سیارات است، پوسته‌های هم مرکز و خارج از مرکز و کرات کامل دیگری وجود دارد که بترتیب با افلاک خارج از مرکز و افلاک تدویر متناظرند. همه پوسته‌ها و کره‌ها سرجای خود و به گرد مرکز خود می‌چرخند، و از ترکیب آنها حرکت ظاهری سیاره که طبق فرض روی استوای فلک تدویر قرار دارد پدید می‌آید. ابن هیثم با توصیف دقیق همه حرکاتی که در کار می‌آیند، در واقع گزارشی کامل و روشن و غیرفنی از نظریه بطلمیوس درباره سیارات ارائه می‌کند، و همین نکته راز محبوبیت رساله او را آشکار می‌کند. ایراد ابن هیثم به حرکت پنجم ماه که در فصل پنجم از مقاله پنجم مجسطی بیان شده، بسیار آموزنده‌است. این اشکال کاملاً از نوع برهان خلف است، زیرا «ثابت می‌کند» که چنین حرکتی از لحاظ فیزیکی محال است. بطلمیوس فرض کرده بود که هنگام حرکت فلک تدویر ماه بر فلک حامل خارج مرکز آن قطری که از اوج تدویر می‌گذرد (هنگامی که، مرکز فلک تدویر بر اوج فلک حامل است) طوری می‌چرخد که همیشه در امتداد نقطه‌ای در روی خط اوج و حضیض است (این نقطه را «نقطه المحاذات» می‌گویند)؛ به طوری که مرکز دایره البروج در وسط خطی است که این نقطه را به مرکز فلک حامل وصل می‌کند. این فرض ایجاب می‌کند که وقتی فلک تدویر یک دور کامل روی فلک حامل خود می‌چرخد، قطر آن بتناوب، در دو جهت مخالف بچرخد. اما ابن هیثم می‌گوید که چینین حرکتی را تنها یک کره ایجاد می‌کند، که بتناوب در دو جهت مختلف می‌چرخد، یا دو کره که یکی بیحرکت می‌ماند و دیگری در جهت خاص خود می‌چرخد. چون فرض جسمی با این اوصاف ممکن نیست، بنابراین ممکن نیست که قطر فلک تدویر در امتداد آن نقطه مفروض باشد.


سالها قبل از اینکه عکاسی اختراع شود اساس کار دوربین عکاسی وجود داشت. ابن هیثم در قرن پنجم هجری / یازدم میلادی وسیله‌ای را به نام جعبه تاریک (camera obscura)را برای مطالعهٔ خورشیدگرفتگی به کار برده بود.این وسیله، طی جنگهای صلیبی به اروپا راه یافت.اتاقک تاریک، عبارت بود از جعبه یا اتاقکی که فقط بر روی یکی از سطوح آن روزنه‌ای ریز، وجود داشت. عبور نور از این روزنه باعث می‌شد که تصویری نسبتاً واضح اما به صورت وارونه در سطح مقابل آن تشکیل شود.

این وسیله به شدت مورد توجه نقاشان قرار گرفت و تمامی نقاشان بخصوص نقاشان ایتالیایی قرن شانزدهم از آن برای طراحی دقیق منظره‌ها و ملاحضه دورنمایی صحیح استفاده می‌کردند، به این ترتیب که کاغذی را بر روی سطح مقابل روزنه قرار می‌دادند و تصویر شکل گرفته را ترسیم می‌کردند. این تصاویر بسیار واقعی و از ژرفانمایی (پرسپکتیو) صحیحی برخوردار بود.

ابن‌هیثم یک تصویر را هم فرافکن (projection) کرده است‌. وی دستگاهی ساخته بود که تصویر را بازمی‌تابانده‌است بدین گونه نخستین سنگ بنای سینما گزاشته شد. حقیقت داشتن این سخن بعید نیست‌: ابن‌هیثم اولین دانشمند جهان است که سرعت صوت را محاسبه کرده است‌. او با معیارهای متعارف اندازه‌گیری در زمان خودش‌، که واحد زرع بود، سرعت نور را محاسبه کرد و دور کرهٔ زمین را اندازه گرفت.وی نخستین کسی است که به بررسی خواص نور پرداخت.

حل مسأله زیر یکی از کارهای معروف او است:

«در صفحه دایره‌ای به مرکز O و به شعاع R، دو نقطه ثابت B ,A داده می‌شود. هرگا ه دایره را به مثابه ایینه‌ای فرض کنیم بر آن، نقطه‌ای چون M بیابید که شعاع نورانئی که از A خارج می‌شود پس از منعکس شدن در نقطه M، بر B بگذرد.»

ابن هیثم این مسأله را با استفاده از یک معادله چهارم و از تقاطع یک هذلولی متساوی القطرین و یک داریره حل کرده‌است.

 آثار مهم

  • کتاب المناظر
  • مقالة فی صورة‌الکسوف
  • رسالة فی مساحة المسجم المکافی
  • مقالة فی تربیع الدائرة
  • مقالة مستقصاة فی الاشکال الهلالیة
  • خواص المثلث من جهة العمود
  • القول المعروف بالغریب فی حساب المعاملات
  • قول فی مساحة الکرة.

موضوعات مرتبط: ابن هیثم
[ یکشنبه پنجم آبان 1387 ] [ 14:0 ] [ امین ] [ ]

گوش از قسمتهای مختلفی تشکیل شده است. امواج صوتی مراحل مختلفی را درون گوش طی می‌کنند تا به اعصاب شنوایی تبدیل شوند. هر کدام از اجزای گوش درونی را این امواج تاثیر گذاشته (تقویت، جمع آوری ، تغییر فرکانس ، انتقال و...) و به اعصاب شنوایی می‌رسند. ساختمان گوش از قسمتهای مختلفی تشکیل شده است.

گوش خارجی

گوش خارجی امواج صوتی را جمع آوری و متمرکز می‌سازد و از دو قسمت تشکیل شده است.

لاله گوش

لاله گوش در غالب حیوانات متحرک است، و برای جمع کردن و هدایت امواج صوتی و تشخیص جهت صدا بکار می‌رود، ممکن است به طرف منبع صورت متوجه شود. در انسان لاله گوش بی‌حرکت است ولی تا اندازه‌ای جهت صوت را می‌تواند تشخیص دهد.

مجرای گوش خارجی

مجرای گوش خارجی لوله‌ایست که تقریبا 2 تا 3 سانتیمتر طول دارد و در حدود یک سانتیمتر مکعب حجم دارد و به پرده صماخ ختم می‌شود. ارتعاشات صوتی تا قسمت انتهایی این لوله بوسیله هوا منتقل شده ، پس از آن بوسیله محیطهای جامد و مایع به گوش میانی انتشار می‌یابد.

پرده صماخ

پرده صماخ غشایی است که بوسیله اصوات با فرکانسهای مختلف مرتعش می‌شود. درجه کشش آن از محیط به طرف مرکز تدریجا زیاد شده و به همین علت است که هر قسمت از این پرده بوسیله فرکانس معینی مرتعش می‌شود.

گوش میانی

گوش میانی امواج را تقویت و منتقل می‌کند. گوش میانی در حفره استخوانی موسوم به صندوق تمپان (Caisse De Tympan) قرار دارد و بوسیله شیپور استاش (Trompand Eustache) به حلق می‌رسد. ارتعاشات هوا که از گوش خارجی به پرده صماخ می‌رسد بوسیله چهار استخوان کوچک که یکی پس از دیگری متکی بهم مفصل شده است، به گوش داخلی منتقل می‌گردد. این چهار استخوان بر حسب شکلی که دارند شامل چکشی ، سندانی ، عدسی و رکابی است. وظیفه آنها کم کردن دامنه ارتعاشات و در نتیجه افزایش تغییرات فشار است.


پنجره بیضی

استخوان چکشی به پرده صماخ و استخوان رکابی به پنجره بیضی (Ovale) ختم می‌شود که سطح آن 4 مرتبه از پرده صماخ کوچکتر است. چون سطح صماخ 14 مرتبه از سطح بیضی بزرگتر است لذا فشار در پنجره بیضی 14 مرتبه زیاد می‌گردد. این بهترین وسیله‌ای است که می‌توان انرژی ارتعاشی یک محیط با وزن مخصوص کم را (هوا) به محیطی با وزن مخصوص زیاد منتقل نمود.

پنجره گرد

در گوش میانی ، پنجره دیگری وجود دارد که به پنجره گرد (Round) مرسوم است. پنجره گرد و پنجره بیضی حد فاصل بین گوش داخلی و میانی است. پنجره بیضی ارتعاشاتی را که به پرده صماخ می‌رسد از طریق استخوانهای گوش میانی به گوش داخلی منتقل می‌کند و پنجره گرد سبب می‌شود مایع گوش داخلی که در محفظه غیر قابل ارتعاشی قرار دارد، بتواند مرتعش شود.

گوش داخلی

گوش داخلی امواج منتقل شده از گوش میانی را دریافت و آن را به امواج شنوایی تبدیل می‌کند. گوش داخلی اصلی‌ترین قسمت گوش است و از چندین قسمت تشکیل شده است.

  • مجاری نیم حلقوی: در ساختمان گوش سه مجرای نیم حلقوی واقع شده است که برای حفظ تعادل بدن در فضا بکار می‌رود و در امر شنیدن تاثیر ندارد.



  • کیسه اوتریکول و ساکول: مجاری نیم حلقوی بالای کیسه‌ای بنام اوتریکول قرار گرفته‌اند (Utricule) ، که بوسیله مجرایی به یک کیسه کوچکتر مرسوم به ساکول (Saccule) وصل می‌شود.

حلزون

در زیر مجاری نیم حلقوی ، حلزون (Limacon) قرار گرفته که حفره‌ای پیچیده به شکل حلزون است و بوسیله دریچه بیضی به گوش میانی مربوط می‌شود. تعداد حلقه‌های این مارپیچ 2.5 ، طولش 38 میلیمتر و قطر قاعده آن در حدود 3.3 میلیمتر است. حلزون از مایعی پر شده و بوسیله دو پنجره بوسیله غشای مسدود به صندوق تمپان ارتباط دارد. یکی پنجره بیضی که ارتعاشات را دریافت می‌کند و دیگری پنجره گرد بوده و عمل آن این است که به مایعی که در حلزون قرار دارد، امکان ارتعاش می‌دهد.

  • مجرای حلزونی:در وسط حلزون مجرای حلزونی قرار دارد که به ساکول معروف است.
  • غشا بازیلر:حفره حلزون بوسیله جدار طولی به نام غشا بازیلر به دو قسمت تقسیم می‌شود.

اندام کورتی

روی غشا بازیلر مجموعه‌ای مرسوم به اندام کورتی (Corti) یا عضو کورتی قرار گرفته است. تعداد اندام کورتی از قاعده حلزون به طرف راس آن بتدریج افزایش می‌یابد.

تونل کورتی

عضو کورتی از یک سلسله سلولهایی به شکل میله که راس آنها دو به دو و مجاور هم قرار دارد، تشکیل می‌شود. بدین طریق مجرایی با مقطع مثلثی شکل را محدود می‌سازد که به تونل کورتی معروف است.

شروع پیدایش حس شنوایی

یک سر میله روی غشا بازیلر تکیه داشته و سر دیگر آن آزاد است. لذا هر میله می‌تواند در داخل آندولنف (مایع مجرای حلزونی) حرکت آزاد داشته باشد. روی دو طرف تونل کورتی سلولهای مژه‌دار شنوایی قرار دارند که انشعابات نهایی عصب شنوایی به آنها منتهی می‌گردد، و می‌توان شروع حس شنوایی را از این ناحیه دانست


موضوعات مرتبط: تشریح گوش
[ یکشنبه پنجم آبان 1387 ] [ 13:57 ] [ امین ] [ ]
 

عكاس : حميد رضا اويسي    مراحل تشريح: ‌

1- مغز ها ازقبل تهيه شده و در محلول فرمالدئيد قرار گرفته بود تا در هنگام تشريح مغز نرم نباشد. و دانش جویان بتوانند اجزاي آن را به خوبي مشاهده نمايند.

دانش جویان هر گروه، يك مغز كامل گوسفند در اختيار داشتند

تشريح، با مشاهده ي بخشهاي پشتي و شكمي مغز آغاز مي شود. بخش پشتي مغز كه شامل چين خوردگيهاي مخ مي باشد خود به چند بخش تقسيم مي شود كه بيشتر وظيفه ي دريافت پيامهاي حسي را به عهده دارد.مخچه نيز از اين قسمت قابل مشاهده است. 

بخش شكمي مغز نيز شامل: انتهاي نخاع، بصل النخاع، پل مغزي، هيپوفيز و.... مي باشد.

سپس از بين نيمكره هاي مخ با تيغ جراحي به آرامي برش مي زنيم تا جسم پينه اي را كه رابط بين 2 نيم كره ي مخ است را مشاهده كنيم.



برش را ادامه ميدهيم تا به بطنهاي مغز و بخش ليمبيك مي رسيم، در صورتي كه برش زدن را به درستي ادامه دهيم مي توانيم بصل النخاع و مخچه را برش بزنيم.


در اين حالت درون مخچه كه موسوم به درخت زندگي است را مشاهده مي كنيم .




موضوعات مرتبط: تشریح مغز گوسفند
[ یکشنبه پنجم آبان 1387 ] [ 13:52 ] [ امین ] [ ]

مرکز ملی فلج اطفال

آزمایشگاه تشخیص کشوری فلج اطفال کار خود را از سال ۱۳۴۵ در بخش ویروس شناسی دانشکده بهداشت دانشگاه تهران آغاز نمود. تشخیص ویروس پولیوی وحشی که در آن زمان در ایران نیز مانند تمامی کشورهای جهان مسبب فلج شل حاد در کودکان بود، از ابتدا هدف اصلی این آزمایشگاه بوده است.

 از سال ۱۳۷۵ که این آزمایشگاه در شبکه آزمایشگاههای پولیوی سازمان جهانی بهداشت قرار گرفت، به عنوان تنها آزمایشگاهی که در ایران با استانداردهای سازمان جهانی بهداشت به تشخیص ویروس پولیو می پردازد مطرح گردید. از آن تاریخ تاکنون نمونه های مدفوع کودکان مبتلا به فلج شل حاد زیر ۱۵ سال از سراسر ایران به این آزمایشگاه ارسال می شود و جداسازی، تعیین تایپ و سوش ویروس پولیو برروی آنها انجام می گیرد.

این آزمایشگاه از روشهای کشت سلولی و نوترالیزاسیون برای کشت و جداسازی ویروس پولیو از نمونه های مدفوع و تعیین تایپ ویروس استفاده می کند. همچنین روشهای ELISA ، RT-PCR و   Dot Blot Hybridization  برای افتراق داخل تیپی ویروس پولیو (تشخیص ویروس پولیوی سوش واکسن از سوش وحشی) بکار برده می شود. نتایج شناسایی ویروس پولیو در نمونه های بیماران فلج شل حاد به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و نیز به سازمان بهداشت جهانی، دفتر منطقه مدیترانه شرقی ارسال می گردد.

به منظور اینکه آزمایشگاه تشخیص کشوری فلج اطفال در شبکه آزمایشگاههای پولیوی سازمان بهداشت جهانی باقی بماند، باید هر ساله آزمایشهای مهارت (Proficiency Tests)  را در ۳ مرحله  ۱)جداسازی و تعیین تایپ ویروس،   ۲)تشخیص ویروس پولیوی واکسن از وحشی توسط تست ELISA،  ۳) تعیین تایپ و تشخیص ویروس پولیوی واکسن از وحشی توسط تست RT-PCR  با موفقیت پشت سر بگذارد. همچنین هر ساله بازرس سازمان جهانی بهداشت برای تعیین کیفیت و مناسب بودن شرایط کار از آزمایشگاه بازدید می نماید و مجوز آزمایشگاه با توجه به امتیازات حاصله از انجام آزمایشهای مهارت و نتیجه بازرسی آزمایشگاه برای سال بعدی تمدید می شود. خوشبختانه آزمایشگاه تشخیص کشوری فلج اطفال تاکنون هر ساله این مراحل را با موفقیت پشت سر گذاشته و مکرراً امتیاز ۱۰۰%  را در تمامی مراحل از آن خود کرده است.

با نزدیک شدن به ریشه کنی جهانی ویروس پولیوی وحشی، شناسایی پولیوویروسهای مشتق از واکسن (Vaccine Derived Poliovirus=VDPV) اهمیت فوق العاده ای پیدا کرده است. این ویروسها در حقیقت ویروس پولیوی واکسنی هستند که در بدن فرد واکسینه به علتی (ازجمله نقص ایمنی هومورال) مجال تکثیر مداوم یافته اند و با ایجاد موتاسیونهای متوالی، ویروس واکسن نوروویرولانس خود را دوباره بدست آورده و قادر به فلج کردن فرد واکسینه شده است. اگر پوشش ایمنی جامعه نسبت به ویروس پولیو کافی نباشد و واکسیناسیون بطور ناقص انجام شود، ویروس واکسن می تواند تکثیر مداوم خود را در بدن افراد مختلف ادامه دهد که نتیجه آن نیز ایجاد VDPV خواهد بود. تشخیص VDPV  از نظر سازمان بهداشت جهانی اهمیت بسیاری دارد و در حقیقت نشان دهنده دقت کار آزمایشگاه است. آزمایشگاه تشخیص کشوری فلج اطفال تاکنون توانسته است ۵ مورد VDPV را در کودکان دارای نقص ایمنی هومورال شناسایی نماید ولی خوشبختانه تاکنون شواهدی از گردش این ویروسها در جامعه مشاهده نشده است.

از دیگر فعالیتهای آزمایشگاه تشخیص کشوری فلج اطفال می توان به ارزیابی سطح ایمنی کودکان و نوجوانان زیر ۱۵ سال نسبت به سه سروتایپ ویروس پولیو اشاره نمود. این کار در حقیقت برای سنجش کارایی واکسیناسیون فلج اطفال در ایران به دفعات انجام شده و با فواصل زمانی مشخص در مناطقی از کشور به آن نیاز باشد تکرار می گردد.

این آزمایشگاه علاوه بر تشخیص ویروس پولیو، تشخیص انتروویروسهای غیرپولیویی را نیز به عهده دارد و با توجه به نزدیک شدن به ریشه کنی ویروس پولیوی وحشی در سراسر جهان و افزایش اهمیت تایپهای مختلف انتروویروسهای غیرپولیویی در ایجاد فلج شل حاد، درصدد گسترش این قسمت می باشد.

مهار دائم فلج اطفال : داستان تصویری


کودکان معلول به واسطه ی فلج اطفال به یک مدرسه ی توان بخشی در دهلی نو می روند. هند یکی از چهار کشوری است که ویروس فلج اطفال در آن هنوز ریشه کن نگشته. بیش از 670 مورد ابتلا به این بیماری در سال 2006 در آن جا گزارش شده.
عکس از ژان مارک ژیبو


گالری عکس


شارلین پورتر

در تاریخ پزشکی، فقط یک بیماری با تلاش های انسان ریشه کن گردیده است. و آن بیماری مهلک آبله است، که به عنوان بلای جان انسان ها، در سال 1980 ، ریشه کن شد. این دستاورد را یک واکسن به ارمغان آورد.
از سال 1988، عملیات گسترده ای آغاز شده تا جهان را از یک بیماری مهلک دیگر برهاند، و باز این بار هم یک واکسن است که انسان ها را از شر ویروسی که تا این حد موجب بدبختی ان ها شده، خلاص خواهد کرد. شارلین پورتر مدیر مسئول نشریه ی مسائل جهانی است.



در روز ملی ایمن سازی سال 2003،یک طفل هشت ماهه واکسن فلج اطفال را در مرکز بهداشتی کابل در افغانستان دریافت می کند. در همان سال، حدود 415 میلیون کودک در 55 کشور واکسن فلج اطفال را در یافت کردند. عکس از آسوشیتد پرس/ ریچارد وژل


ابتکار عمل ریشه کن سازی جهانی فلج اطفال (GPEI) شبکه ی وسیعی از کارشناسان، منابع، و داوطلبان را گرد آورده، تا عملیاتی جهانی را برای مقابله با ویروس کشنده ای که می تواند در عرض فقط چند ساعت کودک یا نوجوانی را فلج کرده، و به مرگ یا معلولیت دائم او منجر شود، شروع کند. این گسترده ترین ابتکار عمل بهداشتی است که تا به حال در جهان به مورد اجرا گذاشته شده.
این عملیات 18 ساله به طور منظم با موفقیت روبرو بوده است. فلج اطفال، در اواخر دهه ی 1980 در 125 کشور شیوع یافت؛ در حال حاضر، این ویروس فقط در چهار کشور جهان بومی شده است-در طبیعت یافت می شود.بیست سال پیش، حدود 350,000 تن هر ساله مبتلا به فلج اطفال می شدند. در سال 2006، فقط 1985 مورد فلج اطفال گزارش شد. در این سال، نسبت به دهه ی 1980، پیشرفت های زیادی حاصل شده است، اما هدف اصلی، یعنی ریشه کن سازی آن را نیز نباید فراموش کرد. موارد ابتلا به این بیماری در سال 2006 ،بیشتر از
تعداد آن در اولین سال های دهه که موارد ابتلا 880 مورد گزارش شده بود، می باشد.
ده ها هزار مددکار بهداشتی، داوطلبان، روستا نشینان و والدین باید دست به دست هم داده و با کفایت تمام اطمینان حاصل کنند که هر کودک تعداد وعده های لازم این واکسن را برای پیشگیری دریافت کند. منظور از هر کودک ، تک تک کودکانی هستند که فردا متولد می شوند، یا ماه دیگر یا سال دیگر ونیز سال های بعد از آن.
تأمین سلامتی کودکان، هدفی است که باید مانند برنامه ریزی های سیاسی یا نظامی، با دقت هر چه تمام برنامه ریزی شود.
روز ایمن سازی ملی ، روزهایی هستند که در کشورهایی که فلج اطفال هنوز ریشه کن نشده، برنامه ی واکسیناسیون برگزار می شود. متخصصان بهداشت عمومی و هزاران تن از داوطلبان، خروار ها واکسن و دیگر تجهیزات را به دور افتاده ترین مناطق منتقل می کنند، تا اطمینان حاصل کنند که تمام کودکان زیر پنج سال چند قطره از واکسنی که آن ها را از این بیماری خلاص می کند، دریافت کرده باشند. در سال 2005، طی عملیاتی که فقط چند روز به طول انجامید، 400 میلیون کودک، در 49 کشور واکسینه شدند.
دیپاک کاپور ، رییس کمیته ی ملی فلج اطفال متعلق به روتاری بین المللی در هند، گفت، "این مسئولیتی خیلی خیلی خیلی عظیم است." روتاری سازمانی غیر انتفاعی و بین المللی است که اولین بار ریشه کن سازی جهانی فلج اطفال را مطرح نمود. این سازمان، از سال 1985 در حال همکاری با سازمان های جهانی بهداشت می باشد و با تعهد 1.2 میلیون از اعضای خود در سراسر جهان، در این عملیات پیشقدم گشته است.
دکتر کانوالجیت سینگ ، یکی از مقامات پزشکی شرکت کننده در پروژه ی ملی مقابله با فلج اطفال در هند، که ده سال است با برنامه ی روز ملی ایمن سازی هم همکاری دارد گفت، " غالب واکسن زن ها امیدوار و مصمم هستند. حال و هوای جایگاه های مخصوص توزیع واکسن آکنده از شادی و خوشحالی است، در این جا ها از پرچم ها و پارچه نوشته های رنگی استفاده می کنند و کودکان بازی می کنند و همشیرگان کوچکتر خود را برای واکسیناسیون می آورند."


هنگام روز ملی ایمن سازی در استان بهار هند در سال 2006،کودکان به دور دکترسینگ ازدحام کرده اند. در طول یکی از عملیات ایمن سازی، دکتر سینگ باید از روی دو شاخه از رود کوزی با قایق رد می شد، 15 کیلومتر از دشت های آب گرفته را پیاده طی می کرد و باز پیاده ، از سه ریزابه که سطح آب آن ها تا زانو و گاه تا حد سینه اش می رسید (قد او یک متر و هشتاد است) می گذشت. عکس از کانوالجیت سینگ



اگر کودکان به جایگاه ها و مراکز مخصوص واکسیناسون مراجعه نکنند، تیم های واکسیناسیون، خانه به خانه می روند تا اطمینان حاصل کنند به همه ی کودکان دسترسی داشته اند. کاپور می گوید، "این تجربه ای هیجان انگیز است و گاهی نیز ناخوشایند. گاهی از ما استقبال خوبی می کنند و از راه طولانی که آمده ایم قدر دانی می شود." اما کاپور با والدینی نیز مواجه شده که از واکسینه کردن کودکانشان رضایت ندارند، و از این گونه تیم ها استقبالی نمی کنند. برخی والدین کودکان خود را از دست واکسیناسیون پنهان می کند و می ترسند بلایی به سر بچه بیاید.
این ترس های بی اساس در خیلی از مناطق دیده می شود، اما و قتی موقعیتی مشابه در سال 2003 در نیجریه پیش آمد، این عملیات متوقف ماند.
بوسویی اونابولو ، معاون سازمان ملی فلج اطفال ، وابسته به روتاری بین المللی نیجریه می گوید، " در بعضی روستا ها، رهبران و ریش سفیدان می گفتد که واکسیناسیون برای کودکانتان ضرر دارد."
این ویروس به سرعت در میان جمعیتی که از استفاده از آن سر باز زده بود شیوع پیدا کرد. در سال 2004، تعداد موارد فلج اطفال در نیجریه به دو برابر رسید، و در 21 کشور دیگر که قبلا ً این ویروس را ریشه کن کرده بودند، گزارش دادند که بیماری از نو شیوع یافته است، و این مربوط به بی توجهی به آن در نیجریه می شد.
در پی بحث ها و مذاکرات مفصل، واهمه ها از زدن واکسن رو به کاهش رفت، و در ماه اوت سال 2004 عملیات واکسیناسیون گسترده ای آغاز شد که تا به امروز، به صورت دوره ای تکرار می گردد. اما مبارزه ی نیجریه با فلج اطفال به سال 2006 پایان پذیرفت، در آن سال، تعداد موارد این بیماری 1000 مورد و تقریبا ً 40 برابر از سال 2000 بیشتر بود.
اونابولو گفت، "ما کم کم به جلو می رویم و فکر می کنیم که ریشه کن سازی فلج اطفال به زودی در این کشور تحقق خواهد یافت. ما استطاعت حرام کردن و دور ریختن این همه زحمت و فعالیت را نداریم، داریم؟"




واکسن به عنوان نقطه ی عطف: سالک، سابین ، و فلج اطفال


2. به افتخار پیشتازان واکسن پولیو، تمبر یادبودی در سال 2006 چاپ شد

فلج اطفال از زمان های بسیار قدیم انسان ها را مبتلا کرده است، و موجب تحلیل عضلانی، فلج و حتا مرگ گردیده. در سال های دهه ی 1940 ، دانشمندان در یافتند که این ویروس در سه گونه بافت می تواند رشد کند. جوناس سالک، محقق و فیزیکدان آمریکایی ، این ویروس را با فرمالدیید کشته و واکسن آن را تولید کرد. در سال 1954 ایالات متحد در اقدامی فراگیر این واکسن را در تمام کشور و بر روی هزاران تن از شاگردان مدرسه آزمایش کرد. در آن چه به نام حادثه ی کاتر معروف شد، 200 تن از این کودکان به فلج مبتلا شده و 11 تن از آنان جان خود را از دست دادند. تمام این موارد شامل واکسن هایی می شد که ساخته ی یک کارخانه ی دارو سازی بود. استاندارد های تولید دقیق تر در پیش گرفته شد و واکسیناسیون با موفقیت روبرو گردید؛ و نتیجه این شد که تعداد کودکان مبتلا به فلج اطفال افت چشمگیری کرد.
واکسن ساخته ی سالک از ویروس کشته شده گرفته می شد، آلبرت سابین، فیزیکدان لهستانی آمریکایی این واکسن را از ویروس زنده، یعنی با استفاده از شکل زنده و تضعیف شده ی آن، تولید کرد . واکسن سالک در آمریکا به کودکان تلقیح شد و و اکسن سابین در سال 1059 در آزمایش سازمان جهانی بهداشت به کودکان در اتحاد شوروی داده شد. از آن جا که تولید ان ساده بوده و در عوض تلقیح، می شد از طریق دهان آن را خوراند-معمولا چند قطره روی یک تکه قند- واکسن سابین به زودی با استقبال زیادی در جهان روبرو گشت. استفاده ی مستمر و هماهنگ از واکسن های سالک و سابین، باعث شده که فلج اطفال در غالب کشور های جهان ریشه کن گردد.

الیزابت فی، دارای درجه ی دکترا، مؤسسات ملی بهداشت

موضوعات مرتبط: فلج اطفال(پولیومیلیت)
[ یکشنبه پنجم آبان 1387 ] [ 13:47 ] [ امین ] [ ]
آناتومی لیمبیک:

سیستم لیمبیک تعدادی ساختار در قشر مغزی و زیر آن را شامل می شود.واژه لیمبیک در روان پزشکی و عصب شناسی استفاده شده است اگر چه در تعریف و نقش دقیقش به طور قابل ملاحظه ای از آن زمان به بعد، بار.ها تجدیدنظر شده است. ( 14) سیستم لیمبیک: واژه لیمبیک به معنی مرز یا حاشیه است. ،امروزه سیتم لیمبیک گسترش یافته و به معنی تمام مدارهای نرونی است که رفتار هیجانی و احساسی و اعمال هدف دار را کنترل می کند.سیستم لیمبیک واژه ای است که ساختاری از مغز را  که شامل هیپوکامپ و آمیگدالا است،تشکیل می دهد که در عملکردهای متنوع از قبیل هیجانات،رفتار و حافظه طولانی مدت درگیر است.ساختارهای مغز به وسیله سیستم لیمبیک به ساختارهای بویایی توصیف شده است.(14) شکنج سینگولیت:

یک شیاری در قسمت میانی مغز قرار دارد که به طور جزئی اطراف جسم پینه ای را می پوشاند و در بالا به وسیله کمربند سولکوس محدود شده است. یک قسمت کامل از سیستم لیمبیک می باشد که رشد ،یادگیری،هیجانات و حافظه را شامل میشود

اتصالات:

شیار کناری، دروندادها را از هسته های قدامی تالاموس و هسته های قشری و همچنین از مناطق حسی تنی قشر مخ دریافت می کند. بخش عمده ای از سیتم لیمبیک، هیپوتالاموس با ساختارهای وابسته به آن است. این نواحی علاوه بر نقشی که در کنترل رفتار دارند بسیاری از شرایط داخلی بدن را کنترل می کنند. امروزه محققان دریافته اند بخشی از هیپوتالاموس با شکنج سینگولیت رابطه تنگاتنگی دارد،به طوری که می توان آن بخش را جزء این دستگاه به شمار آورد.با توجه به ارتباط دستگاه کناری با قسمتهای پیشانی وگیجگاهی نئوکرتکس مخ، می توان آنها را نیز بخشی از آن دستگاه محسوب کرد. ارتباطهای غیر مستقیمی به وسیله لوب گیجگاهی درنئوکرتکس برقرار می شود، به طوری که می توان تاثیر آسیب قطعه گیجگا هی را در کنش حافظه بررسی کرد. به طور کلی دستگاه کناری درهدایت فرایندهای رفتار وتفکردخالت دارد وفرایندهای هیجانی بخشی از وظایف هسته وارتباطات دستگاه کناری به شمار می آیند. .(11)

عملکرد ویژه سایر قسمتهای دستگاه لیمبیک :

سیستم لیمبیک تحت تاثیر سیستم اندوکرین و سیستم عصبی خودکار عمل می کندو اتصالالات زیادی با هسته ، ، مرکز لذت در مغز،که در تحریک جنسی( ناشی از داروها ) نقش دارد .این واکنش بوسیله accumbence های برآمدگیهای دوپامینرژیک تعدیل می گردد.در سال 1954،آلدز و میلیز فهمیدند که موشها که الکترودهای فلزی در آنها فرو شده بود، به طور مکرر یک اهرم را دراین منطقه فشارمی دادند. آنها در این حالت ترجیح accumbence دادند که خوردن و نوشیدن را حتی تا وقتی که میمیرند ادامه دهند.سیستم لیمبیک همچنین با کورتکس پری فرونتال ارتباط دارد .بعضی از دانشمندان اعتقاد دارند که این ارتباط با حالت های خوشایند که بعد از حل یک مسئله به ما دست می دهد مربوط است.

هیپوکامپ:

هیپوکامپ بخشی از مغز بالایی است که در میانه لوب تمپورال قرار دارد.در حافظه دراز مدت و درک فضایی هم نقش دارد. انسانها و دیگر پستانداران دو هیپوکامپ دارند،هر کدام در یک طرف مغز. هیپوکامپ دارای اتصالات متعدد با قشر مغز و همچنین با ساختمانهای اصلی دستگاه لیمبیک یعنی آمیگدالا، هیپوتالاموس،سپتوم و اجسام مامیلاری است. تقریبا هر گونه تجربه حسی باعث فعال شدن حداقل بخشی از هیپوکامپ میشود و هیپوکامپ نیز سیگنالهای خروجی زیادی به تالاموس قدامی، هیپوتالاموس و قسمتهعای دیگر دستگاه لیمبیک به ویژه از طریق فورنیکس یعنی مسیر خروجی اصلی خود ارسال می کند. ویژگی دیگر هیپوکامپ این است که بسیار تحریک پذیر می باشد. انسان طی تشنج های هیپو کامپ، آثار روانی حرکتی را حس می کند. هیپوکامپ و حافظه: هیپوکامپ نقش کلیدی در حفظ و نگهداری حافظه بعد از یک دوره تثبیت دارد.آسیب به هیپوکامپ باعث ایجاد فراموشی و ضعف حافظه می شود. این اثرات تا مدتها بعد از آسیب ادامه دارد اما در بعضی از موارد حافظه قبلی باقی می ماند.این حافظه باقیمانده ما را متقاعد می کند که تقویت بیشتر حافظه باعث انتقال اطلاعات به بیرون از هیپوکامپ و بخشهای دیگری از مغز می شود. نقش هیپوکامپ در یادگیری:

اثر برداشتن هیپوکامپ های دو طرف ناتوانی در یادگیری هیپوکامپ از قشر بویایی شروع شده و در حیوانات پست در تعیین خوردن یا نخوردن یک غذای خاص ،خطرناک بودن یا بی خطر بودن جسمی که بویی خاص دارد،جلب توجه کردن یا نکردن یک بو و در میل جنسی نقش اساسی دارد و در تصمیم هایی که از نظر مرگ یا زندگی مهم هستند هم تداخل دارد..

شیارهای پاراهیپوکامپال:

در حافظه فضایی ما نقش دارد و قسمتی از هیپوکامپ میباشد.

فورنیکس:

سیگنالهایی از هیپوکامپ برای اجسام مامیلاری و هسته سپتال حمل می کند. آسیب به فورنیکس باعث اختلال در پاسخهای ترس می شود که خود را با اختلال در ضربان قلب و دفع ادرار نشان میدهد.(2005)

چرخه پاپز:

این چرخه توسط جیم پاپز در سال 1937 تشریح شد.چرخه پاپز یکی از بزرگترین مسیرهای سیستم لیمبیک است و به طور عمده در کنترل قشری هیجان درگیر است.  Hippocampal formation (Subiculum) → fornix → mammillary bodies  Mammillary bodies → mammillothalamic tract → anterior thalamic nucleus  Anterior thalamic nucleus → genu of the internal capsule → cingulate gyrus  Cingulate gyrus → cingulum → parahippocampal gyrus  Parahippocampal gyrus → entorhinal cortex → perforant pathway →hippocampus چرخه پاپز در ذخیره اطلاعات در حافظه هم نقش دارد.از آن سال به بعد یافته های جدید در آناتومی اعصاب و عملکرد مغز روشن کردند که چرخه بزرگتری که شامل قشر پری فرونتال،آمیگدالا و بخش های دیگر در چرخه پاپز درگیرند. قشر پری فرونتال و آمیگدالا اجزای کلیدی این چرخه برزگ هستند.

آمیگدالا:

از بخشهای دستگاه لیمبیک است که در برانگیختگی ، کنترل پاسخهای خودکار به ترس ، پاسخهای هیجانی و ترشح هورمون درگیر است. • تحقیقات اخیر نشان می دهد آمیگدالا در افزایش حافظه طولانی مدت مربوط به هیجانات درگیر است و نیز اختلافاتی را بین دو نیمکره در دو جنس در این عملکرد آمیگدالا نشان میدهد. Melina Uncapher1, Lisa) Kilpatrick12003) آمیگدالا به دلایل مختلف، ایمپالس ها را به نواحی زیر می فرستد: 1) به هیپوتالاموس برای فعال سازی دستگاه عصبی سمپاتیک 2) به تشکیلات مشبک برای افزایش رفلکسها 3) به هسته های عصب صورت و هسته های عصب تری ژمینال(سه قلو)برای تغییرات چهره 4) به محدوده حسی قدامی و هسته های حسی قدامی جانبی برای فعال کردن دوپامین،اپی نفرین و نوراپی نفرین آمیگدالا از تمام قسمتهای قشر لیمبیک و همچنین از نئوکورتکس گیجگاهی ،آهیانه و پس سری به ویژه از نواحی ارتباطی شنوایی و بویایی، سیگنال های عصبی دریافت میکند.با توجه به این اتصالات متعدد به آمیگدالا، به آن پنجره می گویند زیرا دستگاه لیمبیک از طریق آن موقعیت فرد را در جهان مشاهده می کند.

آثار ناشی از تحریک آمیگدالا:

تقریباد تمام آثاری که از تحریک هیپوتالاموس حاصل می شوند ،همراه با یک سری آثار دیگر ظاهر می شوند : 1) افزایش یا کاهش فشار شریانی 2) افزایش یا کاهش ضربان قلب 3) افزایش یا کاهش حرکات و ترشحات دستگاه گوارش 4) دفع ادرار و مدفوع 5) گشاد شدن و گاهی تنگ تر شدن مردمک 6) سیخ شدن موها 7) ترشح هورمونهای مختلف غده هیپوفیز قدامی ،به ویژه گنادوتروپین ها یا هورمون آدرنوکورتیکوتروپیک در کنار این آثار که از طریق هیپوتالاموس به وجود می آید تحریک آمیگدالا می تواند باعث انواع مختلف حرکات غیر ارادی شود.این حرکات عبارتند از: 1) حرکات تونیک 2) حرکات چرخشی 3) حرکات کلونیک ریتمیک 4) انواع مختلف حرکات مرتبط با بوییدن و خوردن

تشریح عملی سیستم لیمبیک- نقش کلیدی هیپوتالاموس:

در اطراف نواحی لمبیک زیر قشری ،قشر لمبیک قرار گرفته که از حلقه ای از قشر مغز در هر طرف مغز تشکیل شده که : 1) از ناحیه کاسه چشمی-پیشانی روی سطح شکمی لوبهای پیشانی شرو ع می شود. 2) سپس از بالای کورکالو روی سطح میانی نیمکره مغزی به شکنج سینگولیت گسترش می یابد. 3) سرانجام از پشت کورکالو در جهت رو به پایین روی سطح شکمی میانی لوب گیجکاهی به شکنج کارا هیپوکاپال و اونکوس می رود. هیپوتالاموس سیستم عصبی خودکار را بوسیله تولید و رهایی هورمون تنظیم می کند .(فشار خون ،ضربان قلب ،گرسنگی ،تشنگی ،تحریک جنسی وچرخه خواب وبیداری) هیپوتالاموس یک قرا گاه عمده کنترل برای سیستم لیمبیک و دارای راههای ارتباطی با کلیه سطوح سیستم لیمبیک است.

هیپوتالاموس و تشکیلاتی که رابطه نزدیکی با آن دارند سیگنال های خروجی را در سه جهت صادر می کند: 1)در جهت رو به پایین به طرف تنه مغزی و بیشتر به داخل نواحی مشبک مزانسفال،پل مغزی و بصل النخاع و سپس از این نواحی به داخل اعصاب محیطی سیستم عصبی خودمختار، 2)در جهت رو به بالا به سوی مناطق بالاتر متعددی از دیانسفال و نیمکره های مغزی به ویژه تالاموس قدامی و قشر لیمبیک و3) به آنفاندیبولوم هیپوتالاموس برای کنترل کلی و نسبی قسمت اعظم ترشحات غده هیپوفیز خلفی و قدامی.

دستگاه اتونومیک:

مرکز اصلی دستگاه اتونومیک در هیپوتالاموس قرار دارد.مراکز پایین تر شامل مراکز سمپاتیک در نخاع پشتی و کمری و مراکز پاراسمپاتیک در ساقه مغز و نخاع خاجی می باشند. تنظیم دستگاه سمپاتیک و پاراسمپاتیک به عهده هیپوتالاموس است. هسته های جانبی و خلفی و هسته های دور سو مدین مراکز سمپاتیک محسوب می شوند. هسته های دیگر هیپوتالاموس که در نواحی قدامی و میانی قرار دارند مراکز تنظیم پاراسمپاتیک هستند.ااطلاعات مربوط به اعضای داخلی بدن، به وسیله رشته های حسی به این مراکز می رسند و پس از تجزیه و تحلیل ،دستور های لازم به مراکز سمپاتیک و پاراسمپاتیک نخاعی ابلاغ می گردد. مراکز سمپاتیک نخاعی شامل نرون هایی هستند که در قسمتهای جانبی ماده خاکستری نخاع پشتی (b1-b12) و اولین و دومین قطعه نخاع کمری (L1-L12) نرون های پاراسمپاتیک در ساقه مغز و سه قطعه وسطی نخاع،خاجی (C1-C4) قرار دارند.از این مراکز رشته های عصبی به عقده های سمپاتیک و پاراسمپاتیک می روند و در آنجا با نرونهایی که در این عقده ها قرار دارند ،سیناپس می شوند.(به همین علت به این رشته ها رشته های پیش عقده ای می گویند) رشته هایی که از عقده ها خارج می شوند (رشته های پس عقده ای) به عضو مورد نظر می روند.رشته های پس عقده ای اکثرا نازک و بدون غشایی میلین می باشند.

• نئوکرتکس در مقایسه با هیپوتالاموس از لحاظ ژنیتیکی پیچیده تر است.) Wee-Ming Boon,* Tim Beissbarth2004(

تشکیلات مشبک و خواب:

خواب ویژگی تمام پستانداردان است و از رفتاری کاهش پاسخ دهی به محرک محیطی تعریف می شود و از نظر فیزولوژیکی با تغییراتی در فعالیت الکتروانسفالوگرام تعین می شود. مطالعه 10 بیمار با بیماری مالیخولیا قبل و بعد از محرومیت از خواب،(هر دو گروه) هوشیاری نسبی را در قسمت قشر پری فرونتال نشان دادند. گروه بیمار همچنین هوشیاری نسبی را در سیستم لیمبیک و یک کاهش جریان خون را در این مناطق بعد از محرومیت از خواب نشان دادند. تحقیقی دیگر : تغییرات کمی پروتئین ساعت بیولوژیکی در نترونهای تشکیلات مشبک در حیوانات مسن نشان داد که بی نظمی های درون سلولی در مکانیزم ساعت بیولوژیکی ممکن است نقشی در تضعیف چرخه خواب و بیداری داشته باشد. یک بررسی: در محیط طبیعی میکرو آنالیز موشها برای آزمون فرضیه استفاده شدند.فعالیت گیرنده های آدنوزین در تشکیلات مشبک آزاد سازی استیل کولین و سرعت خواب را افزایش داد. فعالیت مشبک و نئوکرتکس در جریان خواب: تحقیقات نشان داد که فعالیت تشکیلات مشبک در طول خواب سبک (snooze) حفظ شده است.در طول خواب عمیق جریان خون مغز در تکمنتوم مغز میانی کاهش یافت.بنابراین یک خصوصیت کلیدی مجزا بین خواب سبک و عمیق نشان داده شده است.

اختلالات خواب:

اینسامنیا:Insomnia

یا بیخوابی عمومی ترین اختلال خواب است.آن می تواند به عنوان نقص در به دست آوردن نیاز و کیفیت خواب روزانه برای عملکرد طبیعی در طول روز تعریف شود. فرض اینکه بیخوابی ابتدائی ناشی از اختلال مکانیزم خواب در مغز است فرض نادرستی است. اما این بیماران افرادی هستند که ممکن است نیاز به درمان با داروهای هایپتونیک داشته باشد.

هایپرسومنیا:

(خواب زدگی) Hypersomnia یا مهم است اما کمتراز قبلی متداول است. دلایل آن از قبیل: نارکولاپسی، حبس نفس موقع خواب ، داروها و افسردگی. نارکولاپسی: Narcolepsy

بوسیله یک خواب30-5 دقیقه ای عمیق در طول روز مشخص می شود.

سندرم حبس نفس در طول خواب:

اگر راه هوایی در حین خواب مسدود شود این سندرم اتفاق خواهد افتاد


موضوعات مرتبط: دستگاه limbic
[ یکشنبه پنجم آبان 1387 ] [ 13:44 ] [ امین ] [ ]
روش خلا‌ص شدن از شر آكنه ‌‌

اگر پوستتان چرب است روزي 1 بار به آرامي پوست خود را با صابون غيرمعطر‌(ترجيحا صابون‌هاي‌ آنتي ‌باكتريال) بشوئيد . به اين ترتيب كه صورت خود را از كف بپوشانيد و ماساژ دهيد تا صابون در منافذ پوست نفوذ كند و چربي‌هاي تجمع يافته و آلودگي‌ها را از بين ببرد. پوست خود را ماساژ دهيد. ماساژ باعث تخليه چربي‌ پوست مي‌شود و از تجمع آن جلوگيري مي‌كند.

علاوه بر اين ماساژ جريان خون پوست را بهبود مي‌بخشد. بعد از ماساژ صورت خود را با آب گرم بشوييد تا چربي آن گرفته شود و بعد بلافاصله مقداري آب سرد به پوست خود بپاشيد تا منافذ آن بسته شود. پس از اين كار پنبه‌اي را به گلاب يا آبليمو آغشته كنيد و سطح پوستتان را با آن پاك كنيد. گلاب و آبليمو اثر قابض دارند و باعث افزايش گردش خون مي‌شوند.

اگر پوستتان خيلي چرب است هفته‌اي يك بار از ماساژ با سركه سيب استفاده كنيد تا چربي پوست كاهش يابد. براي اين كار سركه سيب را با همان مقدار آب مخلوط كنيد و روي پوست خود بماليد و ماساژ دهيد و بعد از چند دقيقه پوستتان را بشوئيد. آسودگي رواني داشته باشيد. خواب خوب و مرتب داشته باشيد، به ميزان لازم استراحت كنيد و از عصبانيت بپرهيزيد

. از ماليدن يا تركاندن جوش‌ها و آكنه‌ها خودداري كنيد. جوش‌هاي چركي را نبايد با فشار خالي كرد. براي خالي كردن آنها دستگاه‌هاي مكنده‌اي وجود دارد كه جوش‌ها را در شرايط كاملاً استريل تخليه مي‌كند. موهايتان را حداقل 2 بار در هفته با شامپو بشوئيد. اجازه ندهيد كه موهايتان روي صورت بيايد. حتي در شب و به هنگام خواب موي كثيف و چرب باعث پخش چربي و باكتري‌ها مي‌شود. تعريق در 15درصد افراد باعث تشديد آكنه مي‌شود. پس از كار كردن در هواي گرم و مرطوب و پختن غذا و ورزش، عرقتان را بشوئيد و در اسرع وقت چربي را از بدن و صورتتان پاك كنيد. براي آرايش كردن از مواد آرايشي روغني و چرب استفاده نكنيد. زيرا اين مواد مي‌توانند فوليكول‌هاي مو را مسدود كنند و باعث ايجاد و يا تشديد آكنه شوند. خصوصاً‌ افرادي كه پوست چربي دارند ‌بايد ‌از‌ كرم‌هاي مرطوب ‌كننده و حتي ضدآفتابي استفاده كنند كه فاقدچربي باشد.

آرايش را روزي 2 بار از صورت خود با آب و شيرپاك‌كن‌هاي فاقد چربي و سازگار با پوست پاك كنيد. قبل از استفاده از مارك جديد لوازم حتما آن را روي بازوي خود تست كنيد تا مطمئن شويد كه پوستتان به آن حساسيت ندارد. اشعه ماوراء بنفش خورشيد، باعث بهبود ضايعات مي‌شود اما در 10 درصد افراد باعث تشديد علائم مي‌شود. در زمان قاعدگي حساسيت غدد چربي دختران نسبت به هورمون‌هاي جنسي مردانه افزايش مي‌يابد و اين باعث افزايش چربي پوست در آنها مي‌شود. براي جلوگيري از بروز يا تشديد آكنه در اين زمان بايد پوست خود را با صابون بشوئيد و پس از شستشو پوستتان را با پنبه آغشته به محلول‌هاي الكلي موجود در بازار كه حاوي آنتي‌بيوتيك هستند پاك كنيد.

حوله صورتتان را هر روز عوض كنيد و هميشه از حوله تميز و خشك استفاده كنيد زيرا باكتري‌ها اين توانائي را دارند كه به سرعت در حوله‌هاي مرطوب رشد كنيد. از ورزش و پياده‌روي غفلت نكنيد. اگر هر روز صبح 3 كيلومتر پياده‌روي كنيد و بعد از آن دوش بگيريد متوجه مي‌شويد كه پس از مدت كوتاهي بسياري از جوش‌ها برطرف شده و پوستتان بسيار شاداب‌تر مي‌شود.
حرف آخر آكنه را نبايد يك عارضه جزئي و كم‌اهميت تلقي كنيد زيرا مي‌تواند فشارهاي عصبي فراواني را براي فرد ايجاد كند. حتي ملايم‌ترين انواع آكنه دست كم يك‌سال باقي مي‌ماند. مدت بيماري در برخي افراد به 15 سال و حتي تا آخر عمر نيز رسيده است. در صورت طولاني شدن مدت آكنه فرد اعتماد به نفس خود را از دست مي‌دهد و تصور بدي از ظاهر خود پيدا مي‌كند. درمان در اغلب موارد موثر است اما نياز به حوصله و صرف وقت فراوان دارد. در بسياري از افراد بيماري پس از دوران بلوغ و نوجواني خودبه‌خود برطرف مي‌شود
__________________(( خلاصي از شر موهاي زائد ))

چه بخواهيم چه نخواهيم موها همچنان رشد خواهند کرد : البته اگر روی سرمان باشد بسیار هم خوشحال مي شويم : اما اگر در نواحي ديگر مثل بالاي لب ، چانه ، گونه ، پشت ، پاها ، انگشتان دست يا پا باشد اصلا خوشحال نمي شويم که هيچ ، بلکه کلافه هم مي شويم . به هر حال راههاي مختلفي براي نجات ا ز دست موهاي زائد وجود دارد که بهتر است با آنها آشنا شويد . البته هيچکدام از آنها 100 در صد دايمي عمل نمي کنند

رشد موهاي زايد علل مختلفي دارد ممکن است به دلايل ژنتيکي باشد يا بر اثر مصرف داروهاي خاصي مثل هورمونها يا استروئيد ها با شد. گاهي نا هنجاريهاي پزشکي مثل بالا بودن هورمون مردانه آندروژن يا وجود تخمدانهاي پلي کيستيک باعث بروز اين اتفاق مي شود . به هر حال رفع علت در موارد بيمار گونه راه حل اصلي خلاصي از شر موهاي زايد است که بايد به و سيله پزشک متخصص در مان شود ، اما راه حل هاي مختلفي براي برداشتن اين موها وجود داردکه مي توان ازآنها استفاده کرد .

تراشیدن :

ميزان رشد موها تعيين مي کند که چند بار در هفته بايد آنها را تاشيد . اين روش بهترين راه براي خلاصي از شر موهاي پا ، دست يا صورت است .

کندن موها :

اين روش جزو درد ناک ترين روشها است ، اما اگر تعداد موهاي زايد اندک است جزو بهترين رو شهاي حذف موي زايد است : مثلا استفاده از مو چين براي کندن موهايي که تک و توک در صورت وجود دارند يا براي کندن موهاي ابروکه روش متداولي است . توجه داشته باشيد که براي نواحي بزرگ و پر مو نبايد از اين روش استفاده کرد ، چرا که باعث رشد مو در محل يا حتي ايجاد زخم در ناحيه مي شود .



دپيلاسيون( موبر ) :

درباره نوع کرم موبري که تهيه مي کنيد بسيار محتاط بايشد همه اين کرمه مثل هم نيستند : به عنوان مثال کرم موبري که براي برطرف کردن موهاي نواحي تنا سلي به کار مي رود براي صورت قابل استفاده نيست . اين مواد شيمييايي ساقه مو را حل مي کنند وباعث مي شوند رشد موهاي بعدي با تاخير صورت گيرد . ممکن است اين مواد باعث ربوز سوختگيهاي سطحي شوند . اگر شما سابقه واکنش آلرژيک داريد ، قبل از استفاده از اين کرمهاي مو بر با پزشک متخصص پوست ، مشورت کنيد .

موم گرم:

اين کار را مي توانيد يا در منزل به و سيله يک فرد حرفه اي درسا لن هاي زيبايي انجام دهيد . موم گرم ممکن است به طور کلي موها را از ميان نبردو بعضي ا ز آنها را تنها ا ز ساقه قطع کند . يکي از عوارض اين روش ، بروز عفونت است که بايد به آن توجه کرد تا محل مورد نظرقبل از انجام کار خوب تميز شده باشد

بردا شت مو با ليزر :

اين روش يکي از طو لاني ترين رو شها ا ست که به 3 تا 4 جلسه درمان ( يا حتي بيشتر ) نياز دارد : البته اين رو يه براي همگان مناسب نيست ، بلکه موهاي موردنظر بايد تيره باشند . در اين روش از پرتو ليزر براي حذف با لب مو استفاده مي شود . اين روش گران قيمت و گاهي درد ناک است . اين روش را تنها پزشکان مجرب و آموزش ديده مي توانند انجام دهند و براي گرفتن نتيجه مورد نظر بايد کمي صبر و حوصله به خرج دهيد .

الکتروليز :‌

الکتروليز روش حذف موهاي زايد است که خود فرد نمي تواند آن را انجام دهد و بايد به وسيله فرد دوره ديده صورت گيرد : اما براي حذف موهاي صورت گيرد : اما براي حذف موهاي صورت وبدن ( هر دو ) قابل استفاده است . در اين روش ، مرکز رشد مو به وسيله فرکانس راديويي با موج کوتاه تخريب مي شود به صورتي که يک وسيله بسيار نازک وارد فوليکول مو شده و مرکز رشد مو را از ميان مي برد و بعد با ا ستفاده ا ز مو چين و بدون ايجاد درد برداشته مي شود . طول انجام کار بين 15 دقيقه تا يک ساعت متغير است .
انواع ناخن

ناخن خشک : اين ناخنها زبر و خشک هستند و وقتي روي آنها دست مي کشيد ، حالت سر خوردگي ندارند و خشن هستند .. رمز مراقبت از اين ناخنها آن است که آنها را دوباره هيدراته کنيد . ويتامين E براي اين منظور بسيار مفيد است . کپسول ويتامين E را باز کنيد و هر روز صبح و عصر آن را روي ناخنها بمالید.

ناخنهاي نرم : اگر ناخن شما به راحتي خم مي شود و رشد کمي دارد ، شما داراي ناخن نرم هستيد و بايد آنها را محکم کنيد . براي اين منظور از مواد محکم کننده ناخن استفاده کنيد . معمولا آب باعث نرمي ناخن مي شود و اين افراد بعد ا ز شستشوي دست بايد با روغن ( نارگيل ، بادام ،‌ زيتون و..... ) ناخن را از حالت نرم در آورند و به آ ن استحکام بدهند . ضمنا اين افراد براي شستشو بايد حتما از دستکش استفاده کنند .

ناخن طبيعي : اگر هيچکدام از مشکلا ت ذکر شده را نداريد ، ناخن شما طبيعي است با فشار ، اندکي خم مي شود بستر آن صورتي رنگ است ، شفاف است و رشد خوبي دارد . اين افراد هم بايد براي حفظ طبيعي ناخن ، آنها را با کرمهاي دست ، مرطوب کند و از آب داغ ومواد شوينده به طور مستقيم و بدون دستکش استفاده نکنند .

اين چند نکته را رعايت کنيد :

هميشه قبل از استفاده از لاک و برق لاک ، با يک پارچه تميز ناخنهايتان را پاک کنيد . چربي باقيمانده روي ناخنها نمي گذارد لاک روي ناخن بنشيند و خطر پريدگي و شکستگي نوک ناخن بيشتر مي شود. اگر براثر مصرف لاک و فراورده هاي اين چنيني با مشکل ناخن مواجه مي شويد ، حد اقل براي مدتي از آنها استفاده نکنيد . اگر ناخن دائم مي شکند تنها راه آن است که آنها را کوتاه نگه داريد . سعي کنيد در انجام کارهايتان از ايجاد فشار مستقيم به ناخن خودداري کنيد .
__________________
 
 ترفند آرايشي براي جوانتر نمايان شدن


گـاهی اوقات کـارهـایــی را برای روزها...ساعت ها.... و یا حتی هفته ها انجام می دهـیـم تا جوانتر به نظر برسیم،
اما در عین حال کارهایی را نیز انـجام می دهیم که سبب می شوند پیرتر جلوه کنیم. در این قـسمت بـه چند نمونه
از این اشتباهات و نحوه تصحیح هر یک از آنها اشــاره می کنیم.

1- صورت چرب و براق

معـمولاً این روزها اینطور شنیده می شود که اگر پـوســت صورت خود را با کرم های روغنی و شــفاف چرب کنیم، به
نظر جوانتر می رسیم. ما به هیـچ وجه مـخالف این مطلب نیستیـم، اما این روزها خانـم های زیادی را مـی بینیم که
در تـمام اوقات (مـحل کـار، نهار، مهمانی) به ایـن دلیل که اعتقاد دارند پوستشان با کرم های براق کننده، جوانتر خواهد شد، این کار را انجام میدهند، آنها همچنین تصور می کنند که زیبا تر به نظر می رسند. اما اشتباه می کنند! اولاً باید توجه داشته باشید که لزوماً برای جوانتر شدن نیازی به صورت براق ندارید. دوماً صورت براق پیری پوست شما بیشتر نمایان می کند چرا که گودی ها، چروک ها و لک های پوست واضح تر می شوند. می توان گفت که صورت براق تمام ایرادهای صورت را بزرگنمایی می کند. زمانیکه نور روی صورت براق می افتد (چه در روز و چه در شب) نقص های صورت، خودشان را بیشتر نشان می دهند و ... مهمتر از همه ... هیچ چیز زیبایی در مورد صورت روغنی وجود ندارد حتی اگر به بهترین وجه آنرا آرایش کنید.

و اما راه حل

زمانیکه برای بیرون رفتن از خانه آماده می شوید، می توانید از روش های زیر برای آرایش استفاده کنید و پوست خود را جوان و شاداب نمایید. 1- صورت و گردن خود را به دقت بشویید تا کلیه چربی ها و مواد باقیمانده از آرایش قبلی از صورتتان پاک شوند. 2- از یک کرم مرطوب کننده مرغوب بر روی پوست خود استفاده کنید. 3- هر گونه آرایشی که می خواهید مانند روال عادی انجام دهید. 4- مقداری پن کک را از بالا به پایین بر روی پوست خود بزنید تا رنگ ها به خوبی بر روی پوست بخوابند و درخشندگی بیش از اندازه نیز از بین برود. پنکک چون حالت پودری دارد به خوبی جذب مناطق مرطوب می شود و اجازه می دهد تا آرایش برای مدت زمان بیشتری بر روی پوستتان باقی بماند. این امر همچنین از پوست شما در مقابل اشعه های زیان آور خورشید نیز جلوگیری می کند. شما با این کار می توانید هم از پوستتان مراقبت کنید و هم آنرا جوانتر کنید. امتحان کنید: پیش از استفاده از پودر صورت، جلوی پنجره بایستید (و یا جایی که نور به صورتتان بتابد) و یک آینه بدست گرفته و خود را در آن نگاه کنید. پودر را بر روی صورت استعمال کنید، پشت پنجره بروید و مجدداً صورت خود را در آینه نگاه کنید و ببینید چه تغییری در آن ایجاد شده. اگر متوجه هیچ تغییری نشدید، بدانید که خیلی جوان هستید و هیچ خط و خطوطی بر روی پوستتان وجود ندارد!!

2- سایه چشم رنگین کمانی و روشن با فرم های عجیب



استفاده از تمام رنگ ها به طور بیش از اندازه و غیر طبیعی سبب فرسوده نشان دادن پوست می شود... و از این گذشته شما را غیر جذاب، بدریخت و شلخته نشان می دهد. در تیتر این قسمت به سایه های روشن و رنگین کمانی اشاره کردیم. گاهی اوقات این نوع سایه ها آنقدر روشن و تند می شوند که چشم های شما را مثل چراغ های جلوی اتومبیل می کنند. البته تولید کنندگان این نوع محصولات همیشه باید بازاری برای فروش محصولاتشان پیدا کنند. آنها فقط به دنبال سود خودشان هستند، اما من اینجا هستم تا شما را راهنمایی کنم که چگونه می توانید شاداب ترین و جوان ترین پوست را داشته باشید. خوب کافی است؛ حالا که خودم را خالی کردم می توانیم به ادامه این مبحث بپردازیم. (لبخند)!

و اما راه حل

چشم شما هر فرم و شکلی که داشته باشد، با استفاده از یک میکاپ مناسب میتوانید آنرا به جوانترین و زیباترین شکل ممکن دربیاورید. به یاد داشته باشید که این چشم هایتان هستند که شما را پیروز می کنند... نه سایه ها. در اینجا شما را با چند قانون کلی آشنا می کنیم: 1- از رنگ های طبیعی استفاده کنید. رنگ مورد علاقه من سفید چرک برای گوشه های پلک، قهوه ای روشن و یا خاکستری برای روی پلک و مقداری هم برای استخوان زیر ابرو است. (رنگ سفید چرک معمولاً پس از استعمال سایه به تمام قسمت ها زده می شود تا رنگ همه جا هماهنگ شود و چهره طبیعی تری به شما بدهد.) 2- از خط چشم برای زیبا تر شدن چشم ها استفاده کنید. رنگ مشکی لطافت بیشتری به چشم ها می دهد. 3- از ریمل استفاده کنید. رنگ مشکی یا قهوه ای کاملاً مناسب است. اگر مژه های پری ندارید، می توانید از مژه مصنوعی استفاده کنید. فقط قهوه ای باشد نه مشکی. (باید پیش از استفاده از مژه مصنوعی آنرا هم از عرض و هم طول کوتاه کنید و انواع پرمو آنها را نیز خریداری نکنید چرا که بر روی چشم خیلی مصنوعی به نظر می رسند و زیبایی ندارند) اگر به اندازه کافی از آن استفاده کنید چهره شما زیباتر خواهد شد. آیا می گویید که قبلاً همیشه این کار را انجام می دادید؟؟ حتی مانیکوریست من هم قبل از اینکه به او بگویم چیزی در این مورد نمی دانست.

3- استفاده از رژلب های بنفش، مشکی یا نارنجی

این رنگ ها معمولاً چهره را سالخورده کرده و اگر از انواع پر رنگ آنها استفاده شود، چهره بدی به شما می دهند. مشکی / نارنجی ( بنفش / مشکی) هیچ گاه بر روی صورت جذاب نخواهند بود.

و اما راه حل

شاید نارنجی بسیار کمرنگ بد نباشد، البته اگر با لباس هایتان هم خوانی داشته باشد، اما در هر صورت سعی کنید از کمرنگ ترین انواع که با تن قهوه ای همراه هستند استفاده کنید. البته رک و پوست کنده بگویم من نه صاحب فروشگاه لباس های نارنجی هستم و نه رژ لب های نارنجی/قهوه ای می فروشم. رنگ نارنجی معمولاً بر روی پوست زیبا نمی شود. اگر ملزم به استفاده از رژ لب نارنجی هستید حتماً آنرا بر روی لب خود محو کنید.

از رنگ هایی استفاده کنید که دارای تن ملایمی از قهوه ای باشند. قرمز باید مقداری آبی داشته باشد تا برو روی پوست رنگ نارنجی را نمایان نسازد. آبی، قرمز را زیباتر می کند و به جوانی و شادابی صورت نیز کمک می کند.

اگر می خواهید لب های پرتری داشته باشید، می توانید رژ لب و یا خط لب خود را کمی بالاتر از خط طبیعی لب بکشید. اگر از براق کننده هم استفاده می کنید یادتان باشد که آنرا فقط در داخل خط طبیعی لب استعمال کنید. با این روش چهره شما ظریف تر شده و جذابیت بیشتری به خود می گیرد... یادتان باشد که بیش از اندازه از برق لب استفاده نکنید. زمایکه لب های خودتان را بزرگ تر می کنید یادتان باشد که پس از اتمام کار روی آنرا پنکک بزنید تا طبیعی تر و محو تر به نظر برسد، در غیر اینصورت خط اضافی که خودتان کشیده اید توی ذوق می زند و خیلی مشخص می شود. آیا می توانید تشخصی دهید که من لب هایم را با استفاده از میکاپ بزرگ تر کرده ام؟

4- موهای خشک و شکننده

اگر به دلیل استفاده از مواد دکلوره، رنگ، صاف کردن، و یا نور خورشید، موهایتان حالت اولیه خود را از دست داده و زمخت و شکننده شده است، باز هم در بازار محصولات متفاوتی یافت می شود که با استفاده از آنها می توانید حالت اولیه را به موهایتان باز گردانید. موهای خشک و شکننده سن شما را بالاتر می برند.

و اما راه حل

تا جایی که می توانید اجازه ندهید تعدد محصولات شما را گیج کنند و حتی الامکان فراورده هایی را انتخاب کنید که موهایتان را از آن چیزی که هست، بدتر نکند. تصور نکنید که چون همه ی اطرافیان، موهای شما را با این شیوه دیده اند، پس می توانید در مهمانی ها با همان وضعیت شرکت کنید. با استفاده از چند محصول مناسب به راحتی می توانید موهایتان را به حالت اول برگردانید. اگر احساس می کنید که مشکلتان خیلی حاد شده، می توانید به یک متخصص پوست و مو مراجعه کنید تا او شما را در این زمینه راهمنایی کند... چهره جوانی که موها می توانند به شما بدهند، دوست داشتنی تر است.

5- بدون آرایش چشم

اگر دلتان می خواهد چشمتان آرایش نداشته باشد، هیچ اجباری برای انجام این کار وجود ندارد؛ اما در عین حال اگر می خواهید جوانتر شوید، بهتر است چشمتان را کمی آرایش کنید. این کار چهره شما را شاداب تر می کند و زیبایی خاصی به کل صورت می دهد.

و اما راه حل

اگر نگاه دقیقی به سایت داشته باشید و قسمت میکاپ چشم را مطالعه کنید، می توانید روش صحیح آرایش چشم را آموزش ببینید. می توانید در طول روز از رنگ های ملایم تر استفاده کنید و رنگ های تیره را برای مهمانی های شب بگذارید.

6- استفاده نکردن از رژ گونه، استفاده کم یا استعمال در محل نامناسب

خوب، این مسئله همیشه به عنوان یکی از مشکلات شخصی من نیز به شمار می رود. دوست ندارم رژ گونه زیادی به صورتم بزم و از سوی دیگر نمی خواهم مقدار آن خیلی کم باشد. همیشه پیش از بیرون رفتن از همسرم سوال می کنم که آیا مقدار آن کافی است یا نه. بله، گاهی اوقات مجبور می شوم روی آن مقداری پنکک بزنم تا رنگش کمی ملایم تر شود! مشکل دیگری که اکثر خانم ها با آن مواجه هستند این است که آنرا در کدام قسمت صورت مصرف کنند (البته این مشکل من نیست!) همه این امور سبب می شوند که چهره شما مسن تر جلوه کند.

و اما راه حل

آیا می دانید که "رژهای چرب" صورت شما را صاف تر می کنند و در عین حال استعمال آنها نیز راحت تر است؟ هیچگاه از رژ گونه های براق استفاده نکنید. این امر سبب میشود که فرو رفتگی ها و برآمدگی های صورت بیشتر جلوه کنند و خطوط زیر چشم نمایانتر گردند. البته باید دقت داشته باشید از انواعی استفاده کنید که نه خیلی چرب، و نه خیلی خشک باشند و نسبت به پوستتان رنگ طبیعی داشته باشند و به خوبی روی صورت بخوابند.

زمانیکه از رژگونه استفاده می کنید، باید آنرا در محلی بزنید که نور خورشید به طور طبیعی آنجا را قرمز میکند. (البته بجز بینی). این محدوده از نزدیکی استخوان گونه شروع شده و تا امتداد گوش ادامه پیدا می کند. مقدار کمی از آنرا به بالای پیشنانی بزنید و خط رویش موها را به وسیله آن محو کنید. (آنقدر زیبا می شوید که خودتان نیز تعجب خواهید کرد) مقداری از آن را هم به گردنتان بزنید تا با صورت همرنگ شود.... حالا یک صورت درخشان و در عین حال طبیعی دارید.

اگر احساس می کنید که نیاز به رژگونه بیشتری در طول روز دارید، می توانید از انواع پودری آن استفاده کنید. از یک رنگ ملایم و طبیعی استفاده کنید و سعی کنید درخشش زیادی نداشته باشد.

7- وضعیت قرار گرفتن اندام بر روی سن تاثیر می گذارد

هیچ موقع نباید تیپ و وضعیت اندامی خود را دست کم بگیرید. سعی کنید همیشه وضعیت مناسبی داشته باشید و اگر عادت بدی دارید، آنرا تصحیح کنید.

اگر اندام خود را در وضعیت مناسبی نگه ندارید، دچار قوز کمر، غبغب، شکم، قوس کمر و برخی مشکلات درونی دیگر خواهید شد.

و اما راه حل

برای تصحیح آداب بد اندامی، باید حواستان به طرز ایستادن و نشستنتان در تمام طول روز (حتی در محل کار) باشد. اگر برای چند هفته این کار را انجام دهید، عادات بد ناپدید می شوند. در هنگام ایستادن کمرتان صاف باشد و شانه ها عقب و چانه به سمت بالا باشد نه پایین. با رعایت این نکات به راحتی می توانید چند سال جوان تر جلوه کنید.

از یکی از دوستان نزدیک، فرزندان و یا همسرتان بخواهید که وضعیت قرار گرفتن اندام شما را تحت نظر داشته باشد، و هر موقع از الگوی مناسب فاصله گرفتید، این امر را به شما گوشزد کند. با این کار اطرافیانتان نیز تشویق به تصحیح حالت های بد مشابه میشوند.

با تغذيه مناسب سلامت موهاي خود را تامين كنيم
تغذيه سالم همانطور كه در سلامت كل بدن ضروري است بي‌ترديد براي رشد سالم موها نيز اهميت دارد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به گفته متخصصان اگر چه بدن ما به انواع مختلف ويتامين‌ها و مواد معدني براي انجام فعاليت‌هاي مناسب بدن نيازمند است اما چندين نوع مشخص از آنها براي سلامت و رشد موها كاربرد داشته و ضروري است.

وقتي يك رژيم جديد ويتاميني را آغاز مي‌كنيد، معمولا 2 تا 3 ماه وقت لازم است تا نتايج به كار بردن آن را بر روي وضعيت موي خودتان ببينيد. اين بدين معني است كه صبوري و ادامه دادن براي رسيدن به نتيجه مطلوب بسيار حايز اهميت است.
همچنين بسيار مهم است كه قبل از شروع هر برنامه ويتاميني جديد حتما موضوع را با پزشك خود در ميان بگذاريد بويژه اگر بيماري يا مشكل خاص سلامتي و بهداشتي داريد.
- ويتامين‌هاي لازم براي حفظ سلامت موها عبارتند از:
1- ويتامين A:
اين ويتامين آنتي اكسيداني است كه به توليد چربي سالم در پوست سر كمك مي‌كند. منابع غذايي حاوي ويتامين A شامل روغن كبد ماهي، گوشت، شير، پنير، تخم‌مرغ، اسفناج، كلم بروكلي، كلم پيچ، هويج و هلو به مقدار روزانه 5000 واحد بين‌الملي است.
لازم به ذكر است كه مصرف بيش از 25 هزار واحد بين‌المللي در روز از اين ويتامين مسموميت ايجاد كرده و مي‌تواند موجب ريزش مو و يا ساير مشكلات جدي براي سلامتي شود.
2- ويتامين C:
اين ويتامين آنتي‌اكسيداني است كه به حفظ سلامت پوست و موها كمك مي‌كند.
ميوه‌هاي خانواده مركبات، توت فرنگي‌ها، كيوي، آناناس، گوجه فرنگي، فلفل سبز، سيب زميني و سبزيجات داراي برگ سبز تيره منابع سرشار از ويتامين C هستند. مقدار مورد نياز اين ويتامين روزانه 60 ميلي‌گرم است.
3- ويتامين E:
اين ويتامين آنتي اكسيداني است كه گردش خون در پوست سر را تقويت مي‌كند. منابع غذايي حاوي اين ويتامين شامل روغن سبزيحات منجمد شده، روغن پوست گندم، دانه‌هاي سويا، دانه‌هاي خام و دانه‌هاي روغني، حبوبات خشك و سبزيجات برگ پهن هستند. مقدار مورد نياز اين ويتامين روزانه 400 واحد بين‌المللي است. مصرف زياد اين ويتامين مي‌تواند موجب بالا رفتن فشار خون شده و تشكيل لخته‌هاي خوني را كاهش دهد. افرادي كه داروي فشار خون يا ضد انعقاد مصرف مي‌كنند بايد قبل از مصرف مكمل‌هاي ويتامين E با پزشك معالج خود مشورت كنند.
4- بيوتين:
اين ويتامين توليد كراتين را افزايش داده و از ريزش مو جلوگيري مي‌كند. مخمر آب جو، تمام انواع غلات، زرده تخم مرغ، جگر، برنج و شير مهمترين منبع حاوي اين ماده هستند.
مقدار مورد نياز بيوتين روزانه 150 تا 300 ميكروگرم است.
6- نياسين (ويتامين B3):
اين ويتامين گردش خون در پوست سر را تقويت مي‌كند. منابع سرشار از اين ويتامين مخمر آب جو، پوست گندم، ماهي، مرغ، بوقلمون و گوشت هستند. مقدار مورد نياز نياسين در روز 15 ميلي گرم است. لازم به ذكر است كه مصرف بيش از 25 ميلي‌گرم در روز از اين ويتامين خطرات جدي براي سلامت بدن در پي دارد.
6- اينوسيتول:
اين ماده معدني باعث سالم ماندن فوليكول‌هاي مو در سطح سلولي مي‌شود. اين ماده بيشتر در تمام انواع غلات، مخمر آب جو، جگر و مركبات يافت مي‌شود.
7- اسيد پانتوتنيك (ويتامين B5):
اين ويتامين مانع از سفيدي و ريزش موها مي‌شود. دانه‌هاي تمام غلات، مخمر آب‌جو، گوشت و زرده تخم مرغ منابع غني از ويتامين B5 هستند. مقدار مصرف روزانه اين ويتامين 4 تا 7 ميلي‌گرم است.
8- ويتامين B6:
اين ويتامين مانع از ريزش مو شده و ملانين را كه رنگدانه‌هاي تامين كننده رنگ مو هستند تقويت مي‌كند.
منابع اصلي غذايي حاوي اين ويتامين شامل مخمر آب‌جو، جگر، دانه‌هاي تمام انواع غلات، سبزيجات، گوشت و زرده تخم‌مرغ هستند. مقدار مورد نياز اين ويتامين روزانه 6/1 ميلي گرم است. مصرف مقدار زياد اين ويتامين باعث بي‌حسي و كرخ شدن دست‌ها و پاها مي‌شود.
9- ويتامين B12:
اين ويتامين مانع از ريزش مو مي‌شود.
مهمترين منابع غذايي حاوي ويتامين فوق مرغ، ماهي، تخم‌مرغ و شير است و مصرف روزانه 2 ميلي گرم آن توصيه مي‌شود.
 

 
 

موضوعات مرتبط: دانستنی های بهداشتی
[ چهارشنبه یکم آبان 1387 ] [ 20:21 ] [ امین ] [ ]
 

مكانيسم تروما :

بعنوان يك تكنسين پايه فوريتهاي پزشكي ،‌شما به صحنه هاي تصادف وسايل نقليه يا ساير موقعيت هايي كه در آنها بيماران متحمل آسيب هاي تهديد كننده حيات شده اند اعزام مي شويد .

براي مراقبت صحيح از چنين بيماراني ، شما بايد چگونگي وقوع تروما يا مكانيسم تروما را بدانيد . در يك تروما ،‌بدن با نيرو يا انرژي برخورد مي كند كه این نیرو ميتواند منجر به آسيب موقت ،‌آسيب دائمي يا حتي مرگ شود

همانطور كه مي دانيد قسمتهاي خاصي از بدن به تروما حساس تر مي باشند . مغز و طناب نخاعي بسيار آسيب پذيرمي باشند . خوشبختانه اين ارگانها توسط جمجمه و ستون مهره هاوچندين لايه بافت نرم محافظت مي شوند . چشم ها نيز براحتي آسيب مي بينند . حتي ضربه هاي جزئي به چشم ميتواند منجر به آسيب هاي عمده شود . استخوانها و چند ارگان ديگر بدن مقاومتر ميباشند . و ضربه هاي خفيف تر را بدون اينكه آسيبي ببينند تحمل مي كنند .

نتيجه كلي از اطلاعات فوق اين است كه شما مي توانيد با استفاده از مكانيسم تروما و ارزيابي سه فاكتور زير ،احتمال وجود آسيب هاي جدي را پيش بيني كنيد :

1- مقدار نيرويي كه به بدن وارد شده است .

2- مدت زماني كه بدن در معرض اين نيرو بوده است .

3- مناطقي از بدن كه در معرض اين نيرو بوده اند .

شما واژه هاي تروماي بسته (بلانت) و تروماي نافذ را زياد شنيده ايد .

در تروماي بلانت ،‌نيروي وارده در منطقه وسيعي از بدن پخش مي شود و پوست معمولاً‌سالم مي ماند و زخمي نمي شود

ولي ارگانها و بافتهاي زيرين ، در محل نيروي وارد شده ممكن است دچار آسيب شده باشند .

در تروماي نافذ ،‌ نيرو به منطقه كوچكي از بدن وارد مي شود .

و ميتواند پوست را سوراخ كرده و يك زخم باز با خطر عفونت بالا ايجاد كند

شدت آسيب بسته به خصوصيات عامل ايجاد كننده ، مقدار انرژي وارد شده و قسمتي از بدن كه در معرض قرار گرفته است دارد .

تصادفات وسايل نقليه

در تصادفات وسايل نقليه ، ميزان نيروي وارد شده به بدن مستقيما با سرعت وسيله نقليه مرتبط مي باشد . هر چه سرعت وسيله نقليه بيشتر باشد نيروي وارد شده به بيمار بيشتر است . بنابراين بايد مناطقي از بدن بيمار،ارزيابي شود كه احتمال آسيب آنها بيشتر است .

همچنين حين ارزيابي تا حدي ، مسائل زير را در نظر داشته باشيد :

موقعيت قرار گرفتن بيمار در وسيله نقليه ، استفاده از كمربند ايمني و اينكه هنگام تصادف ، بدن بيمار به كدام سمت منحرف شده است

شكل 6 8 : A : آسيب به اندامهاي تحتاني و لگن ميتواند هنگام برخورد ناگهاني زانو با داشبورد ايجاد شود .

B: آسيب به قفسه سينه و شكم ميتواند در اثر برخورد ناگهاني با فرمان وسيله نقليه ايجاد شود .

رانندگان در مقايسه با بقيه سرنشينان وسيله نقليه خطر بيشتري براي ابتلا به آسيب هاي جدي ، دارا مي باشند .

چون احتمال برخورد ناگهاني قفسه سينه ،‌ شكم يا سر راننده با چرخ فرمان وجود دارد . سرنشين صندلي جلو نيز ممكن است به علت برخورد ناگهاني با داشبورد دچار آسيب شود .

خطر‌آسيب هاي جدي ، همچنين به استفاده صحيح از كمر بند ايمني بستگي دارد . مجروحيني كه از كمربند استفاده نكرده اند ، براي تعدادي از آسيب ها در خطر بيشتري مي باشند ، ‌چون ممكن است به بيرون از وسيله نقليه پرتاب شوند . همچنان كه آنها حين تصادف به بالا و پائين مي افتند ممكن است با فرمان ،‌ داشبورد – شيشه ها ‌، ‌سقف ، بدنه و كف وسيله نقليه برخورد كنند و از آن بدتر ،‌ مجروحي كه كمر بند ايمني را نبسته است ، ممكن است از وسيله نقليه به بيرون پرتاب شود و خطر تروماي سر ، طناب نخاعي و حتي مرگ براي اين مجرو حان وجود دارد .

سقوط :

در سقوط ميزان نيروي وارد شده به بدن ،‌مستقيماً‌ با ارتفاع سقوط مرتبط مي باشد .

پيش بيني مناطقي از بدن كه در اثر سقوط دچار آسيب مي شوند بسيار مشكل است . سقوط از ارتفاع خيلي زياد ،‌ سقوط با انرژي زياد نام دارد و بيماران بايد به ترتيب زير بررسي شوند . هر بيماري كه از ارتفاع بيشتر از سه برابر قدش يا ارتفاع بيشتر از 5/4 تا 6 متري سقوط كرده است ، بايد در خطر ابتلا به آسيب هاي جدي در نظر گرفته شود . در كودكان سقوط از ارتفاع 2 تا 3 برابر قدشان يا تقريباً‌ بيشتر از 3 متر ، ‌بالقوه كشنده است .

اگر شرايط بيمار پايدار است ،‌شما بايد تلاش كنيد تا دقيقا اتفاقات حين سقوط را مشخص كنيد . همچنين اگر ممكن است شما بايد تعيين كنيدكه چرا و چگونه بيمار به زمين افتاده است . اين اطلاعات يا از خود بيمار يا اطرافيان به دست مي آيد و در پيش بيني مناطقي از بدن كه آسيب جدي تري ديده اند به شما كمك مي كند .

گلوله و زخم ناشي از آن :

تروماي نافذ اغلب نتيجه تروماهاي ناشي از گلوله مي باشد و ارزيابي اين زخم بسيار مشكل است چون شواهد خارجي بسياراندكي ازآسيب واقعي وجود دارد .

ميزان نيروي وارد شده به بدن از طريق يك گلوله ،‌ مستقيما وابسته به قطر اسلحه و فاصله محل شليك اسلحه تا بيمار مي باشد .

زخم هاي ناشي از اسلحه با قطر زياد ، يا تفنگ ، جزو ‌آسيبهاي با انرژي بالا محسوب مي شوند .در مقايسه ،‌نيرويي كه در آسيب هاي ناشي از چاقو به بيمار وارد مي شود ، اندك است ولي اين آسيب ها نيز ميتوانند كشنده باشند . پيش بيني مناطقي از بدن كه در تروماي نافذ آسيب مي بيند بسيار مشكل است . در زخمهاي ناشي از گلوله ، پيش بيني مناطق آسيب ديده ، با كشيدن يك خط فرضي بين محل ورود و خروج گلوله ممكن مي شود

به ياد داشته باشيد كه ، اگر چه گلوله ميتواند آسيب جدي به استخوانهاي متراكم و ارگانهاي بدن وارد كند ولي تعيين مسير دقيق گلوله غير ممكن است .

برخي گلوله ها طوري طراحي شده اند كه پس از ورود به بدن مي چرخند يا توقف مي كنند . در زخمهاي ناشي از چاقو ،‌ مناطقي از بدن كه آسيب ديده اند با نگاه به محل ورود و طول وسيله استفاده شده ، اگر در دسترس باشد ، مشخص مي شود به ياد داشته باشيد كه شما فقط ميتوانيد وسعت آسيب را تخمين بزنيد .

حمله يا هجوم ميتواند سلاح را پس از ورود به بدن ، به جلو و عقب حركت دهد و منجر به آسيب هاي بيشتري شود .

تعيين نوع بيماري :

شما به عنوان يك تكنسين پايه فوريت پزشكي با موارد متعددي از بيماران طبي مثل بيماران ترومايي برخورد خواهيد كرد . در بيماران ترومايي ،‌شما ارزيابي مكانيسم آسيب را بعنوان جزئي از ارزيابي صحنه حادثه انجام مي دهيد .

در بيماران طبي شما بايد نوع بيماري را ارزيابي كنيد . شباهت هايي بين مكانيسم آسيب و نوع بيماري وجود دارد .در هر دو مورد شما بايد دنبال اطلاعاتي باشيد كه چگونگي بروزحادثه رابه شما نشان مي دهد .

شما بايد تلاش كنيد تا نوع بيماري را مشخص كنيد منظور از مشخص كردن نوع بيماري ، پرسيدن شكايت اصلي بيمار[1] مي باشد .

شكايت اصلي بيمار همان مشكلي است كه بيمار به آن دليل با 115 تماس گرفته است .

براي تشخيص سريع تر نوع بيماري از بيمار و خانواده و اطرافيان در مورد مشكل بيمار بپرسيد و همزمان صحنه را بررسي كنيد تا راهنماهاي لازم براي يافتن مشكل را بيابيد .

شما ممكن است بسته هاي قرص خالي و مواد سمي كه اطراف بيمار وجود دارد ببينيد يا متوجه شرايط غير بهداشتي زندگي بيمار شويد .

شما بايد متوجه بوهاي غير معمول ، تند وبد در صحنه حادثه باشيد . مثل بوي بد رنگ آميزي تازه كه در يك اتاق بسته پيچيده باشد .

شما بايد متوجه صداي خش خش ، مثل صداي نشت از سيستم اكسيژن منزل باشيد .

هنگام شروع ارزيابي بيمار ،‌ ارزيابي هاي فوق از صحنه حادثه را به خاطر داشته باشيد .

تعيين تعداد بيماران :

بعنوان جز‌ئي از ارزيابي صحنه حادثه ،‌شما بايد تعداد صحيح كل بيماران را تعيين كنيد . تعيين تعداد بيماران براي تعيين نياز به نيروي كمكي نظير تيم HAZMAT يا تيم نجات ويژه براي شما ضروري مي باشد .

براي تعيين نياز به نیروی كمكی بیشتر سوالات زير را از خود بپرسيد ؟

- چند بيمار وجود دارد ؟

- وضعيت آنها چگونه است ؟

- چه كسي با اورژانس 115 تماس گرفته است ؟

- آيا صحنه جنايي است و نياز مي باشد مدارك موجود در صحنه حفظ شوند ؟

- آيا در صحنه حادثه احتمال به خطر افتادن امنيت شما و همكارتان وجود دارد ؟

زماني كه چند بيمار وجود دارد شمابايد بلافاصله براي درخواست كمك اضافي تماس بگيريد و سپس شروع به تقسيم بندي‌(‌ترياژ) بيماران كنيد

ترياژ روندي است كه در آن چگونگي وضعيت هريك از بيماران تعيين مي شود . به محض انجام ترياژشما بايد شروع به درمان حمايتي و انتقال بيماراني كنيد كه وضعيت آنها وخيم تر ميباشد .

يك تكنسين با تجربه بايد به انجام ترياژ ،‌ آگاهي كامل داشته باشد . اين كار در شرايطي كه بيماران متعددي وجود دارند به شما كمك خواهد كرد تا اقدامات حمايتي ، تقسيم نيروي كمكي و تجهيزات را به نحو موثر تري انجام دهيد .

اگر تعداد زيادي بيمار وجود دارد يا به تجهيزات بيشتري مورد نياز است طبق برنامه حوادث بزرگ عمل كنيد .

در چنين موقعيت هايي ،‌هميشه براي درخواست نيروي كمكي نظير ،‌ پليس ، آتش نشاني ،‌واحد امداد و نجات و تيم مراقبت هاي حمايتي پيشرفته[2] ‌يا هر واحد ديگري هر چه سريعتر تماس بگيريد .

تماس براي درخواست نيروي كمكي و حتي نيروهاي فوق العاده عالي هرگز كار اشتباهي نمي باشد . به ياد داشته باشيد که درخواست کمک اضافی حتما باید قبل از شروع مراقبت از بيمار باشد.

ارزيابي اوليه :

طي ارزيابي صحنه حادثه شمابايد بر اساس اطلاعات هنگام اعزام‌ ،‌ شرايط بيمار را به دقت بررسي كنيد و سوالاتي را در موردامن بودن صحنه حادثه بپرسيد . اين مراحل بسيار با اهميت مي باشند .

و مهم تر اينكه ، با روشن شدن پاسخ اين سوالات از امنيت خودتان مطمئن مي شويد ولي ارزيابي واقعي بيمار از هنگامي كه شما بر بالين بيمار حاضر مي شويد ، شروع مي شود .

ارزيابي اوليه تنها يك هدف بسيار مهم وحياتي دارد و آن تشخيص و درمان سريع خطرات تهديد كننده حيات مي باشد.

اطلاعاتي كه نشانه شرايط تهديد كننده حيات مي باشند ، به طرق مختلف به دست مي آيند : مثل وضعيت ظاهري بيمار و ‌شكايت اصلي بيمار ،‌مكانيسم آسيب در بيماري كه دچار تروما شده باشد .

از لحظه اي كه شما به صحنه و سپس به بيمار نزديك مي شويد يك حدس كلي راجع به وضعيت بيمار در ذهن شما شكل خواهد گرفت .

اين حدس كلي بر اساس ارزيابي فوري شما از محيط اطراف ،‌ علايم ونشانه هاي موجود ،‌مكانيسم آسيب در بيمار ترومايي و شكايت اصلي بيمار ميباشد .

در (جدول 2-8 ) اجزاي ارزيابي اوليه نام برده شده است .

جدول 2-8 ارزيابي اوليه

حدس كلي در مورد وضعيت بيمار

ارزيابي وضعيت هوشياري

ارزيابي راه هوايي

ارزيابي تنفس

ارزيابي گردش خون

تشخيص بيماراني كه انتقال سريع آنها در اولويت است .

حدس كلي در مورد وضعيت بيمار :

حدس كلي در مورد وضعيت بيمار بسيار مهم مي باشد . زيرا در تشخيص بيماراني كه انتقال آنها در اولويت مي باشد‌، تشخيص مكانيسم تروما (‌اگر بيمار ترومايي باشد ) ،‌ ارزيابي خطرات بالقوه تهديد كننده حيات و قضاوت در مورد صحت اطلاعاتي كه بيمار به شما مي دهد ،‌به شما كمك خواهد كرد .

هنگامي كه وارد صحنه مي شويد ‌،‌ به وضعيت بيمار توجه كنيد :

دقت كنيد كه بيمار آرام است يا حركت مي كند ،‌هوشياراست يابي هوش ،‌خونريزي دارديا نه ؟‌

مكانيسم آسيب يا نوع بيماري را مشخص كنيد .

به گفته هاي بيمار و اطرافيان گوش فرا دهيد . به بوهاي خاص تنفس بيمار كه نشانه وجود مواد سمي ، دود يا الكل مي باشد توجه كنيد .

هنگامي كه بر بالين بيمار حاضر شديد مي توانيد نبض، وجود درد و بدشكلي اندامهاي بيمار را بررسي كنيد .

اگر بيمار شما هوشيار است ،‌قبل از شروع به معاينه فيزيكي ،‌تا حدي كه ممكن است اطلاعاتي در مورد وضعيت ايجاد شده كسب كنيد . براي گرفتن اطلاعات از بيمار ، خود را معرفي كرده وبه او بگوييد يك تكنسين فوريتهاي پزشكي هستيد و براي كمك كردن به او آمده ايد . سپس سوالاتي در مورد سن ،‌ نژاد ،‌ جنس و شكايات اصلي بيمار بپرسيد و در تمام مدت ارزيابي ،‌ صحبت كردن و سوال كردن از بيمار را ادامه دهيد.

براي بدست آوردن يك حدس كلي در مورد وضعيت بيمار بايد سوالات زير رااز خود بپرسيد .

- آيا به نظر مي رسد كه بيمار وضعيت تهديد كننده حيات داشته باشد ؟ راهنماي اين سوال ،‌وجود اختلال هوشياري ، ‌تنفس واضحاً‌ مشكل ،‌خونريزي خارجي شديد ،‌و پوست بسيار رنگ پريده يا سيانوتيك در بيمار مي باشد .اگر به وجود شرايط تهديد كننده حيات شك كرديد هر چه سريعتر اقدامات حمايتي را انجام داده و بيمار را منتقل كنيد .

- آيا بيمار در اثر تروما دچار آسيب شده است ؟‌ اگر چنين است مكانيسم آسيب چگونه بوده است ؟‌ بر اساس مكانيسم آسيب ،‌ آيا انتظار داريد كه بيمار دچار آسيب جدي شده باشد ؟‌اگر چنين است خطر ناكترين آسيبهاي ممكن را در نظر گرفته و درمان آنها را شروع كنيد مانند بي حركت ساختن ستون مهره ها .

- آيا بيمار ارتباط برقرار ميكند و قادر به پاسخ دادن به سوالات مي باشد ؟‌ اگر قادر به پاسخ گويي نمي باشد شما نياز داريد ،‌ به مهارتهاي خود در معاينه فيزيكي و همچنين گفته هاي اطرافيان اطمينان كنيد .



موضوعات مرتبط: مکانیسم تروما
[ چهارشنبه یکم آبان 1387 ] [ 20:19 ] [ امین ] [ ]


تحول عرصه هاي مختلف رشته هاي علمي را به سرعت در مي نوردد. امواج اين تحول شايد بيش از ساير رشته ها، عرصه هاي پزشكي را متحول ساخته است. از جمله اين رشته ها مي توان به تغيير و تحولات چشمگير در رشته رينوپلاستي (جراحي زيبايي بيني) اشاره كرد. تحولاتي كه پايه بسياري از باورهاي علمي قبلي را متزلزل و رويكردهاي نوين را جايگزين ساخته است. كاهش سن شروع جراحي عمل بيني، بازسازي بيني به جاي كوچك ساختن آن و... در كنار استفاده از ابزارهاي تشخيصي دقيق مانند آندوسكوپ، همه و همه انقلابي عظيم در رشته جراحي زيبايي بيني به پا كرده است. برپايي دومين سمپوزيوم تازه هاي رينوپلاستي كه اول تا سوم خردادماه در تهران برپا شد، فرصتي پديد آورد تا با تني چند از متخصصان رشته گوش، گلو و بيني پيرامون مباحث مرتبط با اين رشته به گفت وگو بنشينيم.

اختلالات تنفسي، شايع ترين اختلال عملكردي بيني پس از جراحي رينوپلاستي به شمار مي رود. دكتر «سيدهادي صميمي اردستاني» عضو هيات علمي اجرايي «دومين سمپوزيوم تازه هاي رينوپلاستي» مهم ترين اقدام براي كاهش اين اختلال را آشنايي جراح با ساختار داخلي بيني دانسته و مي گويد؛ «آندوسكوپ براي ارزيابي داخلي بيني ابزاري مناسب است. در مواردي مشاهده شده كه فرد پس از عمل جراحي زيبايي به دليل اختلال در تنفس مراجعه مي كند و پس از بررسي با آندوسكوپ مشخص مي شود قبل از عمل جراحي، بيني وي داراي پوليپ بوده و جراح بي توجه به پوليپ درون بيني، نسبت به عمل رينوپلاستي اقدام كرده است. اين در حالي است كه بسياري از مشكلات دروني بيني از جمله پوليپ حين عمل زيبايي قابل درمان است.»

استفاده از آندوسكوپ در كشور از حدود هفت سال پيش فراگير شده و متخصصان گوش و گلو و بيني قبل از جراحي زيبايي از اين ابزار بهره مي گيرند. هرچند آندوسكوپ وسيله يي گران و استفاده از آن نيازمند آموزش و ممارست است، اما در جراحي هاي زيبايي بيني وسيله يي بسيار ضروري به شمار مي رود.

باورهاي جديد در زمينه رينوپلاستي

در گذشته رويكرد اكثر جراحان بيني، برداشت هرچه بيشتر از غضروف و استخوان بيني و كوچك سازي اين عضو بود. اما اين نگرش طي سال هاي اخير كاملاً متحول شده تا جايي كه براساس باور جديد، بيني عضوي تنفسي به شمار مي رود كه تغييرات زيبايي در اين عضو تنها تا حدي مجاز است كه اختلالي در كاركرد اصلي بيني ايجاد نكند. دكتر «ابوالحسن قيصري» عضو ديگر كميته علمي اين سمپوزيوم در اين زمينه مي گويد؛ «بيني هاي شبيه بيني ايرانيان علاوه بر شكل دادن به هنگام عمل، نيازمند بازسازي است. به اين معنا كه روش قبلي كه بر حذف بخش هاي اضافه بيني تكيه داشت و اين عمل منجر به اختلالات تنفسي و تغيير شكل بيني در درازمدت مي شد، امروزه متحول شده است. به صورتي كه با استفاده از پيوندهاي غضروفي، فرد در عين حال كه داراي يك بيني مناسب مي شود، وضعيت تنفسي طبيعي وي نيز حفظ مي شود.»

دكتر «بابك ساعدي» متخصص گوش، گلو و بيني در مورد سن شروع اعمال جراحي نيز اظهار مي دارد؛ «پيشرفت هاي انجام شده در رشته رينوپلاستي، تئوري قديمي در مورد رشد بيني و اينكه اعمال جراحي افراد زير 18 سال را جايز نمي دانسته اند، منسوخ ساخته است. در حقيقت بسياري از پژوهش هاي صورت گرفته، پايان سن بلوغ را ملاك زمان مناسب براي اعمال جراحي دانسته اند. هرچند بر احتياط و دقت عمل جراح در اين سنين بيشتر تاكيد شده است.»

اعمال جراحي ثانويه بيني

بسياري از افرادي كه در گذشته مورد عمل جراحي بيني قرار گرفته اند، به دليل رعايت نشدن استانداردهايي كه در بالا به آنها اشاره شد (مانند برداشت بي رويه از استخوان و به ويژه غضروف) براي اعمال جراحي مجدد به پزشك مراجعه مي كنند. هرچند هنوز هم با وجود پيشرفت هاي فراوان در عرصه اين رشته برخي جراحان براي عمل رينوپلاستي از شيوه هايي قديمي بهره گرفته و مشكلاتي را پس از عمل براي بيمار پديد مي آورند.

دكتر «قيصري» در مورد اين افراد مي گويد؛ «مشاهده مي شود حتي برخي افرادي كه به تازگي مورد عمل جراحي رينوپلاستي قرار مي گيرند، جراح بي توجه به حفظ اسكلت، مقاومت بيني و نقش فيزيولوژيك آن به گونه يي جراحي مي كند كه نياز به عمل مجدد در مورد اين افراد ضروري به نظر مي رسد. در صورت برداشت بيش از حد از بافت بيني، بهره گيري از گرفت هاي غضروفي بيني از بخش هايي مانند تيغه بيني، لاله گوش و در موارد نادر، غضروف دنده يا استخوان هاي ديگر براي بازسازي مي تواند به ترميم نقاط از دست رفته به منظور استحكام بيني كمك كند.»

مردان متقاضي عمل جراحي زيبايي

مراجعه مردان طي سال هاي اخير به متخصصان براي انجام جراحي زيبايي بيني افزايش يافته، اين در حالي است كه به عقيده دبير دومين سمپوزيوم تازه هاي رينوپلاستي، اكثر مرداني كه خواستار عمل جراحي زيبايي بيني هستند، دچار زمينه هاي بيماري هاي عصبي و اختلالات رفتاري بوده كه اين مشكل نيازمند بررسي است. دكتر «محمود صدوقي» با اشاره به افزايش تقاضاي عمل جراحي زيبايي بيني در مردان مي گويد؛ « بيشتر آقايان مراجعه كننده در گروه سني 15 تا 30 سال قرار دارند كه به دليل مسايل جواني و حالات اين مقطع سني، داوطلب جراحي زيبايي بيني هستند.» به گفته اين جراح متخصص اكثر اين تقاضاها غيرضروري است و تنها در صورتي كه فرد دچار سانحه شده باشد يا در مواقعي كه فرد دچار نقص هاي مادرزادي و ژنتيك است، جايز است آقايان را مورد عمل رينوپلاستي قرار داد، در غير اين صورت عمل رينوپلاستي به صرف زيبايي براي آقايان ضرورت ندارد.

در عمل رينوپلاستي درمان بايد مقدم بر زيبايي باشد. ملاك هاي زيبايي مردان با زنان متفاوت و شامل مواردي همچون شخصيت، وقار و رفتار است. از ديگر سو ساختار بيني آقايان (داشتن بيني درشت، پوست ضخيم، استخوان هاي بزرگ و...) با خانم ها متفاوت است و اين امر سبب شده كه اعمال جراحي رينوپلاستي آقايان چندان با موفقيت همراه نباشد. افرادي كه از نظر شخصيت رفتاري دچار اختلال هستند، مثلاً بسيار باريك بين و ايده آليست هستند، وقتي از عمل خود نتيجه مورد انتظار را دريافت نمي كنند، بيشتر با مشكل روبه رو مي شوند كه اين امر اعمال جراحي مكرر را در بسياري از موارد به همراه دارد. از طرف ديگر همين نارضايتي ها شكايات را افزايش داده است.

اما به عقيده دكتر «مهدي خواجوي» نايب رئيس انجمن جراحان گوش، گلو و بيني، فراگير شدن عمل جراحي بيني ارتباطي به اختلالات شخصيتي ندارد، بلكه مهم مد است. به گونه يي كه هركس فكر مي كند اگر بيني اش را عمل نكند از اطرافيانش كمتر است. وي محدوديت هاي اجتماعي و فرهنگي را از ديگر علل گرايش جوانان به رينوپلاستي برشمرده و مي گويد؛ «در جايي كه جوان نتواند بسياري از نيازهاي عاطفي، اجتماعي، فرهنگي و.... خود را برآورده كند، به ظواهر دل خوش مي كند. اين در حالي است كه پديده جراحي زيبايي بيني در ميان جوانان اروپايي شايع نيست.»

ميانسالان متقاضي عمل جراحي زيبايي بيني

هرچند آمار متقاضيان عمل رينوپلاستي طي سال هاي اخير در ميان افراد ميانسال رو به افزايش است، اما به گفته دكتر «ساعدي» اعمال جراحي كه صرفاً جنبه زيبايي دارند، براي بيشتر افراد ميانسال و مسن به دليل شرايط بيهوشي و ريسك عمل در اين افراد توصيه نمي شود. از ديگر سو نبود قابليت لازم براي اعمال جراحي زيبايي در پوست و نسوج پس از 40 سالگي از عمده دلايلي است كه متخصصان، اعمال جراحي زيبايي را در سنين بالا توصيه نمي كنند.

دكتر «رزم پا» نيز ويژگي آناتوميك بيني در سنين بالا، پوست نازك، كاهش چربي زير پوست و محو شدن عضلات را كه باعث شكنندگي بيني مي شود در كنار مواردي همچون ضعف مكانيسم هاي نگهدارنده بيني از ديگر عواملي برمي شمارد كه شانس يك عمل موفق را در سنين بالا كاهش مي دهد.

اما دكتر «رزم پا» در سخنراني ارائه شده خود در اين سمپوزيوم مي گويد؛ «گرچه به علت ويژگي هاي تشريحي و رواني، افراد مسن كمتر مناسب براي رينوپلاستي هستند، ولي با انتخاب مناسب بيمار، نتايج بسيار رضايت بخشي حاصل خواهد شد. به همين دليل باور مردم به امتناع از جراحي زيبايي بيني در سنين بالا نياز به تجديدنظر دارد.»

وي مساله مهم در انتخاب بيمار را مشخص كردن انگيزه وي براي جراحي دانسته و ادامه مي دهد؛ «بيماران با اختلالات واضح بيني كه جراحي آنها به دلايلي به تعويق افتاده، براي عمل مناسب تر هستند. همچنين نياز به ترميم بيني بعد از تصادفات و ضرب ديدگي ها و مواردي خاص وجود دارد كه بايد به دقت بررسي شده و در موارد مبهم، مشاوره روانپزشكي خواسته شود. اين پزشك متخصص آشنايي به تنوع ساختماني و عملكرد بيني به منظور انتخاب تكنيك مناسب جراحي را ضروري دانسته، مي افزايد؛ «روش جراحي بيني در سنين بالا به گستردگي آن در سنين پايين نيست و بسيار محافظه كارانه است.»

عمل جراحي بيني توسط متخصصان رشته هاي غيرمرتبط

دبير اجرايي اين سمپوزيوم نيز با هشدار نسبت به مراجعه افراد براي اعمال جراحي زيبايي بيني به متخصصان رشته هاي غيرمرتبط جراحي مي گويد؛ «اين اقدام، سلامت و زيبايي افراد را به مخاطره انداخته است.» دكتر «اميرآروين سازگار» انتخاب جراح مناسب براي جراحي بيني را نخستين گام براي انجام عمل موفقيت آميز مي داند و تصريح مي كند؛ «هر مراجعه كننده عمل جراحي بيني، بايد انتظارات خود را با توجه به خصوصيات فردي خود تطبيق دهد. به عبارتي، هر بيني به هنگام جراحي تا حدي قابليت اصلاح دارد و طبيعي است كه بيني با ايراد كمتر، بهتر اصلاح (عمل) مي شود.»

در مجموع بايد گفت، هر بيني ويژگي هاي خاص خود را دارد كه با بيني ديگر متفاوت است و متاسفانه افراد بدون در نظر گرفتن اين مورد، با مقايسه خود با ساير افرادي كه عمل جراحي انجام داده اند يا طبق الگويي ذهني، از پزشك جراح انتظارات غيرواقعي دارند.

جراحي هاي متعدد يك پديده نسبتاً شايع است كه فرد يا در ابتدا به جراح غيرمتبحر مراجعه مي كند يا اينكه جراح كار خود را صحيح انجام داده، اما انتظارات بيمار غيرواقعي است. معاينه پيش از جراحي و مشاوره مناسب پزشك به بيمار براي برنامه ريزي عمل، بسيار مهم است و در صورتي كه پزشك پيش از عمل براي مشاوره با فرد داوطلب عمل جراحي، وقت كافي بگذارد، نتيجه آن به مراتب رضايت بخش تر است و مشكلات بعد از عمل نيز پيش نمي آيد.

دكتر «سازگار» يادآور مي شود؛ «هر بيني پس از عمل جراحي، براي قضاوت نتيجه عمل به فرصت زماني حداقل يك ساله نياز دارد و توصيه مي شود پس از سپري شدن اين زمان از جراحي مجدد بيني اكيداً خودداري شود.»

 


موضوعات مرتبط: بینی
[ چهارشنبه یکم آبان 1387 ] [ 20:18 ] [ امین ] [ ]

مقدمه

گوشهای ما مسئول دو حس حیاتی اما کاملا متفاوت هستند: شنوایی و تعادل. صداهای تشخیص داده شده از طریق گوشها ، اطلاعات اساسی را درباره محیط خارجی به ما می‌دهند و به ما اجازه می‌دهند با روشهای پیچیده‌ای چون گفتار و موسیقی ارتباط برقرار کنیم. علاوه بر این گوشها در حس تعادل ما نیز سهم دارند. درک ناخود آگاه وضعیت بدن در فضا به ما اجازه می‌دهد تا بایستیم و حرکت کنیم بدون آنکه زمین بخوریم.

گوش دارای اندامهای مجزای شنوایی و تعادل است که صداهای دنیای اطرافمان و اطلاعات درونی درباره وضعیت و حرکتمان را تشخیص می‌دهد. ساختمانهای حسی داخل گوش ، اشکال متفاوت اطلاعات را به صورت ایمپالسهای عصبی برگردانده تا از طریق اعصاب به قسمتهای مختلف مغز ، جایی که اطلاعات تجزیه و تحلیل می‌شوند، فرستاده شوند. توانایی ما در تفسیر اصوات و استفاده از اطلاعات ، درباره تعادل در زمان نوزادی و کودکی شکل می‌گیرد.



img/daneshnameh_up/9/90/ear.3.JPG

کیفیت صوت

در واقع صوت ارتعاش مولکولها در هوای اطراف ماست. درجه بلندی (Pitch) یک صدا (میزان بم یا زیر بودن) ویژگی‌ای از امواج صوت می‌باشد که فرکانس (تواتر) نامیده می‌شود. فرکانس تعداد ارتعاش در هر ثانیه است و در واحدهایی به نام Hertz سنجیده می‌شود. هر چقدر فرکانس بالاتر باشد صدا زیرتر است. شدت و قدرت یک صدا به نیروی امواج صوتی بستگی دارد که در واحدهایی به نام دسی بل (Decibel) اندازه‌گیری می‌شود . با هر ١٠ دسی بل افزایش در قدرت صدایی به بلندی دو برابر شنیده می‌شود، بنابراین صدایی با ٩٠ دسی بل دو برابر قویتر از صدایی با ٨٠ دسی بل است.

مکالمه بطور معمول در حدود ٦٠ دسی بل است صدایی تقریبی ترافیک معمولا در حدود ٨٠ دسی بل می‌باشد. قرار گرفتن در معرض صدای بالاتر از ١٢٠ دسی بل حتی برای مدتی کوتاه می‌تواند به شنوایی ما آسیب برساند.میزان توانایی ما در تجزیه صداهای مرکب مثل موسیقی و اینکه یک صدا چقدر بلند باشد تا قادر به شنیدن آن باشیم با یکدیگر متفاوت است. گوش انسان بطور معمول قادر است صداهایی با فرکانسهای بین ٢٠٠٠٠ - ٣٠ هرتز را تشخیص دهد، اما توانایی شنیدن صداهای فرکانس بالا با افزایش سن ، کاهش می‌یابد. حیواناتی مثل خفاش (bat) و سگ می‌توانند صداهایی با فرکانس های بالاتر از حد طبیعی شنوایی انسان را بشنوند.



img/daneshnameh_up/7/74/ear.1.JPG

تعادل و حرکت

در تعادل و حرکت گوشها دارای این عملکرد هستند: آگاهی از موقعیت سر و تشخیص چرخش و حرکت سردر تمامی جهات. مغز اطلاعات گوشها را با اطلاعات حاصل از گیرنده‌های موقعیت در عضلات ، تاندونها و مفاصل و اطلاعات بینایی بدست آمده از چشمها ترکیب می‌کند. ترکیب این اطلاعات باهم ما را قادر می‌سازد تا بدون از دست دادن تعادل در جهات مختلف حرکت کنیم. گوش از سه قسمت خارجی ، میانی و داخلی ساخته شده است. گوش خارجی دارای لاله گوش و مجرا می‌باشد. این لوله پر از هوا به پرده گوش منتهی می‌شود که در پاسخ به صدا مرتعش می‌شود.

پشت پرده گوش ، گوش میانی قرار دارد که از هوا پر شده و دارای سه استخوان ظریف می‌باشد که استخوانهای شنوایی نامیده می‌شوند. چکشی(malleus) ، سندانی (incus) و رکابی (stapes). این استخوانها ارتعاش پرده را به غشا دریچه بیضی که جدا کننده گوش میانی از گوش داخلی است ، منتقل می کنند. در گوش داخلی که پر از مایع می‌باشد حلزون قرار دارد که دارای گیرنده حسی برای شنوایی و ساختمانهای دیگری برای حرکت و تعادل است.

مکانیسم شنوایی

توانایی شنوایی به یک سری وقایع پیچیده در گوش بستگی دارد. امواج صوتی در هوا از طریق ساختمانهایی به گیرنده شنوایی منتقل می‌شوند. این گیرنده اندام کورتی نام داشته و در گوش داخلی قرار گرفته است. داخل اندام کورتی ، ارتعاشات فیزیکی بوسیله سلولهای مویی (hair cells) حسی تشخیص داده می‌شود و این سلولها با تولید سیگنالهای الکتریکی پاسخ می‌دهند. اعصاب این سیگنالها را به مغز منتقل می‌کنند و در آنجا این سیگنالها تفسیر می‌شوند . فرکانسهای مختلف صوتی سلولهای مویی را در قسمتهای مختلف اندام کورتی تحریک کرده و باعث درک اصواتی مثل موسیقی و مکالمه می‌شوند. صدا در نواحی شنوایی دو طرفه مغز پردازش می‌شود. اما صحبت بیشتر در طرف چپ مغز تفسیر می‌شود.



img/daneshnameh_up/1/17/ear.2.JPG

حس تعادل

توانایی ایستادن صاف و راه رفتن بدون آنکه بیفتیم به حس تعادل ما بستگی دارد. ساختمانهایی در گوش داخلی مثل دستگاه وسیتبولار (دهلیزی) شناخته شده‌اند که با تعیین وضعیت و حرکت سر در ایجاد تعادل نقش دارند. دستگاه وستیبولار از سه مجرای نیم دایره و دو دهلیز ساخته شده است. حرکت سر بوسیله سلولهای مویی در ساختمانهایی در مجاری نیم دایره که کریستا (cristae) نامیده می‌شوند و دو ساختمان در دهلیز که ماکولا (maculae) نامیده می‌شوند تشخیص داده می‌شود. حرکات چرخشی سر بوسیله کریستا که در مجاری نیم دایره قرار دارند تشخیص داده می‌شوند. بنابراین حرکت سر در هر جهتی بوسیله حداقل یک مجرا تشخیص داده می‌شود. این اطلاعات باعث حفظ تعادل و ثبات بینایی هنگام حرکت سر می‌شود.

حرکت خطی و وضعیت ایستا(ساکن static )

دو ماکولای درون و ستیبول در گوش داخلی حرکت خطی را حس می‌کنند. به عنوان مثال هنگام مسافرت با ماشین یا استفاده از آسانسور موقعیت سر به نیروی جاذبه بستگی دارد. تشخیص موقعیت سر در ارتباط با جاذبه به ما کمک می‌کند. به عنوان مثال ، هنگامی که درون آب عمیق شیرجه می‌زنیم به ما می‌فهماند از چه جهتی به سطح آب بیاییم.

راههای ارتباطی

اگر چه گوشها به ظاهر ساختمانهای مجزایی دارند، آنها مستقیما با بینی و حلق ارتباط دارند. قسمت قابل رویت گوش ، لاله گوش (pinna) با مجرای گوش مرتبط است که در انتهای آن پرده گوش (eardrum) قرار دارد. پشت این پرده ، گوش میانی است که یک فضای پر از هواست که از طریق مجرایی به نام شیپور استاش (Eustachian tube) با حفره پر پشت بینی و حلق مرتبط می‌باشد . این مجرا مسوول ایجاد فشار مشابه در هر دو طرف پرده است. ساختمان گوش داخلی در عمق جمجمه قرار گرفته و حاوی اندامهای حسی برای صدا و تعادل می‌باشد.
موضوعات مرتبط: گوش
ادامه مطلب
[ چهارشنبه یکم آبان 1387 ] [ 20:8 ] [ امین ] [ ]

پیر چشمی

کلیات


 

پیر چشمی به معنای کاهش تدریجی توانایی عملکرد چشم جهت تمرکز بر روی اشیاء نزدیک می باشد. این اختلال بعنوان بخشی از رویدادهای طبیعی پدیده افزایش سن مطرح بوده و معمولاً از سن 40 سالگی شروع می شود.

          پیر چشمی زمانی مشخص می شود که فرد می خواهد در فاصله نزدیک به مطالعه بپردازد. انجام معاینات اصولی و پایه ای چشم می تواند به تأیید وجود پیر چشمی کمک کند . این اختلال به راحتی بوسیله عدسی های مطالعه معمولی یا استفاده از عینک یا لنزهای تماسی قابل درمان
می باشد. بعلاوه می توان از جراحی نیز جهت درمان استفاده نمود.

علائم و نشانه ها

-          ایجاد اختلال و تاری در خواندن و نوشته ها به فاصله نزدیک

-          ایجاد فشار بر روی چشم و سردرد در حین مطالعات طولانی یا انجام کارهای ریز

علل

          به منظور ایجاد تصویری واضح از یک شیء بر شبکیه باید به ساختارهای متمرکز کننده نور نظیر قرنیه و عدسی و به طور صحیح کار خود را انجام دهند. بر خلاف قرنیه، عدسی از قابلیت انعطافی بیشتری برخوردار است و با افزایش ضخامت خود جهت دیدن اشیاء نزدیک سبب تمرکز بیشتر پرتوهای نوری می شود به گونه ای که تصویر شیء به وضوح برروی شبکیه ایجاد می شود. این تغییر ضخامت از طریق انقباض عضلات داخل چشمی مخصوص ایجاد می شود.

          با افزایش سن یکسری تغییرات دو چشم ایجاد می شود و به عقیده بسیاری سخت تر شدن عدسی منجر به بروز پیر چشمی می شود. زمانی که عدسی قدرت انعطاف پذیری خود را از دست می دهد نمی تواند تغییر ضخامت داده در نتیجه قادر به متمرکز ساختن مطلوب پرتوهای نوری حاصل از اشیاء نزدیک نخواهد بود و در نتیجه تصاویر حاصله تار خواهند شد.

در چه زمانی باید به پزشک مراجعه کنید ؟

          اگر شدت اختلال به حدی باشد که فرد نتواند در فاصله نزدیک مطالعه کند یا کارهای ریز را آنگونه که می خواهد انجام دهد یا اینکه کیفیت تصاویر به حدی باشد که انگیزه فرد را جهت انجام کارها کاهش دهد باید به پزشک مراجعه کند.


 

غربالگری و تشخیص

          این اختلال نیز از طریق انجام معاینات بالینی پایه ای چشم قابل تشخیص است و تشخیص معمولاً توسط متخصص صورت می گیرد. علاوه بر تشخیص پزشک می تواند اقدامات درمانی مورد نیاز را نیز توصیه نماید. روشهای تشخیصی متفاوت بوده و با استفاده از ابزارهای خاصی صورت می گیرد به گونه ای که بکارگیری همه آنها مهم است زیرا می تواند در درمان تأثیر گذار باشد.

          بطور کلی اگر فردی از عینک یا لنزهای تماسی استفاده نمی کند. هیچ مشکلی چشمی ندارد و دارای شانس کمی جهت ابتلا به بیماریهای چشمی است، باید بین سن 20 تا 29 سال حداقل یکبار ، بین 30 تا 39 سال حداقل دو بار، بین سن 40 تا 64 سال هر 2 تا 4 سال و بالا 65 سال  هر 1 تا 2 سال جهت معاینات چشمی به متخصص مراجعه نماید.

          اگر فردی از عینک یا لنز استفاده می کند نیز باید معاینات در فواصل کمتری صورت گیرد. اما در صورت وجود هرگونه علامت یا مشکل چشمی حتی در صورت انجام معاینه در همین اواخر باز باید جهت معاینه مجدد به پزشک مراجعه شود و بعنوان مثال وجود تاری دید ممکن است بیانگر علامتی باشد که نیاز فرد به تغییر عینک یا لنز را مطرح سازد .

          روشهای درمانی شامل استفاده از عینک، لنزهای تماسی، لنزهای مطالعه و روشهای جراحی می باشد. اگر فرد تا قبل از بروز پیر چشمی هیچ مشکل نداشته است می توان فقط با استفاده از لنزهای مطالعه ، جهت مطالعه درمان را انجام داد. ولی این روش درمانی باید حتماً زیر نظر پزشک باشد.

          اما اگر فرد به علت آستیگماتیسم، دوربینی یا نزدیک بینی از عینک یا لنز تماسی استفاده می کند، لنزهای مطالعه به تنهایی کافی نیستند و باید از عینکهای مخصوص استفاده کرد که شامل عینک های دو کانونی یا سه کانونی، لنزهای تماسی دو کانونی ، لنزهای تماسی یک دیدی معمولی و اصلاح شده استفاده شود.

          روشهای جراحی نیز وجود دارند که متعدد بوده و لیزیک (LASIK) یکی از آنهاست.


 

مراقبت از خود

          اگر چه پیرچشمی قابل پیشگیری نیست اما با انجام اقدامات خاص می توان از چشم ها  و بینایی محافظت نمود که شامل موارد ذیل است:

-          انجام معاینات منظم و مناسب چشمی توسط پزشک

-          کنترل بیماریهای زمینه ای نظیر مرض قند، فشار خون که بر روی بینایی آثار سوء دارند.

-          مراجعه سریع و به موقع به پزشک در صورت بروز علائمی نظیر کاهش یکباره بینایی در یک چشم

-          تنبلی یکباره یا تاری دید چشم ها، جرقه های نوری ، لکه های سیاه در میدان دید و هرگونه علامت دیگر

-          استفاده از عینک های با شماره درست که مستلزم انجام معاینات منظم توسط پزشک است.

استفاده از نور کافی و مناسب

 

گل مژه

          گل مژه یک برآمدگی دردناک و قرمز در حاشیه یا داخل پلکها است که بصورت یک توده گرد بنظر میرسد. این توده معمولاً پر از چرک است و همچنانکه بزرگتر میشود ممکن است در بینائی فرد اختلال ایجاد کند به گونه ای که او قادر نخواهد بود که چشمهای خود را کاملاً باز کند .

          ممکن است گاهی بیش از یک گل مژه ایجاد شود که در حاشیه پلکها تظاهر می یابند.
که اصطلاحاً آنرا التهاب پلک یا بلفاریت می نامند. خوشبختانه اکثر گل مژه ها بعد از چند روز خودبخود بهبود می یابند ولی در طی این مدت نیز خود شخص مبتلا می تواند با انجام اقدامات خاص علائم  را تسکین دهد.

علائم و نشانه ها

          معمولاً زمانیکه گل مژه پر از چرک شد خودبخود پاره میشود و با پاره شدن گل مژه درد آرام میگردد و بعد از آن از بین میرود. اما قبل از بروز این حالت گل مژه سبب ایجاد یک توده قرمز رنگ و تورم در پلکها و اگر بزرگ باشد تاری دید ، ایجاد خراشیدگی در چشم و نهایتاً فرسودگی چشمها میشود .

علل

          عامل ایجاد گل مژه عفونت باکتریائی است . معمولاً عفونتهای باکتریائی در ریشه مژه ها شکل میگیرد و ممکن است در آن واحد بیش از یک گل مژه وجود داشته باشد .

فاکتورهای خطر

          گل مژه ها معمولاً مسری نیستند و بمنظور جلوگیری از انتشار عفونت باید کودکان را تشویق نمود که تا حد ممکن به چشمهای خود دست نزنند و مرتباً دستهای خود را بشویند .

در چه زمانی باید به پزشک مراجعه نمود ؟

          بسیاری از گل مژه ها بی خطر بودن و توانائی بینائی چشم را هرگز تحت تاثیر قرار نمیدهند.  ولی اگر این اختلال سبب بروز اشکال در بینائی، یا حرکت چشم شده و یا بخودی خود درمان نشود و با مراقبتهای معمول از بین نرود باید به پزشک مراجعه نمود.

غربالگری و تشخیص

          اگر گل مژه بهبود نیابد یا اینکه عفونت بطور واضح بروز یابد باید سایر علل نیز مورد بررسی قرار گیرند و علاوه بر گل مژه نیز بیماریهای دیگری وجود دارد که شبیه گل مژه هستند اما درمانشان متفاوت می باشد . مثلاً شالازیون که بعلت انسداد در تخلیه غدد پلکی ایجاد میشود نیز علائمی مشابه گل مژه ایجاد کند . بعد از تشخیص گل مژه با انجام اقدامات خاص میتوان آنرا درمان نمود اگر وجود گل مژه توسط پزشک رد شد باید به متخصص مراجعه شود .

درمان

برای درمان گل مژه میتوان از پمادهای آنتی بیوتیکی موضعی بر روی پلک ها استفاده نمود . برای درمان گل مژه هائی که پر از چرک بوده و بخودی خود پاره نشده است ممکن است نیاز به تخلیه آن جهت کاهش درد و فشار باشد . اگر بیش از یک گل مژه وجود داشت ممکن است نیاز به استفاده از آنتی بیوتیک خوراکی باشد .

مراقبت از خود

          هرگز گل مژه را فشار ندهید تا به زور چرکها را خارج نمائید . برای کاهش درد و اندازه کاهش گل مژه یک پارچه را با آب ولرم آغشته کرده و سپس آنرا فشار داده و برروی چشمهای خود برای 10دقیقه قرار دهید . و این کار را 4 بار در روز انجام دهید . بعد از پاره شدن گل مژه موضع آنرا تمیز و خشک نگه دارید . برای پیشگیری از بروز مجدد گل مژه هرگز با دست خود چشم هایتان را نمالید و مرتباً دستهای خود را تمیز بشوئید . این مساله به خصوص در مورد بچه ها بسیار مهم میباشد زیرا این افراد بسیار مستعد ابتلا به گل مژه هستند .

 

التهاب ملتحمه ( قرمزی چشم )

          قرمزی چشم یا التهاب ملتحمه، التهاب و عفونت پرده شفافی است که زیر پلک ها و قسمتهایی از کره چشم را پوشانیده است.  علل قرمزی چشم معمولاً عفونتهای ویروسی یا باکتریایی است و یا می تواند حساسیتی بوده و در نوزادن می تواند ثانویه به عدم ایجاد سوراخ مجاری اشکی بطور کامل باشد.

          این بیماری ممکن است منجر به بروز احساس وجود خارجی در یک یا هر دو چشم شده ، به گونه ای که خود فرد احساس می کند قادر به بیرون آوردن جسم خارجی نیست، زمانی که فرد از خواب بیدار می شود، ممکن است چشم وی پر از ترشحات باشد. سفیدی چشم نیز به نظر قرمز آمده و فرد منظره ای را می بیند که قبلاً در چشم وجود نداشته است.

          وجود التهاب سبب می شود که عروق کره چشم در مقایسه با قبل بیشتر مشخص شوند و همین عامل سبب می شود که سفیدی چشم به نظر قرمز رسد. قرمزی چشم اصطلاحی است که معمولاً برای بیان وجود التهاب ملتحمه به کار می رود.

          بنظر می رسد که بروز التهاب علاوه بر ایجاد قرمزی برروی بینایی نیز گاهی تأثیر می گذارد. اگر فردی دچار قرمزی چشم شد با انجام اقدامات خاصی می تواند شکایات خود را برطرف نماید. ولی از آنجایی که قرمزی چشم می تواند مسری باشد، لذا باید هرچه سریعتر تحت درمان قرار گیرد. این درمان سریع بخصوص در سنین قبل از مدرسه که کودک می تواند به التهاب ملتحمه باکتریایی یا ویروسی مبتلا شود بسیار مهم است.

علائم و نشانه ها

          شایعترین علائم و نشانه های قرمزی چشم شامل خارش و یا قرمزی در یک یا هر دو چشم ، تاری دید و حساسیت به نور، وجود انواع ترشحات در یک یا هر دو چشم است که در طی شب منجر به تشکیل دلمه در چشم ها می شود و نهایتاً فرسودگی چشم خواهد بود.

علل

          باکتریها،  ویروسها و حساسیت می توانند منجر به بروز قرمزی چشم شوند اما شایعترین علت ویروسها می باشند. گاهی اوقات نوزادان ثانویه به عدم باز شدن کامل مجرای اشکی نیز
می توانند مبتلا به قرمزی چشم شوند.
در ورم ملتحمه باکتریایی یا ویروسی، معمولاً یک یا هر دو چشم  مبتلا می شوند این دو فرم باکتریایی  و ویروسی می توانند با سرماخوردگی ارتباط داشته باشند، و هر دو فرم بسیار مسری هستند. این فرمها معمولاً در اطفال شایعتر بوده، اما بالغین نیز به همان نسبت می توانند مبتلا شوند.

          در ورم ملتحمه حساسیتی معمولاً هر دو چشم مبتلا می شوند و معمولاً ثانویه به مواد حساسیت زا نظیر گرده گلها ایجاد می شود. در پاسخ به مواد حساسیت زا بدن شروع به ساختن موادی میکند که ایمنوگلوبولین E نام دارند . این مواد سبب تحریک سلولهای انتهایی شده و منجر به ترشح مواد دیگری گشته که آنجا موجب بروز به التهاب میشوند . از جمله این مواد هیستامین است. که آزاد شدن هیستامین در بدن میتواند منجر به بروز علائم حساسیت، نظیر قرمزی چشم ها شود. فرد مبتلا به قرمزی چشم حساسیتی ممکن دچار خارش شدید چشم ها شـود و علائم دیگری نظیر خارش بدن ، عطسه و ترشحات آبکی از بینی پیدا کند، بعلاوه ممکن است پلکها تا حدی دچار تورم شوند .

فاکتورهای خطر :

          عوامل خطر که شاخص ابتلا را افزایش میدهند شامل تماس با مواد حساسیت زا و به همان میزان تماس با فردی که مبتلا به ورم ملتحمه باکتریائی یا ویروسی شده است میباشد . فرمهای ویروسی و باکتریایی معمولاً بسیار مسری بوده و فرد مبتلا میتواند تا 7 الی 14 روز بعد از شروع علائم سبب سرایت بیماری به دیگران شود .

چه زمانی باید به پزشک مراجعه نمود ؟

          قرمزی چشم یک حساسیت تحریک کننده بوده اما در اکثر مواقع برای بینایی بی ضرر است و به ندرت نیاز به درمان فوری و شدید پیدا می کند. ولی از آنجایی که این بیماری می تواند تا 2 هفته بعد از شروع علائم مسری باشد لذا تشخیص و درمان به موقع بسیار مهم می باشد. کودکان مبتلا به ورم ملتحمه باکتریایی باید تا شروع درمان از سایر کودکان دور نگه داشته شوند. اما فرم ویروسی تنها تا چند روز مسری هستند. اگر مشکلی در ارتباط با زمان بازگشت کودک خود به مدرسه دارید حتماً با پزشک در میان گذارید. گاهی اوقات ورم ملتحمه سبب بروز عوارضی در قرنیه می شود که همین امر نیاز به درمان به موقع را مسجل می سازد.

غربالگری و تشخیص

          برای تشخیص عامل بیماری ممکن است پزشک از ترشحات نمونه ای تهیه کرده و به آزمایشگاه بفرست تا بدین ترتیب عامل بیماری مشخص شده و درمان بهتری صورت گیرد. اگر بیمار کودکی باشد که مرتباً دچار قرمزی چشم می شود. باید از نظر وجود انسداد در مجاری اشکی توسط پزشک مورد معاینه و ارزیابی قرار گیرد.


 

درمان

          اگر عفونت باکتریایی وجود داشته باشد نیاز به استفاده از قطره های آنتی بیوتیکی بوده تا حد ممکن عفونت هر چه سریعتر درمان یابد. به منظور پیشگیری از عود عفونت باید دوره درمان بطور کامل طی شود. معمولاً عفونتهای ویروسی نیز به خودی خود در طی یک هفته درمان می شوند. اگر فرم حساسیتی وجود داشته باشد، ممکن است از انواع قطره های چشمی جهت درمان استفاده شود که شامل آنتی هیستامین ها، ضد اختقانها، کورتونها و قطره های ضدالتهابی می باشند.

پیشگیری

          داشتن یک وضعیت بهداشتی خوب بهترین راه کنترل قرمزی چشم است . زمانی که عفونت تشخیص داده شد باید اقدامات ذیل انجام شود. هرگز با دست خود چشمهایتان را نمالید. هر زمان که ممکن است و بصورت مکرر دستهای خود را بشویید. هر روز حوله ها و لباسهای خود را بشویید و اجازه ندهید کسی دیگری از آنها استفاده کند. وسایل آرایشی چشم های خود را دور اندازید و به کسی دیگر اجازه ندهید که از آنها استفاده کند و هرگز به دیگران اجازه ندهید که از وسایلی که با چشم های شما تماس داشته اند، استفاده کنند. به توصیه های پزشک خود در ارتباط با نحوه محافظت از لنزهای تماسی چشم خود عمل نمایید.

          اگر کودکتان مبتلا به قرمزی چشم  بوده و یا قرمزی چشم در مدرسه آنها شیوع پیدا کرده است از تماس آنها با سایرین ممانعت کنید. بسیاری از مدارس کودکان مبتلا را به خانه می فرستند.

          نوزادان بسیار مستعد ابتلا به عفونتهای چشمی باکتریایی موجود در کانال زایمان هستند. این باکتریها در مادر هیچگونه علامتی ایجاد نمی کنند. گاهی اوقات این باکتریها در نوزادان منجر به بروز عفونتهای چشمی بسیار شدیدی می شوند که نیاز به درمان فوری دارند. وجود همین اختلال سبب شده است که بلافاصله بعد از تولد از قطره های آنتی بیوتیکی چشمی نظیر اریترومایسین استفاده شود.

مراقبت از خود

          فرد می تواند با استفاده از کمپرسهای گرم برروی چشم مبتلا از شدت علائم آن بکاهد. بدین منظور از یک پارچه تمیز استفاده نموده و آنرا بعد از قرار دادن در آب ولرم و فشردن آن ، آنرا به آرامی بر روی چشم های خود قرار دهید.

          در موارد حساسیتی از مالیدن چشم هایتان خودداری ممانعت کنید، چرا که سبب رها شدن بیشتر هیستامین خواهد شد،در عوض می توان از کمپرس سرد برای تسکین علائم استفاده نمود. در این موارد از قطره های چشمی آنتی هیستامین و منقبض کننده های عروقی استفاده نمائید.

 

تنبلی چشم( آمبلیوپی)

          تنبلی چشم نوعی اختلال چشمی است که در کودکان در حال رشد اتفاق می افتد. دراین حالت اختلاف کیفیت تصاویر بین دو چشم راست و چپ قابل ملاحظه می باشد به گونه ای که تصویری که توسط یک چشم ایجاد می شود. تارتر و نادرست تر از چشم دیگر است. لذا از آنجایی پیامهای عصبی که از چشم مبتلا به مغزمی روند ضعیفتر است، مغز ترجیح می دهد که اطلاعات خود را از چشم قوی تر دریافت کند و اگر این اختلالات درمان نشود مغز بطور کامل تنها پیامها را از چشم سالم دریافت کرده و چشم تنبل کنار گذاشته می شود . به عبارت دیگر چشم ضعیف دیگر قادر به دیدن صحیح تصاویر نخواهد بود.

          انتخاب پیامهای مغزی از چشم ها توسط مغز فرآیندی است که در همان ابتلای تکامل مغر در دوران کودکی ایجاد می شود. این زمان بحرانی از زمان تولد بوده و گاهی تا سن 6 الی 9 سالگی نیز ادامه می یابد. اگر در طی این دوران تنبلی چشم تشخیص داده نشده و درمان نشود، مغز چشم مبتلا را کنار می گذارد و منجر به از دست دادن توان چشم در طول حیات خواهد شد.

          تنبلی چشم علل مختلف دارند که شامل :                          

1-     استرابیسموس ( لوچی چشم ) : کودکان مبتلا به این اختلال در زمان استفاده از هر دو چشم در یک زمان جهت دیدن یک شئ دچار دو بینی می شوند. برای جلوگیری از بروز دو بینی کودک یاد می گیرد که براب دیدن اشیاء از یک چشم استفاده کند.

 

 

2-     اختلالات مربوط به دوربینی یا نزدیک بینی شدید: اگر کودکی دچار دور بینی یا نزدیک بینی شدید باشد ممکن است این اختلالات هر دو چشم را به یک اندازه مبتلا نکرده باشد. به عنوان مثال ممکن است یک چشم بطور کامل و طبیعی عمل کند در حالیکه تصاویر حاصل از چشم دیگر تار باشد. در این حالت مغز به تدریج یاد می گیرد که تصاویر حاصله از چشم معیوب را نادیده بگیرد.

3-     اختلالات ساختاری :  گاهی اوقات وجود اختلالات ساختاری نظیر آب مروارید مادرزادی، وجود لکه برروی قرنیه و یا افتادگی مادرزادی پلکها منجر به ایجاد اختلال در بینایی کودک شود.

علائم

          معمولاً تنبلی چشم منجر به بروز علامتی نمی شود . گاهی اوقات والدین بخاطر مشاهده بعضی علائم نظیر نیمه باز کردن پلکها و چپ کردن چشم ها یا دادن وضعیتهای خاص به سر جهت دیدن اشیاء، متوجه وجود اشکال در بینایی کودک خود خواهند شد. در بسیاری از موارد نیز مشکل از طریق انجام معاینات خاص تشخیص داده می شود.


 

تشخیص

          تشخیص اولیه وجود این مشکل توسط پزشکان عمومی صورت گرفته و متخصصین از طریق انجام معاینات چشمی خاص تشخیص را مورد تأیید قرار خواهند داد.

مدت زمان قابل انتظار جهت بروز مشکل

          تنبلی چشم از همان ابتدای کودکی آغاز می شود و باید در حداقل زمان ممکن تحت درمان قرار گیرد. در صورت عدم درمان این مشکل منجر به کاهش بینایی قابل ملاحظه چشم مبتلا در کل زندگی خواهد شد.

پیشگیری

          به منظور پیشگیری از بروز کاهش بینایی دائمی در چشم، " تنبلی چشم " تشخیص داده شده و هرچه زودتر در همان دوران کودکی تحت درمان قرار می گیرد . باید در همان روزهای اول بعد از تولد از بینایی نوزاد با انجام معاینات دقیق چشم پزشکی اطمینان حاصل نمود. در طی دوران رشد کودک نیز باید معاینات چشمی ادامه پیدا کند. حداقل تا قبل از سن 3 سالگی باید یکبار کودک معاینه شود و بعد از آن نیز باید با فواصل منظم مورد معاینه قرار گیرند.

درمان

          هدف از درمان تنبلی چشم 2 نکته است :

1-      ایجاد یک تصویر واضح در هر دو چشم :   جهت رسیدن به این هدف می توان در موارد وجود مشکلات انکساری از عینک، در صورت وجود لوچی جراحی و یا تمرینات خاص عضلات چشمی و در صورت وجود اختلالات ساختاری در چشم یا پلک ها از جراحی استفاده نمود.

2-     افزایش قدرت چشم ضعیف : شایعترین فرم برای رسیدن به این هدف گذاشتن یک حفاظ یا شئ تیره در برابر چشم قوی تر برای چندین ساعت در هر روز می باشد. در بسیاری از موارد ممکن است پزشک توصیه کند که از محافظ در طی روزهای اول برای کل روزها استفاده کند. این روش تا 6 ماه ادامه می یابد و میزان پیشرفت با انجام معاینات خاص بررسی می شود. زمانی که بینایی طبیعی شود. تا قبل از سن ده سالگی نیز به صورت گهگاهی از این روش استفاده می شود. بجای این روش می توان از لنزهای تماسی کدر و تیره نیز استفاده نمود. گاهی نیز برای ایجاد تصویر تار در چشم قوی تر از آتروپین استفاده می کنند.


 

چه زمان باید به پزشک مراجعه نمود؟

          اگر کودک بنظر لوچ آمد، برای دیدن اشیاء سر خود را در یک وضعیت غیر طبیعی قرار داد، برای دیدن اشیاء نیاز به فشار بر چشم ها و تمرکز بر اشیاء داشته باشد و بطور پیوسته و دائمی یک چشم خود را بگیرد یا ببندد باید حتماً به پزشک مراجعه نمود. بعلاوه اگر مدرسه کودک بیان کرد که کودک دچار مشکل بینایی است باید قبول نموده و پیگیری های لازم را انجام  نمود.

پیش آگهی

          اگر این اختلال در مراحل اولیه درمان شود نتیجه خوب خواهد بود. اگر درمان به درستی در مراحل اولیه و در طی دوران کودکی درمان شود فرد می تواند بینایی نزدیک به طبیعی داشته باشد.

 


موضوعات مرتبط: بیماری های چشم
[ چهارشنبه یکم آبان 1387 ] [ 20:2 ] [ امین ] [ ]

كليات

كار اصلي چشم آن است كه نورهايي را كه از خارج دريافت مي كند طوري روي پرده شبكيه متمركز كند كه تصوير دقيقي از شيء مورد نظر روي پرده شبكيه ايجاد شود. شبكيه اين تصاوير را به صورت پيام هاي عصبي به مغز ارسال مي كند و اين پيام ها در مغز تفسير مي شوند. بنابراين براي واضح ديدن، قبل از هرچيز لازم است كه نور به طور دقيق روي پرده شبكيه متمركز شود.

ساختمان چشم شبيه يك كره است. در قسمت جلوي اين كره يك پنجره شفاف به نام قرنيه وجود دارد. نور از محيط خارج وارد قرنيه شده پس از عبور از مردمك به عدسي مي رسد. عدسي نور را به صورت دقيق روي شبكيه متمركز مي كند تا تصوير واضحي بر روي شبكيه ايجاد شود.

براي آنكه اشياء به صورت دقيق و واضح ديده شوند لازم است مسيري كه نور در چشم طي مي كند شفاف باشد و قرنيه و عدسي نور را درست روي شبكيه متمركز كنند.

پلك

وقتي جسم نوك تيزي به چشم ما نزديك مي شود ما بي اختيار پلك ها را مي بنديم. پلك ها در حقيقت ساختمان هاي تمايز يافته اي از جنس پوست و عضلات زير پوستي هستند كه وظيفه محافظت از چشم ها را بر عهده دارند. مژه ها مثل يك صافي از ورود گرد و غبار و ذرات مختلف به داخل چشم جلوگيري مي كنند. خود پلك ها دو وظيفه مهم دارند: اول آنكه مثل يك ديوار دفاعي جلوي قسمت عمده اي از كره چشم را مي گيرند و از كره چشم محافظت مي كنند، دوم آنكه پلك ها هر 5 تا 10 ثانيه يك بار باز و بسته مي شوند كه اين امر به شسته شدن ميكروب ها و ذرات خارجي از سطح چشم كمك مي كنند و در حقيقت سطح چشم را جارو مي كند. به علاوه باز و بسته شدن پلك ها به توزيع يكنواخت اشك بر روي كره چشم كمك مي كند.

ملتحمه

ملتحمه يك لايه شفاف محافظ است كه سطح داخلي پلك ها و روي سفيدي كره چشم را مي پوشاند. در ملتحمه رگ هاي خوني و گلبول هاي سفيد به مقدار زيادي وجود دارد. اين رگ ها و سلول هاي دفاعي تا حد زيادي از ورود ميكروب ها و عوامل بيماري زا به قسمت هاي عمقي چشم جلوگيري مي كند. به علاوه ترشحات ملتحمه سطح چشم را نرم و مرطوب نگه مي دارد و در حقيقت سطح چشم را روغنكاري مي كند كه اين امر باعث آسان تر شدن حركات چشم در جهات مختلف مي شود.

قرنيه

قرنيه قسمت شفاف جلوي كره چشم است كه از پشت آن ساختمان هاي داخلي تر كره چشم مثل عنبيه و مردمك ديده مي شود. قرنيه چشم را مي توان به شيشه پنجره تشبيه كرد. همانطور كه اگر شيشه پنجره كثيف باشد اشياء بيرون تار ديده مي شوند، اگر بر روي قرنيه كسي لكه يا كدورتي وجود داشته باشد فرد اشياء را تار مي بيند. به علاوه همانطور كه از پشت يك شيشه موجدار يا مشجر اشياء كج و كوله و ناصاف ديده مي شوند. در صورتي كه سطح قرنيه ناهموار باشد اشياء  ناصاف و تار ديده مي شوند.

البته قرنيه انسان يك تفاوت مهم با شيشه پنجره دارد و آن هم اينكه شيشه پنجره يك سطح صاف است در حاليكه قرنيه بخشي از يك كره است. اين ساختمان كروي باعث مي شود كه قرنيه چشم مثل يك ذره بين عمل كند و نورهايي را كه از محيط خارج وارد كره چشم مي شوند به صورت پرتوهاي همگرا درآورد كه تصوير واضحي روي شبكيه ايجاد كنند. البته در همه افراد اين امر به صورت دقيق اتفاق نمي افتد. مثلاً اگر انحناي قرنيه كسي بيشتر از حد طبيعي باشد تصاوير به جاي آنكه روي پرده شبكيه بيفتد در جلوي پرده شبكيه تشكيل مي شود. چنين فردي نزديك بين (ميوپ) است. همچنين اگر انحناي قرنيه كسي كمتر از حد طبيعي باشد تصاوير به جاي آنكه روي پرده شبكيه بيفتند در پشت آن تشكيل مي شوند. چنين فردي دوربين (هيپروپ) است. به طوري كه مي بينيم قرنيه افراد نقش مهمي در تعيين دوربيني يا نزديك بيني يا شماره چشم افراد دارد. به همين علت اكثر روش هاي جراحي براي اصلاح ديد و شماره عينك روي اين بخش از چشم انجام مي گيرد. مثلاً در روش هاي ليزر (PRK)، ليزيك(LASIK)، لازك(LASEK) و جراحي با تيغه الماس (RK) مقدار انحناي قرنيه تغيير مي كند و شماره چشم فرد اصلاح مي شود. همچنين استفاده از لنز تماسي (كنتاكت لنز) كمك مي كند كه انحناي قرنيه فرد موقتاً به اندازه مطلوب برسد و ديد فرد اصلاح شود.

عنبيه و مردمك

عنبيه بخش رنگي پشت قرنيه است كه رنگ چشم افراد را تعيين مي كند. رنگ اين بخش در چشم افراد مختلف متفاوت است و از آبي و سبز تا عسلي و قهوه اي تغيير مي كند. در وسط عنبيه سوراخي به نام مردمك وجود دارد كه مقدار نور وارد شده به چشم را تنظيم مي كند. كار مردمك مثل پرده اي است كه پشت پنجره آويزان شده و نور ورودي به اتاق را كم و زياد مي كند. همانطور كه وقتي نور خارج شديد و زياد باشد، پرده را مي بنديم تا نور كمتري به اتاق وارد شود، وقتي چشم در محيط پر نور قرار مي گيرد مردمك تنگ مي شود تا مقدار نور كمتري وارد چشم شود. به همين صورت وقتي چشم در محيط كم نور قرار مي گيرد مردمك گشاد مي شود تا نور بيشتري وارد چشم شود.

اتاق قدامي

اتاق قدامي فضاي كوچكي است كه بين قرنيه و عنبيه قرار دارد. در اين فضا مايعي به نام زلاليه جريان دارد كه به شستشو و تغذيه بافت هاي داخل چشم كمك مي كند. همانطور كه در يك استخر براي پاك ماندن استخر مرتباً مقداري آب خارج مي شود و به جاي آن آب تصفيه شده وارد مي شود، در چشم هم مرتباً مقداري از مايع زلاليه خارج مي شود و مايع زلاليه جديدي كه در چشم توليد شده است جايگزين آن مي شود. اگر به هر دليلي تعادل بين توليد و خروج اين مايع به هم بخورد مقدار مايع زلاليه در چشم افزايش پيدا مي كند و فشار داخل كره چشم از حد طبيعي بيشتر مي شود. (مقدار طبيعي فشار چشم در افراد بالغ بين 10 تا 21 ميلي متر جيوه است). بالا رفتن فشار چشم به پرده شبكيه و عصب بينايي آسيب مي زند و باعث بيماري آب سياه يا گلوكوم مي شود.

عدسي

عدسي يك ساختمان شفاف در پشت عنبيه است كه در متمركز كردن دقيق پرتوهاي نور بر روي شبكيه به قرنيه كمك مي كند. ضخامت عدسي چشم در شرايط مختلف تغيير مي كند و بسته به آنكه شيء مورد نظر در چه فاصله اي از فرد قرار داشته باشد ضخامت عدسي كم و زياد مي شود. بنابراين فرد مي تواند اشياء را در فواصل مختلف (از بي نهايت تا حدود 20 سانتي متري و گاهي نزديك تر) به طور واضح ببيند. هرچه سن افراد بيشتر مي شود قدرت تغيير شكل عدسي كمتر مي شود به طوري كه در حدود سن 40 سالگي قدرت تغيير شكل عدسي آنقدر كم مي شود كه اكثر افراد براي ديدن اشياء نزديك و انجام كارهايي مثل مطالعه و خياطي به عينك كمكي براي ديد نزديك (عينك مطالعه) نياز پيدا مي كنند. اين همان حالتي است كه به آن پير چشمي گفته مي شود.

با گذشت سن علاوه بر آنكه قدرت تغيير شكل عدسي كم مي شود ميزان شفافيت عدسي هم كم مي شود. گاهي كدورت عدسي آنقدر زياد مي شود كه مثل پرده اي ديد فرد را تار مي كند. اين كدورت عدسي را اصطلاحاً آب مرواريد يا كاتاراكت مي گويند.

زجاجيه

زجاجيه مايع ژله مانند شفافي است كه داخل كره چشم را پر مي كند و به آن شكل مي دهد. زجاجيه از پشت عدسي تا روي پرده شبكيه وجود دارد. با گذشت سن ساختمان ژله مانند زجاجيه تغيير مي كند و در بعضي جاها حالت آبكي پيدا مي كند. در اين حال بعضي قسمت هاي زجاجيه شفافيت خود را از دست داده و سايه اي روي پرده شبكيه مي اندازند كه فرد آن را به صورت اجسام شناور كوچكي مي بيند كه مثل مگس در ميدان بينايي بالا و پايين مي روند. اين حالت اصطلاحاً مگس پران گفته مي شود.

شبكيه

شبكيه يك پرده نازك حساس به نور (شبيه فيلم عكاسي) است كه در عقب كره چشم قرار دارد. پرتوهاي نوري كه به شبكيه برخورد مي كنند به پيام هاي عصبي تبديل مي شوند كه از طريق عصب بينايي به مغز منتقل مي شوند و در مغز تفسير مي شوند.

در شبكيه انسان انواع مختلفي از سلول هاي گيرنده نوري وجود دارد كه ميزان حساسيت آن ها به نور متفاوت است. گيرنده هاي نوري استوانه اي بيشتر براي ديد در محيط هاي تاريك به كار مي روند. گيرنده هاي مخروطي براي تشخيص رنگ و جزئيات ظريف تمايز يافته اند. ترتيب قرار گيري اين سلول ها در شبكيه طوري است كه در ناحيه مركزي شبكيه (ماكولا) تعداد گيرنده هاي مخروطي بيشتر است. بنابراين وقتي فردي به صورت مستقيم به شيئي نگاه مي كند تصوير آن شيء مستقيماً روي ماكولا در جايي مي افتد كه تعداد سلول هاي مخروطي بيشتر است و در نتيجه شيء با وضوح بيشتري مشاهده مي شود.

مشيميه

مشيميه پرده نازك سياه رنگي است كه دور شبكيه را احاطه كرده است. اين پرده تعداد زيادي رگ هاي خوني دارد كه مواد غذايي را به بخش هايي از شبكيه مي رساند. به علاوه سلول هاي اين لايه حاوي تعداد زيادي رنگ دانه سياه ملانين است كه رنگ سياهي به اين بخش از چشم مي دهد. وجود رنگ سياه مانع از انعكاس نورهاي اضافي در داخل كره چشم مي شود و به تشكيل تصوير واضحتر كمك مي كند.

صلبيه

صلبيه بخش سفيد رنگ نسبتاً محكمي است كه دورتا دور كره چشم به جز قرنيه را مي پوشاند و از ساختمان هاي داخل كره چشم محافظت مي كند. اين بخش از چشم اثر مستقيمي در فرايند بينايي ندارد و در واقع مثل يك اسكلت خارجي از كره چشم محافظت مي كند.

عصب بينايي

عصب بينايي كه رابط كره چشم و مغز مي باشد از عقب كره چشم خارج مي شود و از طريق سوراخي در استخوان پروانه اي جمجمه به مغز مي رسد. اين عصب پيام هاي بينايي را به مغز ارسال مي كند و اين پيام ها در مغز تفسير مي شوند.

عضلات چشم

براي آنكه ما بتوانيم اشياء را در جهات مختلف ببينيم لازم است بتوانيم چشم را در جهات مختلف بالا، پايين، چپ و راست بچرخانيم. حركات كره چشم در هر چشم به وسيله 6 عضله كوچك كه به اطراف كره چشم مي چسبد كنترل مي شود. بيماري اين عضلات و يا عدم هماهنگي آن ها مي تواند به انحراف چشم يا لوچي منجر شود.


موضوعات مرتبط: چشم
[ چهارشنبه یکم آبان 1387 ] [ 19:56 ] [ امین ] [ ]
پوست بخشی از دستگاه پوششی بدن است. بخش‌های دیگر این دستگاه مو، ناخن و غشاء مخاطی هستند.

پوست متشکل از دو لایه اصلی است:

  • روپوست (اپیدرم) که لایه نازکتر خارجی می‌‌باشد.
  • میان‌پوست (درم) که لایه ضخیمتر داخلی است.

روپوست لایه‌های ضخیمی از سلولهای مسطح می‌‌باشد.

پوست با دارا بودن سطح متوسطی حدود ۲ متر مربع (۲.۵ یارد مربع)، یکی از بزرگ‌ترین اعضا بدن است. پوست یک سد محافظتی بین محیط جهان اطراف با عضلات، اعضای درونی و رگهای خونی و اعصاب بدن تشکیل می‌‌دهد. مو و ناخنها از پوست منشا گرفته و یک حفاظت اضافی ایجاد می‌کنند. ظاهر پوست به طور گسترده‌ای تغییر می‌کند. که این تغییر نه تنها به دلیل عواملی همچون افزایش سن بوده، بلکه، نمایش دهنده نوسانات هیجانی و سلامت عمومی، نیز می‌‌باشد.

پوست یک عضو زنده است. فوقانی‌ترین لایه آن روپوست (اپیدرم) بوده که سطح پوست را تشکیل می‌‌دهد و متشکل از سلولهای مرده است و در هر فرد حدود ۳۰ هزار عدد از این سلولها در هر دقیقه ریزش می‌کنند. با این وجود سلولهای زنده پوست دائما در قسمت زیری تر روپوست تولید شده تا جایگزین این سلولها گردند. در زیر روپوست، میان‌پوست (درم) قرار گرفته که حاوی عروق خونی، انتهاهای عصبی و غدد می‌‌باشد. لایه‌ای از چربی در زیر درم قرار می‌گیرد و به عنوان یک عایق، ضربه گیر و منبع انرژی عمل می‌کند .

 


موضوعات مرتبط: پوست
ادامه مطلب
[ چهارشنبه یکم آبان 1387 ] [ 19:50 ] [ امین ] [ ]
حواس پنجگانه به بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه گفته می‌شود.

بینایی یعنی درک نور توسط موجود زنده. نور قسمتی از امواج الکترومغناطیس است.

شنوایی یعنی درک صدا. صدا همان جنبش هوا با فرکانس‌های مختلف است.

بویایی یعنی درک وجود ذرات معلق در هوا. بعضی اجسام بوی شدیدتری دارند. یعنی ذرات بیشتری از خود متصاعد می‌کنند.

چشایی درک مولکولهای خاصی در مواد است. در موجودات زنده به مولکولهای خاصی حساسیت وجود دارد مثلا ترش بودن یک ماده یعنی وجود حالت اسیدی در آن. و شوری یعنی وجود نمک (کلرید کلسیم) در مواد.

لامسه حسی مکانیکی - حرارتی است. که شامل حس گرما و سرما و زبری و سختی است. درد و خارش هم جزو همین حس است.

 

حواس

حواس ما، ما را از تمام جنبه هاي محيط خود آگاه مي سازند. چشم ها اطلاعات بينايي را فراهم مي كنند؛ گوش ها صوت راتشخيص مي دهند و در تعادل نيز نقش دارند؛ بيني و زبان به ترتيب به بوها و مزه هاي مختلف پاسخ مي دهند و اعصاب حسي پوست، ما را قادر به احساس تماس فيزيكي (لمس)، تغييرات دما و درد مي كنند. در هر مورد اطلاعات محيطي كه به وسيله اعضاي حسي تشخيص داده مي شود، به وسيله اعصاب به مغز منتقل مي شوند و در آنجا مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرند.
بينايي
اعضاي بينايي، چشم ها هستند. شعاع هاي نوري كه به هر چشم وارد مي شود، به وسيـله قرنيـه و عدسي متمركز شده، روي شبكيه مي افتند و يك تصوير وارونه بر روي آن تشكيـل مي دهنـد. سلـول هاي شبكيه اين تصوير را به تكان هـاي الكتريكي تبديـل مـي كنند كه از طريق عصب بينايي به مغز مي روند و در آنجا رمز گشايي شده، باعث بينايي مي شوند. عنبيه، اندازه مردمك را تغيير داده، مقدار نوري را كه به شبكيه مي رسد، كنترل مي كند. رگ هاي خوني شبكيه و لايه اي به نام مشيميه، مواد غذايي را به چشم مي رسانند.
نماي شبكيه
سلول هاي شبكيه، رنگ و شدت نور را ثبت مي كنند. در پشت شبكيه، ديسك بينايي قرار دارد كه در آنجا رشته هاي عصبي به هم نزديك شده، عصب بينايي را تشكيل مي دهند و رگ هاي خوني وارد چشم مي شوند. ديسك، هيچ گونه سلول حساس به نور ندارد و«نقطه كور» خوانده مي شود. اين عكس با يك افتالموسكوپ گرفته شده است كه داخل چشم را بزرگ و روشن مي كند.
شنوايي و تعادل
گوش نه تنها وظيفه شنيدن بلكه برقراري تعادل را نيز به عهده دارد. گوش شامل قسمت هاي خارجي، مياني و داخلي است. گوش خارجي، امواج صوتي را به پرده صماخ مي رساند، باعث لرزش آن مي شود. استخوان هاي گوش مياني، اين لرزش ها را به گوش داخلي منتقل مي كنند. اين پيام ها در آنجا به پيام هاي الكتريكي تبديل مي شوند. اين پيام ها از طريق سلول هاي عصبي به مغز رفته، مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرند. گوش داخلي همچنين ساختارهايي دارد كه با تشخيص وضعيت و حركت سر به تعادل كمك كرده، به ما اجازه مي دهند بدون يان كه بيافتيم، قائم بايستيم و حركت كنيم.
ساختار گوش
گوش خارجي شامل لاله (قسمت قابل مشاهده) و مجراي گوش است كه به پرده صماخ ختم مي شود. گوش مياني حاوي ۱۳ ‌استخوان ظريف است كه پرده صماخ را به غشاي جدا كننده گوش مياني و داخلي، مرتبط مي كنند. حلزون كه حاوي گيرنده هاي حسي شنوايي است و نيز ساختارهاي تنظيم كننده تعادل در گوش داخلي قرار دارند.
بويايي
بوها به وسيله سلول هاي گيرنده تخصيص يافته در سقف حفره بيني تشخيص داده مي شوند. اين سلول هاي گيرنده مولكول هاي بودار موجود در هوا را تشخيص مي دهند و اين اطلاعات را به تكان هاي الكتريكي ظريفي تبديل مي كنند. اين تكانه ها از طريق عصب بويايي به پياز بويايي (انتهاي عصب بويايي) و سپس مغز منتقل مي شوند و در مغز مورد تحليل قرار مي گيرند. حس بويايي انسان بسيارحساس بوده، ما را قادر به تشخيص بيش از ۱۰۰۰۰ بوي مختلف مي كند.
گيرنده هاي بويايي
مولكول‌هاي بودار با ورود به بيني،‌ مژه هاي (موهاي ظريف)متصل به سلول هاي گيرنده سقف حفره بيني را تحريك مي كنند. اين گيرنده ها پيام ها را از طريق عصب بويايي به پياز بويايي متصل مي كند كه پيام ها را به مغز مي برد.
چشايي
مزه ها به وسيله جوانه هاي چشايي تشخيص داده مي شوند اين ساختارها در دهان و گلو قرار دارند و اكثر آنها (حدود ۱۰۰۰۰ عدد) در سطح فوقاني زبان واقع شده اند. آنها تنها مي توانند۴ ‌مزه اصلي را تشخيص دهند. شيريني، ترشي، شوري و تلخي. هر مزه به وسيله جوانه هاي چشايي واقع در يك ناحيه خاص از زبان تشخيص داده مي شود: تلخي در پشت، ترشي در كناره ها، شوري در جلو و شيريني در نوك. حس بويايي ما به همراه اين4 ‌مزه اصلي، ما را قادر به افتراق طيف وسيعي از مزه هاي جزئي تر مي كند.
ساختار جوانه چشايي
مواد داخل دهان در تماس با موهاي ظريفي قرارمي گيرند كه روي جوانه هاي چشايي زبان واقع هستند. اين موها، تكانه هايي عصبي توليد مي كنند كه از طريق رشته هاي عصبي به يك ناحيه تخصص يافته در مغز مي روند.
لامسه
حس لامسه شامل حواسي چون درد، فشار، ارتعاش و دماست. اين حواس به وسيله دو نوع گيرنده واقع در زير سطح پوست، تشخيص داده مي شوند: انتهاهاي عصبي آزاد (بدون پوشش) و انتهاهاي عصبي پوشيده به صورت اجسام حسي، انواع مختلف انتهاهاي عصبي يا اجسام حسي، حواس ويژه را مي گيرند. تعداد گيرنده ها در بدن فرق مي كند: براي مثال، نوك انگشتان دست به شدت حساس هستند و گيرنده هاي زيادي دارند در حالي كه ناحيه مياني پشت گيرنده هاي كمتري دارد.
گيرنده هاي لامسه
لمس به وسيله گيرنده هاي مختلفي در سطوح مختلف پوست انجـام مـي شـود. گيرنده هاي عصبي آزاد در نزديك سطح پوست، به لمس، درد، فشــار و دمــا پـاسـخ مــي دهند. كه اجسام مركل و مايسنر، لمس ظريف و اجسام پاچيني، فشار عمقي و ارتعاش را تشخيص مي دهند.

موضوعات مرتبط: 3)حواس
[ چهارشنبه یکم آبان 1387 ] [ 14:27 ] [ امین ] [ ]

فصل اول

1-اينتر فرون چيست ؟ چه عملي انجام ميدهد؟(1-دي 81)

2-پلاسموسيتها چگونه بوجود مي آيند ودر مبارزه با ميكروبها چه نقشي دارند؟(1-دي81)

3- چرا پاسخ ايمني هومورال ،در برخورد مجدد با يك آنتي ژن خاص شديدتر است؟(1-شهريور82)

4-انواع روشهاي دفاع غير اختصاصي، در بي مهره گان را، نام ببريد.(1-شهريور82)

5-لنفوسيتها از چه سلولهايي منشاء ميگيرندودر چه نوع دفاعي نقش دارند؟(0.5- خرداد82)

6-جاي خالي جملات زير را  با كلمات مناسب پر كنيد(0.5-خرداد 82)

     الف- ماستوسيتهاي موجود در بافتها ، مشابه……………موجود در خون هستند.

    ب-عامل مولد بيماري ايدز………..است.

7- جمله صحيح را مشخص كنيد:( 0.25-خرداد82)

   الف- واكسن ايمني فعال ايجاد ميكند، زيرا دستگاه ايمني تحريك ميشود ودر مقابله باميكروب ،پادتن و سلول خاطره اي را بوجود مي آورد.

   ب- اغلب آنتي ژنها مولكولهاي پروتئيني يا ليپيدي هستند كه در سطح باكتريها و ويروسها قرار دارند.

   ج- در دفاع اختصاصي گروهي از گلبولهاي سفيد به نام لنفوسيتها و نوتروفيل ها وجود دارند.

   د-پروتئين هاي مكمل در برخورد با ميكروب غير فعال شده وساختارهاي حلقه مانندي ايجاد ميكنند كه موجب ايجاد منافذي در غشاء شده و باعث نشت مواد

      درون سلول به خارج و سرانجام مرگ مي شود.

8- دو روش غير فعال شدن آنتي ژنها توسط پادتنها را توضيح دهيد؟(0.75-خرداد 82)

9- تيموس در كدام قسمت بدن واقع شده و چه نقشي در سيستم ايمني دارد؟(0.5-خرداد 81)

10-به پرسشهاي زير پاسخ دهيد:

     الف-  چرا يك روش دفاع در برابر ميكروبها را روش غير اختصاصي ناميده اند؟(0.5خرداد 81ودي ماه83)

     ب- كدام گروه از گلبولهاي سفيددر دفاع اختصاصي نقش دارند؟(0.5-خرداد 81و دي ماه83)

11- ماستوسيتها به كدام سلولهاي خوني شباهت دارندو چه ماده اي ترشح ميكنند؟(0.5-خرداد 81)

12- سلولها ي Tكشنده باتوليد كدام پروتئين، منافذي درسلولهاي سرطاني بوجودمي آورند وموجب مرگ آنها ميشوند؟(0.25-مرداد 82)

13-طي مراحل بروز آلرژي، پادتن هاي موجود در سطح ماستوسيتها، توسط كدام سلولها ساخته ميشوند؟(0.25-مرداد 82)

14- اينتر فرون را كدام سلولها ميسازند؟ اين ماده چگونه موجب مقاومت سلولهاي سالم در برابر ويروسها ميشود؟(0.5-مرداد 82)

15-دو نوع ماده ذكر كنيد كه در گياهان فعاليت ضد ميكروبي دارند؟(0.5-مرداد 82)

16-فاگوسيتها شامل كدام سلولها ميباشند؟(0.5-مرداد 82)

17- در بيماري اسكلرز متعدد(MS)   به چه علت فعاليت سلولهاي عصبي اختلال پيدا مي كند؟(0.5-شهريور 81)

18- روشهاي اصلي انتقال بيماري ايدز را بنويسيد؟(0.75-شهريور 81)

19- پادتن ها به چه روشي آنتي ژنها را غير فعال ميكنند .توضيح دهيد.(0.75-شهريور 81)

20- الف- التهاب را تعريف كنيد؟    ب- نحوه عمل پروتئين هاي مكمل در برخورد با ميكروب را بنويسيد؟( 1-شهريور 81)

21- به پرسشهاي زير پاسخ دهيد؟( 1- شهريور 81)

      الف-ايمني فعال از چه راههايي در بدن بوجود ميآيد؟

      ب- علت پس زدن عضو پيوند شده چيست؟

22 -الف- چرا دفاع غير اختصاصي به اين نام خوانده ميشود؟

       ب-پروتئين هاي مكمل چگونه عمل ميكنند؟{ا-دي ماه 80)

23-    الف- در ايمني هومورال كدام لنفوسيت شركت دارد؟

        ب- اينتر فرون چيست؟

        ج- ايمني فعال را تعريف كنيد. (1-ديماه 80)

24-    مراحل بروز آلرژي ،كه با توجه به شكل نامگذاري شده را نام ببريد.(1-دي ماه 82و83)

 

 

 

25-     الف- چرا يك روش دفاع در برابر ميكروب ها را دفاع اختصاصي ناميده اند؟(0.5-دي ماه 82)

         ب- كدام گروه از گلبولهاي سفيد در دفاع  غيراختصاصي نقش دارند؟ (0.5-دي ماه 83)

26-    دفاع اختصاصي در مورد ميكروبهاي مختلف چگونه عمل مي كند؟(0.5-خرداد 83)

27-    چرا اشك و بزاق خاصيت ضد عفوني كننده دارند؟(0.5- خرداد 83)

28-    محل تكامل لنفوسيتهاي نابلغ در بدن ، چه مناطقي است؟(0.5- خرداد 83)

29-    نمونه هايي از دفاع غير اختصاصي ، در اسفنج ها ونرم تنان را بنويسيد.(0.5-خرداد 83)

30-    با كلمات مناسب جاهاي خالي را پر كنيد؟( 1- شهريور 83)

    الف- اولين دفاع بدن در برابر هجوم ميكروب، از نوع………. است.

     ب- بدنبال خراش و بريدگي ، نوعي پاسخ موضعي ايجاد مي شودكه به آن ………..مي گوييم.

     ج- نشانه مبارزه بدن در برابر عوامل بيماريزا ……….ميباشد.

      د-در بافتهاي آسيب ديده ، مايعي به نام ………. به وجود مي آيد.

31-    در فرايند التهاب ، هيستامين از كجا ترشح مي شود و چه نقشي دارد؟( 0.5-شهريور 83)

32-    دو نوع از پروتئين هاي خون را نام ببريد كه يكي در دفاع اختصاصي و ديگري در دفاع غير اختصاصي نقش داشته باشد.(0.5-شهريور 83)

 

فصل دوم

1-چرا در حالت استراحت نرون ، داخل سلول در مقايسه با خارج سلول منفي تر است؟(0.5-شهريور 83)

2-اگر به مخچه صدمه وارد شودفرد دچار چه مشكلاتي مي شود؟(0.5-شهريور 83)

3-با توجه به شكل مقابل بخشهاي شماره گذاري شده را نام گذاري كنيد. (0.75 – شهريور 83)

 

(شکل نرون)

 

4-موادي را كه از سد خوني-مغزي عبور مي كنند ، نام ببريد.( 0.5-خرداد83)

5-فضاي سيناپسي را تعريف كنيد؟(0.5-خرداد83)

6-انعكاس چيست وچه اهميتي براي موجود زنده دارد؟(1-خرداد83)

7-  ساختمان دستگاه عصبي در پلاناريا را بنويسيد. (1- دي ماه 82)

8- در انعكاس زردپي زير زانو ،نتيجه تحريك نرون حسي و وارد شدن پيام عصبي به نخاع را توضيح دهيد. (1- دي ماه 82)

9-الف- انعكاس را تعريف كنيد.

      ب- سخت شامه از كدام بافت تشكيل شده است؟

      ج- بخش حركتي دستگاه عصبي محيطي ، از دو دستگاه تشكيل شده است، آنها را نام ببريد. (1- دي ماه 82)

10- الف- پتانسيل عمل را در نرون تعريف كنيد.

       ب- با ذكر يك انتقال دهنده عصبي اثر آن را بر پس سيناپس بنويسيد. (1- دي ماه 82)

11-به طور معمول غلظت يون هاي سديم و پتاسيم در داخل و خارج نرون چگونه است؟(0.5- دي ماه 81)

12- مركز عصبي تنظيم هر يك از موارد زير، در كدام بخش مغز قرار دارد. (0.5- دي ماه 81)       الف- ضربان قلب        ب- گرسنگي

13- چه عاملي باعث شده است تا سد خوني- مغزي در دستگاه عصبي پستانداران بوجود آيد.و وجود آن چه اهميتي دارد؟ (1- دي ماه 81)

14-هريك از اصطلاحات زير را تعريف كنيد؟(1- شهريور 82)              الف- اعصاب حركتي                 ب- جسم پينه اي

15-نقش هر يك از نيمكره هاي راست و چپ مخ را بنويسيد. (1- شهريور 82)

16-    چرا لوب هاي بويايي  ماهي ، در مقايسه با لوبهاي بويايي مغز انسان  بزرگتر است؟(0.5-خرداد 82)

17-     چهار بخش مغز را كه در هنگام تشريح ، در سطح شكمي مغز مشاهده مي شوند را نام ببريد؟(1-خرداد 82)

18-    الف-  نرون پس سيناپسي را توضيح دهيد؟

         ب- انتقال پيام عصبي از نرون پيش سيناپس به نرون  پس سيناپس از چه طريق صورت مي گيرد؟(0.75-خرداد 81)

19-    اجزاء بخش پاييني ساقه مغز را نام ببريد.(0.75- خرداد 81)

20-    نقش مخچه چيست؟(0.5- خرداد 81)

21-    در شكل روبرو كه منحني تغيير پتانسيل غشاء را هنگام ايجاد پتانسيل عمل                                                                   

         نشان ميدهد ،حروف (الف) و (ب) ، هر يك  مربوط به باز شدن                                                                                            

         كدام كانال هاي دريچه دار ميباشند؟  (0.5- مرداد82)

 

 

 

براي هر يك از فعاليت هاي آگاهانه و غير ارادي دستگاه عصبي  پيكري يك نمونه مثال بزنيد؟(0.75- دي ماه 83)

23-با ذكر دليل بنويسيد شكل زير كدام يك از انواع نرون ها را نشان مي دهد؟(0.5- دي ماه 83)

 

 

 

24- در انعكاس زردپي زير زانو وظيفه نرون رابط چيست؟(0.75- دي ماه 83)

25-مواد مخدرعملكردي مشابه به كدام انتقال دهنده عصبي دارندوچگونه ازانتقال پيامهاي دردبه مغزجلوگيري مي كنند؟(0.5-مرداد 82)

26- اثر عصب پاراسمپاتيك را بر فشار خون و فعاليت هاي گوارشي بنويسيد؟(0.5 – مرداد 82)

27- دستگاه عصبي مركزي پلاناريا (از كرم هاي پهن)شامل چيست؟(0.5 –مرداد 82و شهريور 81)

28-نورون ها چه اعمالي انجام ميدهند؟(0.75 –شهريور 81)

29-به پرسش  زير پاسخ دهيد؟(0.25 –شهريور 81)

      « اعصاب سمپاتيك چه اثري بر تعداد تنفس دارد»؟

30-ميلين در نرون هاي ميلين دار چه نقشي دارد؟( 0.5 –شهريور81و مرداد 81)

31- از وظايف دستگاه عصبي  ، پاسخ حركتي را توضيح دهيد؟(0.5 – مرداد 81)

32-به پرسشهاي زير پاسخ دهيد؟(1 – مرداد 81)

   الف- نيكوتين در مغز مشابه كدام انتقال دهنده عصبي عمل مي كند؟

    ب-جسم پينه اي چيست؟

    ج- اعصاب پارا سمپاتيك چه اثري بر فشار خون دارند؟

    د- اعصاب سمپاتيك چه اثري بر تعداد تنفس دارند؟

33-    پتانسيل عمل را در نرون تعريف كنيد؟(0.5 – دي ماه 80)

34-    الف-  انعكاس را تعريف كنيد؟

       ب- سخت شامه از كدام بافت تشكيل شده است؟

       ج-بخش حركتي دستگاه عصبي محيطي از دو دستگاه تشكيل شده است، آنها را نام ببريد؟(1- دي ماه 80)


موضوعات مرتبط: نمونه سولات فصل1و2
[ چهارشنبه یکم آبان 1387 ] [ 14:11 ] [ امین ] [ ]

بیشتربدانید

 

الکترو آنسفالوگرافی(نوار مغزی)

الکترو آنسفالوگراف دستگاهی است که به کمک آن امواج ناشی از جریان های بیوالکتریکی مغز را ثبت و اندازه گیری می کند. جریان های تولید شده از تریق بافت های بدن که هادی جریان الکتریکی هستند به الکترود های دستگاه که به پوست سر متصل شده اند وارد می شوند و سپس فعالیت الکتریکی مغز به صورت منحنی هایی به نام الکتروآنسفالوگرام روی نوارکاغذی یا صفحه نمایش ثبت می شود.

(magnetic resonance imaging )M.R.I

یکی از روش های بررسی ساختار مغز استفاده از میدان مغناطیسی است که به طور اختصاری با M.R.I نشان داده می شود در این روش فرد در یک میدان مغناطیسی قوی قرار داده میشود و امواج خاصی از باف های بدن عبور داده می شوند این امواج پس از برخورد به بافت های بدن امواج الکترومغناطیسی آزاد می کنند که پس از پردازش با رایانه تصاویری از بخش های مورد نظربه دست می دهند در این تصاویر جزئیات بافت ها وبخش های سفید وخاکستری مغز به خوبی قابل تشخیص اند.

بیشتربدانید

 

در تير ماه ١٣٥٦، اتفاقي روي داد كه براي هميشه پزشكي نوين را متحول كرد. بجز در انجمن تحقيقات پزشكي، اين واقعه در آغاز تنها يك موج كوچك در جهان بيرون بوجود آورد؛ و آن چيزي نبود بجز نخستين آزمايش MRI بر روي بشر. در آن آزمايش، در حدود ٥ ساعت زمان جهت ايجاد تنها يك تصوير لازم بود. از منظر استانداردهاي امروزي، تصوير اوليه تقريبا زشت بود. دكتر ريموند دامادين، يك دانشمند فيزيك دان، به همراه همكارانش دكتر لاري مينكف و دكتر مايكل گلداسميت، تلاش خستگي ناپذيري در ٧ سال متمادي براي رسيدن به اين نقطه، انجام دادند. آنان نخستين ماشين خود را براي رد گفته هاي كساني كه آن كار را انجام نشدني مي‌دانستند، شكست ناپذير نام دادند.اين ماشين اكنون در مؤسسه اسميت سونيان قرار دارد. تا حدود ١٣٦١، MRI هايي با پويشگر كاملا دستي در سراسر ايالات متحده وجود داشت. امروزه هزاران عدد از MRI‌ ها در چند ثانيه كاري كه به ساعتها زمان نياز داشت انجام مي دهند.
MRI يك فن آوري بسيار پيچيده كه توسط بسياري قابل درك نيست، مي باشد. در زير، به توصيف مختصري از آن مي پردازيم.اساس كاراگر شما يك دستگاه MRI را ديده باشيد، دانسته ايد كه طرح اصلي آن به صورت يك استوانه بزرگ مي باشد. يك استوانه عادي MRI ، به رغم آنكه مدلهاي جديد به سرعت در حال كوچكتر شدن مي باشند، در حدود ٣ متر طول،‌ ٢ متر عرض و ٢ متر ارتفاع دارد. يك حفره  افقي سرتاسري  در داخل آهنربا وجود دارد. اين حفره، تونل آهنربا نام دارد. بيمار كه به پشت خوابيده است، توسط يك تخت مخصوص به داخل تونل كشيده مي شود. اينكه بيمار تا چه مقدار بايد به داخل تونل كشيده شود، بدون توجه به اين كه از سر يا از پا وارد آن مي شود، توسط نوعي تست مشخص مي شود. پويشگر هاي MRI‌ در ابعاد و اشكال گوناگوني يافت مي شوند و مدلهاي جديدتر آنها، داراي چندين درجه آزادي در اطراف مي باشند؛ كه البته طرح اصلي آنها مشابه است. پويش زماني مي تواند آغاز شود كه قسمتي از بدن كه بايد مورد تصوير برداري قرار گيرد، دقيقا هم‌مركز با ميدان مغناطيسي قرار گيرد.

در هنگام اعمال تپ هايي از انرژي امواج راديويي، پويشگر MRI توانايي تفكيك يك نقطه بسيار ريز در بدن بيمار را دارد و در حقيقت اين سؤال اساسي را از بافت مورد نظر مي پرسد : «شما از كدام نوع بافت هستيد؟». اين نقطه ممكن است مكعبي به اضلاع نيم ميلي متر باشد. سيتم MRI نقطه به نقطه بدن بيمار را پويش مي كند و يك نقشه ٢ يا ٣ بعدي از انواع بافت ها را بوجود مي آورد و تمام اين داده ها را در يك تصوير ٢ بعدي يا مدل ٣ بعدي جمع آوري مي نمايد.

MRI مي تواند يك تصوير مايل  از داخل بدن بردارد. ميزان دقت تصوير برداشته شده بطور خارق العاده اي با ديگر روشهاي تصوير برداري رقابت مي نمايد. MRI روشي مرسوم در تشخيص جراحات و حالات مختلف، به دليل توانايي باورنكردني تطابق ويژگيهاي تصوير با مجهولات مورد نظر پزشك مي باشد. با تغيير در مؤلفه هاي تصوير برداري، سيستم MRI مي توان بافت هاي بدن را به فرم ديگري نشان داد كه در تشخيص اينكه بافت مورد نظر سالم يا معيوب است، نقش مثبت بسزايي دارد- ما مي دانيم كه اگر روش A را انجام دهيم، بافت عادي به صورت B ظاهر مي شود؛ و اگر به اين صورت ظاهر نشد، ممكن است ناهنجاري وجود داشته باشد- . سيستم هاي MRI همچنين قادر به تصوير برداري زنده از جريان خون گذرنده از داخل هر قسمت بدن مي باشند كه اين امر به ما اجازه مي دهد بررسي هايي از سيستم سرخرگي بدن بدون مزاحمت بافتهاي مجاور در تصوير برداشته شده، انجام دهيم. در بسياري موارد، سيستم MRI مي تواند بدون تزريق ماده معرف كنتراست كه در راديولوژي سيستم گردش خون مورد نياز است، تصوير برداري فوق را انجام دهد.در اين تصوير، مي توانيد قطعات خرد شده مچ دستي كه در سقوط از ارتفاع شكسته را ببينيد.

شدت ميدان مغناطيسيبراي اينكه بفهميم MRI چگونه كار مي كند، اجازه دهيد از واژه مغناطيسي در «تصوير برداري تشديد مغناطيسي» آغاز نماييم. بزرگترين و مهمترين بخش در در سيستم MRI  آهنربا مي باشد. قدرت آهنربا در يك سيستم MRI با واحد تسلا اندازه گيري مي شود. واحد ديگر معمول اندازه گيري قدرت آهنربا گاوس (١ تسلا برابر ١٠٠٠٠ گاوس مي باشد.) است. آهنرباهايي كه امروزه در MRI استفاده مي شود، در محدوده ٥/٠ تا ٠/٢ تسلا (٥٠٠٠ تا ٢٠٠٠٠ گاوس) قدرت دارند. شدتهاي بزرگتر از ٠/٢ تسلا در تصوير برداري پزشكي كاربرد ندارند؛ در حالي كه آهنربا هاي بسيار قدرتمند تر – تا حدود ٦٠ تسلا- در مصارف تحقيقاتي به كار مي روند. در مقايسه با ميدان مغناطيسي ٥/٠ گاوسي زمين مي توانيد ببينيد اين آهنرباها چقدر قوي هستند.
اعداد فوق، مي توانند تصوري از قدرت مغناطيسي فوق العادة آهنرباي MRI بدست دهند، ولي ذكر چند نمونه روزمره مفيد است.  در صورت عدم مراعات احتياطات سختگيرانه،  اتاق MRI ‌مي‌تواند مكاني بسيار خطرناك باشد. اشياء فلزي در صورت ورود به داخل اتاق تصوير برداري ، مي توانند پرتابه هاي خطرناكي باشند. به عنوان مثال، گيره كاغذ، خودكار، كليد، قيچي، هموستات، گوشي طبي و اشياي مشابهي كه مي توانند بي خبر از درون جيب يا از بدن جدا شده وبا سرعت بسيار زيادي به سوي مدخل آهنربا پرواز كنند كه مي توانند تهديدي براي اشخاص داخل اتاق باشند.  كارتهاي اعتباري، كارتهاي بانكي و هر جسم داراي كد رمز مغناطيسي توسط بيشتر سيستم هاي MRI  پاك مي شوند.
نيروي مغناطيسي كه بر يك جسم وارد مي شود، با نزديك شدن به آهنربا به طور نمايي افزايش مي يابد. تصور كنيد كه در فاصله ٦/٤ متري يك آهنربا، به همراه يك آچار لوله باز كن در دست ايستاده ايد. در اين حالت شما يك كشش ناچيز احساس مي كنيد. اگر دو قدم به آهنربا نزديك تر شويد، كشش خيلي قوي تر مي شود. اگر در يك متري آهنربا قرار گيريد، آچار لوله باز كن از دستتان قاپيده مي شود. هرچه جرم جسم بيشتر باشد، خطرناك تر است و نيروي مغناطيسي وارد بر آن قوي تر است. سطل فلزي زمين شويي، جارو برقي، IV pole ، كپسول اكسيژن، برانكار حمل بيمار، نشانگر قلب و اجسام بيشمار ديگري به داخل ميدان مغناطيسي دستگاه MRI كشيده مي شوند. بزرگترين جسمي كه من ديده ام كه به داخل آهنربا كشيده شده است، يك چرخ دستي پر از بار بوده است (تصوير پايين را ببينيد). اشياي كوچكتر را مي توان با دست از آهنربا جدا نمود؛  در حالي كه اشياي بزرگتر را يا بايد با جراثقال و يا حتي با قطع ميدان مغناطيسي جدا كرد. در اين تصوير ،‌ يك چرخ دستي پر از بار كه به داخل تونل يك سيستم ‌MRI مكيده شده است را مي بينيد.

نكات ايمنيقبل از اينكه به بيمار يا متصدي دستگاه اجازه ورود به اتاق تصوير برداري داده شود، يك بازرسي كامل براي يافتن اشياي فلزي  به عمل مي‌آيد. از اين پس، ما تنها از واژه شئ خارجي براي اشاره به اين نوع ابزار استفاده خواهيم كرد. ولي با اين همه، بسياري از بيماران داراي ايمپلنت هايي در بدن خود هستند كه قرار گيري در معرض ميدان مغناطيسي را براي آنان خطرناك مي سازد. قطعات فلزي داخل چشم، به علت احتمال جابجايي آنها در اثر ميدان، ممكن است موجب صدمه يا كوري چشم شوند زيرا بافت چشم، دور اين قطعات فلزي بافت همبند پيوندي بوجود نمي آورد – برعكس قسمتهاي ديگر بدن – و بنابراين قطعه اي كه ٢٥ سال قبل در چشم قرار داده شده است، به اندازه روز اول قابليت تحرك دارد و در نتيجه خطرساز است. كساني كه داراي دستگاه تنظيم ضربان قلب هستند نيز به علت احتمال خرابي دستگاه در اثر اعمال ميدان مغناطيسي، نمي توانند مورد تصوير برداري قرار گيرند. كليپ هاي اتساع شريان مغز به دليل امكان حركت آنها در اثر ميدان و پاره شدن رگهايي كه در داخل آنها قرار گرفته اند، خطرناك مي باشند. برخي ايملپنت هاي دنداني هم خواص مغناطيسي دارند. ايمپلنت هاي ارتوپدي حتي با اينكه ممكن است فرومغناطيس باشند، به علت اينكه كاملا در درون استخوان محكم شده اند، خطر كمتري دارند. حتي استاپل هاي فلزي داخل بسياري قسمتهاي بدن، همين كه چند هفته از نصب آنها گذشته باشد ( معمولا شش هفته ) به دليل فراگرفتن بافت همبند كافي در اطراف آنها و محكم شدن آنها در جاي خود، مشكلي ندارند. هر بار با يك بيمار با يك ايمپلنت يا جسم فلزي در بدن، مواجه مي شويم، بايد بررسي كاملي براي اطمينان از بي خطر بودن تصوير برداري بر روي او انجام دهيم. برخي از بيماران برگشت داده مي شوند زيرا ريسك ، بيش از حد مجاز است. در اين موارد، عموما روش جايگزيني براي تصوير برداري آنها به جاي اين روش به كمك گرفته مي شود. اين تصوير مقايسه اي بين مغز يك جوان(چپ)، مغز يك ورزشكار ٨٠ ساله(وسط) و فرد ديگري مبتلا به آلزايمر در همين سنين (راست) با مقياس هاي يكسان، به عمل مي آورد.
خطر شناخته شدة زيستي در اثر قرارگيري در معرض ميدان مغناطيسي مورد استفاده در تصوير برداري هاي امروزي وجود ندارد. بسياري ترجيح مي دهند زنان باردار را تصوير برداري نكنند. اين بدان علت است كه تحقيقات زيادي در تأثير هاي زيست شناختي بر روي جنين در حال رشد به عمل نيامده است. دوره سه ماهه اول بارداري به دليل زمان تقسيم و توليد سلولي بسيار سريع، بحراني ترين دوره بارداري مي باشد. تصميم گيري در مورد  تصوير برداري از بيمار باردار، به مشاوره رو در روي متصدي MRI و پزشك متخصص زايمان بستگي دارد. منفعت انجام تصوير برداري بايد بر مضرات هر چند كوچك آن بر روي جنين و مادر برتري داشته باشد. همچنين كاركنان بخش MRI در صورت بارداري مي توانند  با خودداري از ورود به اتاق اصلي MRI در طول دوران بارداري سر كار خود حاضر شوند.

آهنربا
سه نوع عمده آهنربا در سيستم هاي MRI به كار مي روند.• آهنربا هاي مقاومتي كه از چندين دور پيچش سيم در پيرامون يك استوانه توپر يا توخالي تشكيل شده اند كه جريان الكتريكي از درون آنها مي گذرد و توليد ميدان مغناطيسي مي نمايد.  اگر جريان الكتريكي قطع شود ، ميدان مغناطيسي از بين مي رود. ساخت اين آهنرباها كم هزينه تر از نوع ابررساناي آن است(پايين را ببينيد) اما مصرف انرژي بالايي (در حدود ٥٠ كيلووات) به دليل مقاومت ذاتي سيم ها دارد. همچنين ساخت اين آهنرباها در مقياس بيش از ٣/٠ تسلا به صرفه نمي باشد. اين تصوير رشد توموري را در مغز يك زن، از يك مقطع جانبي نشان مي دهد.

• آهنرباهاي دائمي همانگونه كه از نام آن بر مي آيد، داراي ميدان مغناطيسي بيشينه دائمي است و برقراري ميدان در آن هزينه اي در بر ندارد. مشكل عمده اين آهنربا ها سنگيني بيش از حد آنها است: چندين ده تن در آهنرباي با قدرت ٤/٠ تسلا. ساخت آهنرباهاي با قدرت و سنگيني بيشتر مشكل تر است. آهنربا هاي دائمي در حال كوچكتر شدن هستند، ولي هنوز در محدوده ميدان هاي ضعيف باقي مانده اند.
• آهنربا هاي ابررسانا كه بيشترين مورد استفاده را دارند، مانند آهنرباهاي مقاومتي از طريق عبور جريان الكتريكي از داخل سيم هاي پيچيده شده به دور استوانه توليد ميدان مغناطيسي مينمايند. تفاوت عمده اين آهنربا ها با آهنرباهاي مقاومتي، قرار گيري آنها در حمامي از هليم مايع در ١/٢٦٩ درجه زير صفر است. بله، زماني كه شما در دستگاه MRI قرار داريد، در محاصره ماده اي به اين سردي قرار داريد! البته جاي نگراني نيست؛ هليم با روشي مشابه فلاسك خلأ، به خوبي عايق بندي شده است. اين سرماي تقريبا غير قابل تصور، سبب از بين رفتن مقاومت سيم مي شود كه اين به نوبه خود باعث كاهش قابل ملاحظه برق مصرفي و صرفه اقتصادي بيشتر سيستم مي شود. سيستم هاي ابررسانا هنوز هم بسيار گران قيمت هستند ، ولي مي توانند به راحتي ميدان هايي با شدت ٥/٠ تا ٠/٢ تسلا جهت تصوير برداري با كيفيت بالا را فراهم نمايند.ديگر آهنرباهاآهنرباها سيستم هاي MRI را سنگين مي كنند، اما با هر مدل تازه، در حال سبكتر شدن مي باشند. به عنوان مثال، از هشت سال قبل  به اين طرف، برخي دستگاه هاي ٧/٧ تني، در مدلهاي جديد ٤/٤ تني ساخته مي شوند كه طول آهنربا در آنها ٢/١ متر كوتاه تر شده و به ٨/١ متر رسيده است. اين مسأله از نظر رواني براي بيماراني كه ظاهر دستگاه براي آنان ترسناك است، مفيد مي باشد.  اين تصوير MRI برخي از اندامهاي داخلي بالاتنه را نشان مي دهد.
يك ميدان يكنواخت يا همسانگرد با قدرت و ثبات باورنكردني براي تصوير برداري با كيفيت بالا ضروري است. آهنرباهايي كه در بالا به توصيف آنها پرداخته شد،‌ توليد چنين ميدان مغناطيسي را بر عهده دارند. نوع ديگري از آهنربا كه در سيستم MRI يافت مي شود، آهنرباي گراديان نام دارد. سه آهنرباي گراديان در دستگاه MRI با قدرتي بسيار بسيار كمتر از آهنرباي ميدان اصلي وجود دارند كه شدتي در حدود ١٨٠ تا ٢٧٠ گاوس (١٨ تا ٢٧ ميلي تسلا) توليد مي كنند. كار اين آهنرباهاي گراديان در ادامه خواهد آمد.ميدان مغناطيسي اصلي ، بيمار را در يك ميدان يكنواخت و بسيار قوي قرار مي دهد، و آهنرباهاي گراديان ، يك ميدان متغير بوجود مي آورند. بقيه سيسنم MRI‌ از يك رايانه قدرتمند، تجهيزاتي براي تابش تپ هاي RF(فركانس راديويي) به بدن بيمار، در زماني كه در داخل پويشگر قرار دارد، و تعدادي دستگاه هاي ثانويه ديگر، تشكيل شده است. حال به بررسي برخي از اصولي كه بر تصويربرداري حاكم اند مي پردازيم.
تشريح فن آوري: اتمهابدن انسان از بي شمار اتم تشكيل شده است كه سنگ بناي تشكيل هر ماده اي را تشكيل مي دهند. ذرات بنيادي تشكيل دهنده هسته يك اتم داراي اسپين مي باشند كه به صورت دوران حول يك محور آن را مي توان توضيح داد. براي درك بهتر ،‌ مي توان هسته را به صورت ذره اي كه به دور محوري در حال گردش است،‌ و البته با زاويه معيني دور محور عمودي حركت تقديمي دارد،  تصور نمود. محور مخروط، نسبت به محور عمودي حركت تقديمي دارد و بنا بر اين مي گوييم ذره داراي اسپين است.ميلياردها هسته را كه با اسپينهاي تصادفي در هر جهت پراكنده شده اند را در نظر بگيريد. در بدن انواع متنوعي اتم وجود دارند ولي ما در تصوير برداري به روش MRI تنها با اتم هيدروژن سر و كار داريم؛ زيرا به دليل داشتن تنها يك پروتون در هسته و ممان مغناطيسي بزرگ، اتم ايده آلي به شمار مي رود. ممان مغناطيسي بزرگ به اين معني است كه زماني كه در يك ميدان مغناطيسي اتم هيدروژن قرار گيرد اين اتمها تمايل شديدي به هم خط شدن با ميدان مغناطيسي دارند.
در داخل تونل پويشگر، ميدان مغناطيسي دقيقا در راستاي محور لوله كه بيمار در آن قرار گرفته است، بر قرار مي شود. اين بدان معني است كه اگر بيمار به پشت خوابيده باشد، پروتون هاي هيدروژن در بدن بيمار، در راستاي سر يا پاي بيمار قرار مي گيرند. درصد عظيمي از اين پروتون ها اثر يكديگر را خنثي مي كنند، بدين معني كه پروتون هايي كه رو به سر بيمار جهت گرفته اند، اثر پروتون هايي كه رو به پاي بيمار جهت گرفته اند را خنثي مي كنند. تنها يك پروتون از هر ميليون پروتون، خنثي نشده باقي مي ماند. به نظر نمي رسد كه اين مطلب نظر ما را تأمين كند؛ اما فقط همين تعداد اتم هيدروژن در بدن، آنچه ما به آن براي تشكيل تصاوير شگفت انگيز نياز داريم، تأمين مي كند.
 تمام اتم هاي هيدروژن در جهت يا مخالف با جهت ميدان مغناطيسي هم خط مي شوند.اما چنانچه در تصوير مشخص است، در هر مورد يك يا دو پروتون اضافي وجود دارد.فن آوري RFدستگاه MRI يك تپ RF (فركانس راديويي) كه تنها ويژه هيدروژن است، اعمال مي نمايد. تپ فركانس راديويي دقيقا به طرف قسمتي از بدن كه بايد تصوير سازي شود، هدف گيري مي شود. تپ راديويي موجب جذب انرژي براي برعكس شدن اسپين پروتون ها مي گردد. اين قسمت «تشديد» MRI است. تپ RF تنها پروتون هاي يك در ميليون اضافي را مجبور مي كند تا در يك فركانس معين در يك جهت مشخص اسپين نمايند. اين فركانس خاص، فركانس لارمور نام دارد و براي هر بافت بخصوص بر حسب شدت ميدان مغناطيسي محاسبه مي گردد.تپ هاي RF معمولا از طريق يك سيم پيچ ارسال مي شوند. دستگاه هاي MRI‌ داراي مجموعه اي از سيم پيچ ها كه هر كدام ويژه قسمت خاصي از بدن طراحي شده اند، مانند : زانوها،‌ شانه ها، مچ ها، سر،‌ گردن و از اين قبيل مي باشند. اين سيم پيچ ها  عموما با طرح قسمتي از بدن  كه مورد تصوير برداري قرار مي گيرد، انطباق كامل يا حد اقل توافق بسيار نزديكي دارند. سه آهنرباي گراديان كه با خاموش و روشن شدن بسيار سريع خود ميدان مغناطيسي اصلي را درمقياس بسيار كوچكي به نوسان در مي آورند ناگهان باهم به كار مي افتند. اين بدان معني است كه ما مي توانيم دقيقا منطقه اي كه ميخواهيم از آن تصوير بگيريم را مد نظر قرار دهيم .در MRI از مفهومي به نام برش استفاده مي كنيم كه مشابه برشهاي كيكي با ضخامت چند ميليمتر است- برشها در MRI به همين نازكي هستند -. ما ميتوانيم از هر قسمتي از بدن در هر راستا برشهايي تهيه كنيم كه اين امتياز بزرگي نسبت به ساير روشهاي تصوير برداري به دست ميدهد. اين بدان معني است كه بيمار در دستگاه براي تهيه تصويري از زاويه ي ديگر مجبور به چرخش در داخل دستگاه نيست؛ دستگاه ميتواند به وسيله ي آهنرباهاي گراديان ، تصويري  كاملا پرداخت شده به دست دهد.
زماني كه تپ هاي RF‌ قطع مي شوند، پروتونهاي هيدروژن به آهستگي شروع به برگشتن به حالت طبيعي خود (هم خط با ميدان مغناطيسي) مي كنند و انرژي اضافي ذخيره شده خود را آزاد مينمايند. در اين حالت، آنها از خود سيگنالي ساطع مي كنند كه همان سيم پيچ آنها را دريافت نموده و به رايانه ارسال مي نمايد. آنچه سيستم دريافت مي كند، داده هاي رياضي است كه به وسيله تبديل فوريه به تصاوير قابل ثبت بر روي فيلم، تبديل مي شوند. اين معناي عبارت «تصوير برداري » در «تصوير برداري تشديد مغناطيسي ( MRI ) » مي باشد.
پديدار سازيبيشتر روشهاي تصوير برداري، از معرف كنتراست هاي تزريقي يا رنگ هاي تزريقي براي كاربردهاي خاص استفاده مي نمايند. MRI نيز از اين قاعده مستثني نيست. تنها تفاوت در نوع معرف كنتراست مورد استفاده، نوع عمل آن و منظور از استفاده از آن مي باشد.
مواد معرف كنتراست يا رنگهايي كه در پرتونگاري اشعه X يا CT scan بكار ميروند، از يك نوع مي باشند؛ زيرا هر دو روش، از پرتو X (تابش يونيزه كننده) بهره مي برند. اين عامل ها، با جلوگيري از عبور فوتون هاي اشعه X از مناطقي كه در آن قرار دارند، موجب ثبت تصوير مورد نظر بر روي فيلم مي گردند. اين نتايج در مقادير چگالي سايه روشن فيلمهاي اشعه X و CT تأثير مي گذارد. اين رنگها، تأثير زيست شناختي مستقيم بر روي بافتهاي بدن ندارند. معرف كنتراستي كه در MRI‌ بكار مي رود، اساسا متفاوت است. معرف كنتراست MRI از طريق اعمال تغييرات موضعي در ميدان مغناطيسي در بافت مورد نظر، عمل مي نمايد. بافت طبيعي و غير طبيعي در مقابل اين اعمال تغيير جزئي، پاسخ هاي متفاوت و در نتيجه سيگنال هاي متفاوتي ارائه مي كنند.  اين سيگنال هاي تغيير يافته ، تبديل به تصاويري مي شوند كه بيماريها يا بافتهاي غير عادي را بهتر از زمان غياب معرف كنتراست، مي توانند پديدار سازند.

مزايا
 پويش MRI،  بالاتنه را از پهلو نشان مي دهد كه در آن استخوان هاي ستون فقرات مشخص شده اند.
به چه دليل پزشك معالج شما، MRI را تجويز مي كند؟ زيرا تنها راه ديگري كه بتوان داخل بدن را بهتر مشاهده كرد، آن است كه بدن شما را قطعه قطعه كند! MRI براي موارد زير ايده آل است:
• تشخيص MS ((multiple sclerosis• تشخيص تومور هاي غده هيپوفيز و مغز• تشخيص عفونت هاي داخل مغز، ستون فقرات و مفاصل• تشخيص پارگي ليگامان هاي مچ، زانو و قوزك پا• تشخيص صدمات شانه • تشخيص آسيب هاي تاندون• تشخيص تورم هاي  بافت هاي نرم بدن• تشخيص تومور هاي استخواني، كيست ها ، ديسك هاي متورم يا صدمه ديده ستون فقرات• تشخيص حملات قلبي در مراحل ابتدايي آنهااينها برخي از دلايل متعدد  يك تصوير برداري MRI‌ مي باشد.اين واقيت كه MRI‌ از پرتوهاي يونيزه كننده استفاده نمي كند، يك اطمينان خاطر براي بسياري از بيماران است؛ علاوه بر اين، مواد معرف كنتراست MRI داراي اثرات جانبي كمي مي باشند. يك مزيت ديگر MRI ‌ توانايي تصوير برداري از تمام جهات مي باشد. تصوير برداري CT تنها به يك سطح محدود مي شود، و آنهم سطح axial است ( برش عرضي) . يك سيستم MRI ميتواند تصاوير مقطع axial را به خوبي تصاوير‌ مقطعsagittal (برش طولي) و مقطع coronal (برش ارتفاعي)  و يا حتي هر زاويه دلخواه از هر مقطع ديگر، تهيه كند؛ و البته همه اين كارها را بدون حركت دادن بيمار از جاي خود مي توان انجام داد. اگر تاكنون تصوير راديولوژي از شما گرفته باشند، مي دانيد كه براي گرفتن هر تصوير جديد، بايد بدن شما را حركت دهند. سه آهنرباي گراديان، كه در بالا بحث شد، به MRI اين اجازه را مي دهند كه محل تصوير را دقيقا انتخاب نمايد و هر جهت گيري مورد نظر در انتخاب برش ها اعمال نمايد.معايب
با اينكه پويشگرهاي MRI براي تشخيص هاي طبي و ارزيابي وضعيت بافتها ايده آل مي باشند، برخي معايب نيز دارند؛ از جمله:
• بسياري از بيماران به علت اينكه نكات امنيتي درجه بالايي از ريسك را برايشان پيش بيني مي كند، نمي توانند با MRI مورد تصوير برداري قرار گيرند( به عنوان مثال بيماران داراي دستگاه تنظيم ضربان قلب) ، همچنين بيماراني كه از لحاظ جثه بيش از حد بزرگ و سنگين باشند، در تصوير برداري مشكل دارند.
• بيماران زيادي در دنيا هستند كه از پويش شدن توسط MRI مي ترسند و رفتن درون يك دستگاه MRI براي آنان خاطره بدي خواهد بود.• دستگاه در طي پويش، سرو صداي ناهنجار زيادي توليد مي كند. اين اصوات ناهنجار شبيه به چكش زدن بي وقفه و پي در پي به گوش مي رسد. به بيماران گوشي يا هدفون استريو داده مي شود تا صداي ناهنجار را نشنوند. ( در بسياري مركز MRI‌ شما حتي مي توانيد كاست يا CD شخصي خود را براي استماع به همراه ببريد.) اين اصوات، به دليل القاي جريان الكتريكي توسط ميدان مغناطيسي اصلي در سيم هاي آهنربا هاي گراديان به وجود مي آيد و هر چه ميدان مغناطيسي اصلي شديد تر باشد، صداي بيشتري  توليد مي شود.• پويش هاي MRI نياز به كاملا بي حركت نگه داشتن بيمار براي مدت زمان طولاني دارند. مدت زمان پويش مي تواند از ٢٠ تا ٩٠ دقيقه يا بيشتر زمان ببرد. در اين مدت زمان حتي يك جنبش خيلي كوچك منطقه مورد تصوير برداري مي تواند موجب خراب شدن تصويرشود، به شكلي كه تصوير برداري مجدد مورد نياز خواهد بود.• ايمپلنت هاي ارتوپدي ( پيچ ها، صفحات، مفاصل مصنوعي) در محيط پويش، مي توانند اعوجاج هاي شديدي در تصوير حاصل، بوجود آورند. اين پروتز ها موجب ناهمگني ميدان مغناطيسي اصلي مي شوند. با يادآوري اين نكته كه ميدان همسانگرد براي تصوير برداري خوب ضروري است.
• سيستم هاي MRI بسيار بسيار گرانقيمت و در نتيجه تصوير برداري با آنها نيز مستلزم صرف هزينه بالا مي باشد. مزاياي بيشمار MRI بر معايب محدود آن، براي بسياري از بيماران ارجحيت دارد.
آينده MRI
به نظر مي رسد چشم انداز آينده MRI تنها مي تواند در ذهن ما محدوديتي براي خود داشته باشد. مي توان گفت اين فن آوري هنوز در دوران طفوليت خود است. زيرا در مقايسه با عمر بيش از صد سال پرتوهاي X، استفاده از آن تنها در حدود ٢ دهه،  همگاني شده است.
پويشگرهاي بسيار كوچك ويژه قسمت خاصي از  بدن در حال شكل گيري اند. به عنوان مثال، در بعضي مناطق، پويشگرهايي كه به سادگي مي توان زانو، پا يا دست خود را در داخل آن قرار داد، در حال استفاده اند. توانايي ما در پديدار سازي سيستمهاي سرخرگي و سياهرگي، روز به روز در حال بيشتر شدن است. نقشه برداري مغزي از مفز شخصي كه در حال انجام عمل خاصي مانند فشار دادن يك توپ يا نگاه كردن به نوع خاصي از تصاوير مي باشد، محققان را در فهم بهتر طرز كار مغز، ياري داده است. تحقيقات بر روي مولفه هاي كاري ريه ها در تنفس، با بكار گيري هليم-٣ هايپر پولاريزه، در برخي موسسات، جريان دارد. توسعه راههاي جديد و مناسب براي تصوير برداري از حملات قلبي، در آغازين مراحل اوليه آن در حال پيشرفت مي باشد.پيش بيني آينده MRI را مي توان بسيار خوش بينانه تلقي نمود؛ MRI زمينه اي است كه آينده نامحدودي دارد و من اميدوارم اين مقاله در فهم بهتر شما از اساس كار آن به شما كمك كرده باشد.

 

بیشتربدانید

 

 

 

 

 

نخاع يا طناب نخاعي  بخشی از سيستم اعصاب مرکزی است. سيستم اعصاب مرکزی از دو قسمت عمده، يعنی مغز و نخاع تشکيل شده است. نخاع بافت بسيار ظريفی است که توسط تعدادی استخوان محافظت می شود. به اين استخوانها مهره گفته می شود. نخاع در وسط اين مهره ها قرار گرفته و به محل قرار گرفتن نخاع کانال نخاعی گفته می شود. مهره ها به صورت منظم بر روی يکديگر قرار گرفته اند. مهره ها ستون فقرات را ايجاد  می کنند که به عنوان ستون بدن عمل می کند و دارای حالت انعطاف پذيری است. بعلاوه مهره ها  حفاظت از نخاع را نيز بر عهده دارند . قرار گرفته اند. ديسكها در بين مهره ها قرار گرفته اند. ديسک از موارد فيبری سفتی تشکيل شده که در ميان آن ماده نرمتری قرار دارد. وظيفه ديسک جذب ضربه است و به ستون فقرات امکان انعطاف پذيری را می دهد.

مهره ها توسط رباطهايی مهم متصل می باشند، اين رباطها باعث می شوند ستون فقرات حالت ايستاده به خود بگيرد. علاوه بر اين، امکان حرکت به ستون فقرات را می دهند. وقتی آسيب نخاعی روی می دهد اغلب اين رباطها آسيب می بينند. موارد زيادی اتفاق می افتد که مهره ها آسيب ببينند، ولی نخاع سالم بماند، اما ممکن است نخاع با وجود سالم بودن مهره ها، آسيب ببيند.

در بدن انسان سی مهره وجود دارد که ستون مهره ها را قسمت بندی می کنند. اين قسمتها شبيه قسمتهای نخاع می باشند و شامل بخشهای زير می باشند.

گردنی : 7 مهره

پشتی ( سينه ای ): 12 مهره

کمری : 5 مهره

خاجی: 5 مهره ( اين مهره ها بهم چسبيده اند )

دنبالچه: 1 مهره

نخاع :

می توان نخاع را بزرگترين عصب بدن ناميد. اعصاب، ساختمانهای طنابی شکلی ميباشند که از رشته های عصبی کوچکتر تشکيل شده اند. نخاع مانند کابل اصلی تلفن عمل ميكند و مغز را به ساير قسمتهای مختلف بدن متصل می سازد. اگر تصور کنیم که نخاع به صورت کابل اصلی تلفن عمل می کند، مرکز اصلی تلفن مغز بوده و قسمتهای مختلف بدن مشترکين تلفن می باشند. پيامها از مرکز تلفن به مشترکين رسيده و همچنين از مشترکين به مرکز تلفن می رسد. به اين معنی که دستوراتی که منجر به حرکت اندامها می شود، از مغز صادر شده و از طريق نخاع و سپس اعصاب محيطی به عضلات می رسند و همچنين گيرنده های حسهای مختلف مثل حس لمس و يا درد، آن را ثبت کرده و از طريق اعصاب محيطی به نخاع رسيده و بعد به مغز می رسند و باعث می شوند مغز حسهای مختلف را درک کند. از حسهای مختلف می توان به حس لمس، گرما، سرما و درد اشاره نمود. طول نخاع حدود 45 سانتيمتر است و از پايين مغز شروع شده و تا حدود کمر ادامه می يابد.  سی و يک جفت عصب از نخاع خارج می شود. اين اعصاب از قسمتهای مختلف خارج شده و عمل قسمتهای مختلف بدن را کنترل می نمايند. اين اعصاب به صورت زير دسته بندی می شوند.

گردنی: 8 عصب؛ کنترل گردن بازو و دستها را به عهده دارند.

پشتی (سينه ای ) : 12 عصب ؛ کنترل تنه و عضلات فوقانی شکم را به عهده دارند.

کمری: 5 عصب ؛ کنترل عضلات پايين شکم و قسمتهای مختلف اندامهای تحتانی را بر عهده دارند.

خاجی: 5 عصب؛ کنترل قسمتهای پايينی اندام تحتانی را بر عهده دارند، همچنين عملکرد مثانه روده و اعمال جنسی توسط اين اعصاب کنترل می شود.

دنبالچه: يک عصب؛ آخرين قسمت نخاع را بر عهده دارد.

 

آسيب نخاع چيست؟

ممکن است نخاع در اثر بيماری و يا ضربه آسيب ببيند. در اکثر موارد آسيب نخاع به علت فشار وارد شده از مهره ها می باشد و در اثر اين آسيب، نخاع ورم کرده يا دچار خونمردگی می شود. ممکن است آسيب باعث پاره شدن فيبرهای عصبی نخاع شود. عفونت و يا بيماريهای ديگر نيز ممکن است باعث همين نوع آسيبها گردند. برای اينکه نخاع آسيب شديد ببيند، لازم نيست که حتما" قطع شود. اگر چه مطالعات مختلفی در حال انجام است تا امکان ترميم نخاع را فراهم سازد و اين تحقيقات در حيوانات با درصدی از موفقيت همراه بوده است، ولی در حال حاضر نخاع پس از قطع شدن ديگر قابل ترميم نخواهد بود، ولی به تازگی روشهايی برای پيوند نخاع در دست بررسی است و برخی از نتايج اوليه آن اميدوار کننده می باشد. اين جمله به معنی عدم بهبود شرايط بيمار آسيب نخاعی نيست و بسته به اينکه علت آسيب خونمردگی يا تورم باشد، بيمار بهبود عصبی پيدا خواهد نمود. اين بهبودی شامل تغيير در حس و يا توانايی حرکت اندامها و يا هر دو است،مقدار بازگشت حس يا حرکت در هر بيمار متفاوت بوده و با معاينه دقيق تا حدی قابل پيشگيری است.

بعد از ايجاد آسيب نخاعی تمامی اعصابی که بالای محل آسيب قرار دارند به کار خود به همان شکل قبل از آسيب ادامه می دهند، اما در زير سطح آسيب نخاعی اعصاب نمی توانند پيامها را بين مغز و قسمتهای بدن رد و بدل نمايند، علت اين مساله قطع شدن ارتباط بين دو قسمت نخاع است.

تشخيص آسيب نخاع :

پس از آنکه پزشک به وجود آسيب نخاعی مشکوک شد، برای تشخيص آن چند کار مختلف را انجام می دهد.اولين قدم انجام معاينه عصبی است. معاينه عصبی بر اساس امتحان 10 عضله کليدی در هر طرف بدن و 27 نقطه استاندارد حسی در هر سمت بدن است. حسهای لمس سطحی و درد هر دو طرف بدن بر روی نقاط خاصی بررسی می شوند. بسته به نتایج معاينات اوليه، معاينات تکميلی ديگری نيز توسط پزشک انجام می گيرد. گرفتن عکس راديوگرافی به تشخيص شکستگی مهره ها کمک می کند و انجام ام.آر.آی  به تعيين مقدار آسيب ظاهری نخاع کمک می نمايد.

بر اساس يافته های حاصل از معاينه و راديولوژی، پزشک می تواند اطلاعات بسياری در مورد آسيب نخاع کسب کند. ميزان آسيب در هر شخص و مقدار بازگشت عملکرد در آن فرد با فرد ديگر کاملا" متفاوت است. آسيب فرد بر اساس سطح ضايعه عصبی و نوع آسيب توصيف می شود.

آسيب کامل و آسيب ناقص:

در هنگام معاينه يکی از مواردی که پزشک آن را بررسی می کند، کامل يا ناقص بودن آسيب است. پزشک حرکات عضلات مختلف و حس قسمتهای مختلف را بررسی کرده و بر اساس نتايج معاينه عصبی، ناقص يا کامل بودن آسيب را تعيين می کند. دو نوع آسيب نخاعی وجود دارد، آسيب کامل و آسيب ناقص. می توان آسيب کامل را به قطع تمام خطوط ارتباطی تلفن به يک ساختمان تشبيه کرد، ولی در آسيب ناقص تعدادی از اين خطوط تلفن هنوز کار می کنند.

مقدار پيام رد و بدل شده بين مغز و اندامهای محيطی بستگی به اين دارد که چه مقدار از اين خطوط قطع نشده باشند. برخی افراد با آسيب ناقص، حس نسبتا" خوبی دارند، ولی توانايی حرکت ندارند و برخی از آنها توانايی حرکت نسبتا" خوبی دارند. ولی حس آنها خوب نيست.

اختلاف بسيار زيادی بين افرادی که آسيب ناقص نخاع دارند وجود دارد زيرا راههای سالم باقی مانده در آنها کاملا" با يکديگر متفاوت است. همانطور که ذکر شد، در حال حاضر امکان ترميم اعصاب قطع شده در نخاع در دست تحقيق است، اما اعصابی که دچار تورم يا خونمردگی شده اند، قابليت برگشت دارند. اين روند ممکن است به سرعت اتفاق بيفتد يا بسيار آهسته باشد. برخی افراد فکر می کنند که آسيب کامل به معنی قطع کامل نخاع است و آسيب ناقص به معنی قطع ناقص نخاع. چنين تصوری صحيح نيست و اصطلاح کامل و ناقص برای تعريف عملکرد نخاع است و منظور آسيب فيزيکی نخاع نمی باشد. مثلا" ممکن است يک کابل تلفن به طور ظاهری سالم باشد، ولی سيمهای داخل آن بطور کامل قطع شده باشند.

منظور از تتراپلژی ( کوادری پلژی ) يا پاراپلژی چيست ؟

بيمارانی که دچار آسيب نخاعی می گردند، به دو دسته تتراپلژی (کوادری پلژی ) و پاراپلژی تقسيم بندی می شوند. به فردی پاراپلژيک گفته می شود که حس و حرکت تنه و يا اندام تحتانی خود را از دست داده باشد. اين نوع آسيب در اثر صدمه به نخاع در ناحيه سينه، کمر يا خاجی ايجاد می شود. بسته به اينکه آسيب در کجا اتفاق بيفتد، کنترل بخشهای خاصی از بدن از دست می رود، هر چه محل صدمه بالاتر باشد، مقدار بيشتری از حس و عضلات نسبت به کسی که دچار آسيب ناحيه خاجی شده، از دست می رود.

وقتی آسيب در ناحيه گردن اتفاق بيفتد، فرد کنترل حس و حرکت اندام فوقانی، تنه و اندام تحتانی را از دست می دهد. به اين حالت تتراپلژی می گويند. ( تترا و کوادری از لحاظ لغوی به معنی چهار می باشند ). گاهی اوقات نخاع تنها دچار التهاب و خونمردگی می شود و وقتی که التهاب يا خونمردگی برطرف شد، امکان بازگشت عملکرد نخاع وجود دارد، ولی در حال حاضر روش قابل اعتمادی وجود ندارد که مشخص کند کدام اعصاب احتمال برگشت دارند. اما هر چه زمان طولانی تری بگذرد و اعصاب عملکرد خود را به دست نياورند احتمال برگشت آنها کمتر می شود. اگر مقداری برگشت در عملکرد ديده شد، اميد ما برای بازگشت بيشتر عملکرد افزايش می يابد، ولی هيچ تضمينی در اين مورد وجود ندارد.

برخی افراد چند هفته يا چند ماه بعد از آسيب نخاع دچار حرکات خود بخود اندامها، به صورت انقباض عضلات و يا حرکت ناگهانی اندام می شوند. اين حرکات غير ارادی است و اسپاسم عضلانی می باشند و علامت برگشت کار عضله نمی باشند. فرد قادر به کنترل اين حرکات نيست، اسپاسم بعلت دستورات اشتباه اعصاب است که باعث حرکت عضله می شوند. اسپاسم معمولا" درد ندارد، اما ممکن است مدتی طول بکشد تا فرد به اين حرکات غير ارادی عادت کند. اسپاسم عضلات برای فرد می توانند مفيد نيز باشند، زيرا باعث می شوند عضلات انقباض خود را حفظ کنند.

به افزايش شدت اين اسپاسم ها اسپاستيسيتی گفته می شود. شديد شدن اسپاستيسيتی می تواند علامت وجود مشکلی در زير سطح ضايعه نخاعی باشد. به عنوان مثال افزايش اسپاستيسيتی می تواند نشانه وجود عفونت ادراری باشد يا حتی رشد ناخن به داخل گوشت و ايجاد عفونت در آن محل می تواند باعث افزايش اسپاستيسيتی گردد. اسپاسمها اگر باعث بيدار شدن در طول شب شده يا باعث درد شوند، می توانند برای فرد مشکل ساز باشند.

علاوه بر مشکلات ايجاد شده در زمينه حس و حرکت اندامها، آسيب نخاع باعث بروز تغييراتی در وضعيت تنفسی، وضع روده، مثانه و عملکرد جنسی می شود.

آيا آسيب نخاع قابل بهبود است؟

تقريبا" هميشه پس از آسيب نخاع مقداری بهبودی ديده می شود. تحقيقات بسيار وسيعی در حال انجام است و در برخی حيوانات و حتی در انسانها با موفقيتهايی همراه بوده که اميد به بهبود قطع نخاع را در آينده ايجاد کرده است. آسيبهايی که همراه با قطع نخاع نباشند، همراه با درجات متفاوتی از بهبودی می باشند. و می توان گفت در بسياری از بيماران مقداری از بهبودی تورم در نخاع باعث برگشتن عملکرد اعصاب قطع نشده ميگردد.

منظور از بهبودی در وضعيت بيمار چيست و مقدار آن چقدر است؟

بعد از آسيب نخاعی مقداری از قدرت حرکتی و حسی بيمار برگشت می کند. اين مقدار تحت تاثير عوامل مختلفی بوده و در بيماران مختلف با يکديگر متفاوت است، ولی تا حدودی قابل پيش بينی است و بيشتر در طی شش ماه اول پس از آسيب ، ديده می شود، گاهی حتی سالها بعد نيز بهبودی ديده می شود.

****


موضوعات مرتبط: بیشتر بدانید1
[ سه شنبه سی ام مهر 1387 ] [ 21:41 ] [ امین ] [ ]
نیرو های امداد و نجات باید خودشونو زود به محل برسونن

 

عکس العمل سریع نیرو های امداد و نجات

كمك‌هاي اوليه و اهميت آن در حوادث رانندگي

 

يكي از عمومي‌ترين دلا‌يل مرگ قربانيان تصادفات جاده‌اي، آنوكسيا يعني ناتواني در تامين اكسيژن به دليل بسته شدن مجاري تنفسي است. به‌طور متوسط كمتر از چهاردقيقه پس از انسداد مجاري تنفسي، مرگ اتفاق مي‌افتد. زمان معمولي براي رسيدن آمبولا‌نس به محل حادثه، حتي در مناطقي كه داراي امكانات عالي امدادي هستند،10 دقيقه است و اگر در طول اين مدت اقدامات اوليه براي بازگشت تنفس مجروحان انجام نشود، بسياري از آنان خواهند مرد. به‌همين دليل استفاده از تكنيك‌هاي كمك‌هاي اوليه، به‌ويژه با روش‌هاي صحيح تا رسيدن تيم‌هاي اورژانس پزشكي، معنايي بين مرگ و زندگي براي قرباني حادثه دارد.

بررسي‌هاي پزشكي نشان مي‌دهد كه بعد از يك تصادف، ساعات طلا‌يي براي مجروحان حادثه وجود دارد. درطول اين زمان، قرباني حادثه متوقع است كه وسايل نجات فورا فراهم شود و در ادامه، مراقبت‌هاي پزشكي بعدي نيز به كمك آيد تا او شانس بيشتري براي زندگي داشته باشد و ميزان آسيب‌ديدگي‌هاي ناشي از تصادف براي او كمترشود.

توجه به زمان در عمليات امداد رساني، نقش بسيار مهم و حياتي در اين زمينه ايفا مي‌كند، به‌ويژه زماني كه گروه امداد وجود ندارد و يا تاخير كرده است. در اين لحظات هركس كه آموزش كمك‌هاي اوليه را گذرانده باشد مي‌تواند به مجروحان تصادفات جاده‌اي كمك كند. اگر آمبولا‌نس در دسترس نباشد اغلب آنها را مي‌توان با وسايل نقليه گذري به مراكز پزشكي منتقل كرد، البته توجه به اين نكته نيز ضروري است كه نحوه و كيفيت اين كمك‌رساني قويا منوط به داشتن آموزش كافي در مورد كمك‌هاي اوليه است


موضوعات مرتبط: تصادفات جاده ای
[ سه شنبه سی ام مهر 1387 ] [ 21:39 ] [ امین ] [ ]

تصویر

مقدمه

دستگاه عصبی با داشتن نورونها ، هدایت تحریکات را به عهده دارد. تحریکات را حس می‌کند به مغز می‌فرستد در مقابل بخش تحریک شده که تحریک را حس کرده است واکنش نشان می‌دهد. این تحریکات اکثر اوقات از طریق نورونهای واسط صورت می‌گیرد. زیرا به ندرت یک نورون بسیار بلند در بدن یافت می‌شود. تحریکات باعث تولید مواد شیمیایی می‌شوند، این واسطه‌های شیمیایی از راس انشعابات انتهایی اکسون و دندریت که غالب اندامکهای جسم سلولی را دارا هستند، تولید می‌شوند.

پرده‌های مغز و نخاع

سطح بیرونی مغز و نخاع توسط سه پرده یا شامه پوشیده شده است پرده بیرونی سخت شامه ، میانی عنکبوتیه و درونی نرم شامه نامیده می‌شود. سطح بیرونی پرده‌ها بوسیله مزوتلیوم پوشیده شده است.

نخاع

نخاع رابط مغز و قسمتهای دیگر بدن است اعصاب در فواصل معین به نخاع وارد و یا از آن خارج می‌شوند. اعصاب حسی از طریق ریشه‌های پشتی وارد نخاع می‌شوند اعصاب حرکتی ریشه‌های شکمی نخاع را ترک می‌کنند. دو ریشه پشتی و شکمی به هم متصل شده و اعصاب نخاعی را می‌سازند.

مقطع نخاع

مقطع نخاع دارای دو بخش خاکستری و سفید است بخش خاکستری تقریبا به شکل H در وسط نخاع قرار دارد. این بخش غالبا جسم سلولی و دندریت نورونهای فاقد میلین را در خود جای داده است. بخش خاکستری توسط بخش سفید با ستونهای شکمی ، جانبی و پشتی احاطه شده است. این ستونها دارای اعصاب میلین‌دار هستند. رنگ سفید این بخش به خاطر وجود میلین است ستونهای بخش سفید دارای رشته‌های بدون میلین هستند. بازوهای H به نام شاخهای پشتی و شکمی نخاع خوانده می‌شوند. شاخهای پشتی را آوران یا حسی و شاخهای شکمی را وابران یا حرکتی می‌نامند.

اعمال حرکتی نخاع

در نخاع بین سلولهای حسی و حرکتی تعداد زیادی ارتباطات چند نورونی وجود دارد که فعالیت آنها یا باعث آغاز حرکت و یا ممانعت از آن می‌شود این ارتباطات اساس رفلکسهای نخاعی است.حرکت رفلکسی به عنوان پاسخی در قبال تحریک حسی است. از نخاع ، 31 جفت عصب خارج می‌شود که بطور قرینه به اندامهای مختلف چپ و راست بدن می‌روند. محل خروج این اعصاب از فاصله بین مهره‌ها است. هر عصب دارای دو ریشه پشتی و شکمی است در مسیر ریشه پشتی یک گره عصبی هم وجود دارد که جسم سلولی نورونهای حسی در آن واقع است. ریشه شکمی نخاعی ، حرکتی است و رشته‌هایی که در آن قرار دارند فرمانها را از نخاع به طرف ماهیچه‌ها یا غده‌های بدن می برند. جسم سلولی مرتبط با این رشته‌ها در ماده خاکستری نخاع واقع است.



تصویر

مغز

مغز بخشی از دستگاه عصبی مرکزی است که در بالای نخاع و درون جمجمه جای دارد این بخش از پایین به بالا شامل پیاز نخاع ، پل مغزی و مخچه ، مغز میانی ، مغز واسطه‌ای و نیمکره‌های مخ است.

نیمکره‌های مخ

دو نیمکره مخ توسط پلی از ماده سفید به نام جسم پینه‌ای بهم مربوطند. هر نیمکره با دو بخش سفید در وسط و خاکستری در قشر مشخص شده است. بخش خاکستری به ضخامت 3 - 2 میلیمتر این قسمت مخ را تشکیل می‌دهد. انواع نورونهایی که در قشر مخ وجود دارند عبارتند از: سلولهای افقی یا کانال ، هرمی ، ستاره‌ای یا دانه‌ای ، دوکی و چند شکلی. هر قسمت از قشر خاکستری مخ کار ویژه‌ای را برعهده دارد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت واقع است. بخشی از قشر خاکستری مخ هم مرکز حرکات ارادی است.

مخچه

مخچه که تعادل بدن را حفظ می‌کند دارای بخش خاکستری در قشر و بخش سفید در مرکز است. قشر مخچه دارای سه طبقه است: طبقه ذره‌ای در بیرون ، دانه‌ای در درون ، و پورکنژ در وسط. مخچه بوسیله سه جفت پایک که شامل دسته‌هایی از تارهای عصبی می‌باشند با مغز میانی ارتباط برقرار می‌کند. در مرکز مخچه ، هسته‌های مرکزی مخچه قرار دارند. این هسته‌ها از جنس بخش خاکستری هستند که بوسیله بخش سفید احاطه شده است.

هسته‌های مرکزی مخچه از بیرون به درون عبارتند از: هسته دانه‌دار ، هسته سه گوش ، هسته مدور ، هسته فاسیتژیال که هر یک در درون دیگری قرار دارد. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچه‌ای به مخ کمک می‌کنند. پیامهای حرکتی که از مخ به اندامها می‌رود. توسط مخچه ، تقویت و هماهنگ می‌شوند. برای کار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر می‌دهند. در کل کارهای که مخچه انجام می‌دهد همگی غیر ارادی هستند.

بصل‌النخاع

این بخش را می‌توان به عنوان ناحیه وسیعی از نخاع تلقی نمود که شکل آن در انسان شبیه پیاز است. بصل‌النخاع بدون مرز مشخص با نخاع ارتباط حاصل می‌کند در حالی که با بخشهای فوقانی تر دارای مرزهای مشخصتر است. بصل‌النخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده است و فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند قلب ، ششها و اندامهای گوارشی را اداره می‌کند به همن سبب یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد.



تصویر

عقده عصبی

یک عقده عصبی دارای تعداد زیادی نورون است که درون کپسولی از بافت پیوندی قرار گرفته‌اند. تعداد این نورونها ممکن است به 50000 عدد برسد در نتیجه اندازه عقده‌ها متفاوت است هر نورون عقده یک سلول گانگلیون خوانده می‌شود.

دستگاه عصبی محیطی

رشته‌های عصبی عقده‌های نخاعی- جمجمه‌ای و خودکار جزء اعصاب محیطی به شمار می‌روند و شامل سه گروه عصب است: اعصاب حسی که از اندامها به مغز و نخاع می‌روند، اعصاب حرکتی که از مغز و نخاع به ماهیچه‌ها و غده‌ها می‌روند و اعصاب مختلط که شامل رشته‌های حسی و حرکتی هستند.

اعصاب پیکری و خودمختار

اعصاب حرکتی که از دستگاه عصبی مرکزی به اندامها می‌روند.
  • بخش پیکری: که پیام انقباض را به سلولهای ماهیچه‌ای مخطط می‌برند و ارادی هستند.

  • بخش خودمختار: که غیر ارادی است این اعصاب کار اندامهایی چون قلب ، کلیه ، شش و ... را اداره می‌کنند.
رشته این اعصاب خود به دو صورت سمپاتیک و پاراسمپاتیک نامگذاری می شوند. اعصاب سمپاتیک به دو ردیف گره عصبی واقع در دو طرف ستون مهره ها مرتبط هستند اعصاب سمپاتیک بدن را برای فعالیت بیشتر آماده می کنند. اعصاب پاراسمپاتیک برخلاف اعصاب سمپاتیک عمل می‌کنند مهمترین عصب پاراسمپاتیک از بصل‌النخاع آغاز می‌شود و پس از عبور از گردن به سینه و شکم می‌رسد
موضوعات مرتبط: مغز و نخاع
[ سه شنبه سی ام مهر 1387 ] [ 20:58 ] [ امین ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ برای آشنائی با برخی مکانیسم های بدن انسان وسایر جانداران طراحی شده امیدوارم استفاده ی سالم و کافی را از این وبلاگ ببرید.(نظر یادتون نره) البته اگر شما دوستان عزیز فکر می کنید مطلبی که متانسب با موضوع وبلاگ می باشد دارید به این آدرس ایمیل کنیدMortal_20@yahoo.com
" با تشکر مدیر وبلاگ"


موضوعات وب
امکانات وب
http://www.lazem.ir/site_gallerycode.php
ایران رمان